وقتی الفبای سپاس را نمی‌شناسیم

حاشیه نگاری مراسم روز معلم در فرهنگسرای بهمن

شنیده‌ها از مراسم روز معلم در فرهنگسرای بهمن حاکی از نارضایتی برخی از تقدیرشوندگان است. مراسمی‌با عنوان الفبای سپاس

رسمی‌است مرسوم و شایسته که در بین ملت‌های مختلف رواج دارد و آن، تقدیراز بزرگان،هنرمندان، معلمان و کسانی است که به میهن و مردم کمک کرده و میکنند. هر ملتی مطابق فرهنگ و رسوم خود این گونه مراسم را برگزار می‌کند.

آنچه در این گردهمایی مهم است،حفظ شأن شخص یا اشخاصی است که قرار است از آنان تجلیل و تقدیر شود.

در کشور ما نیز به وفور از این گونه مراسم تقدیر و تجلیل برگزار می‌شود، برخی شایسته مقام تقدیر شونده است، بعضی نیز متاسفانه به جای تجلیل به توهین تبدیل می‌شود!
شهرداری یکی از مناطق تهران بزرگ،  شاید برای اینکه از قافله عقب نماند و بهانه ای پیدا کند برای به چشم رؤسا آمدن، تصمیم گرفت مقام معلم را پاس داشته و درمراسمی‌از معلمان و مدرسان تقدیر کند.

برگزاری مراسم تقدیر از معلمان در فرهنگسرای بهمن

تقدیر از معلمان فرهنگسرای بهمن
روز معلم

این مراسم در کشتارگاه تهران(فرهنگسرای بهمن) با حضور مسوولان منطقه، معلمان و مهمانان برگزار شد.

7 نفر از استادانی که در مراکز مختلف آموزشی به هنرجویان آموزش داده بودند، به عنوان منتخب به بالای سن دعوت شدند تا در حضور جمع و با اهدای هدایا از آنان

تقدیر و تجلیل به عمل آید. به هر کدام از این معلمان نیز پاکتی تقدیم کردند که همان لحظه همه فهمیدند کارت هدیه بانکی است.

نمایش تمام شد و این هفت نفر از بالای سن پایین آمده و روی صندلی‌های خود جای گرفتند.

یکی از معلمان گوشه پاکت را باز و نیم نگاهی به کارت انداخت، گل از گلش شکفت، 15 میلیون تومان به چشمش آمد.

شگفتی در چشمان معلم از دیدن کارت هدیه

دوباره نگاه کرد، یک صفرش کم شد!

باز در دلش گفت خدا را شکر!

چراغ‌ها که کاملا روشن شد، دوباره نگاهی به کارت انداخت، یک صفر دیگر غیب شد!

چند بار چشمانش را مالید تا آنچه را می‌بیند باور کند، اما تعداد صفرها بیشتر نشد که نشد.

از شدت ناراحتی به خاطر توهینی که به او شده بود، نزدیک بود فریاد کشیده و صاحبان مراسم را رسوا کند، اما شرم ذاتی معلمی‌به او اجازه نداد.

این چه حرکت توهین آمیزی است که مسوولان شهرداری آن منطقه به آن مبادرت کردند؟

معلم با هزار و یک مشکل ریز و درشت کنار می‌آید و با سیلی قناعت صورت خویش را سرخ نگه می‌دارد تا شان و آبروی خود را حفظ کند،

اما عده ای برای رفع تکلیف ، خوش رقصی برای روسای بالا دست و کسب وجهه ، با بهانه قرار دادن روز معلم چنین توهین بزرگی را در حق

معلمان روا داشتند!

کارتهای صد و پنجاه هزار تومانی

اگر این کارت صدوپنجاه هزار تومانی را در همین مراسم به یک کودک می‌دادند، بی شک داد و فریاد کرده و کارت را به سر و صورت اهدا کننده می‌کوبید!

مگر آبروی معلمان، زبانم لال بازیچه است که با آن این گونه بازی می‌کنند؟ مگر این عده با وعده گرفتن کارت هدیه به مراسم آمدند که با آنان چنین توهین آمیزبرخورد شد؟!

شهرداری که با یک اشاره 5میلیار تومان پول بی زبان را از جیب مردم بیرون کشیده و به پای گردانندگان جشنواره جهانی فیلم فجر می‌ریزد یا کرور کرور پول به حیاط خلوت خانه سینما می‌پاشد، نمی‌توانست هدیه آبرومند تری برای این معلمان آبرومند تهیه کند؟ اگر یک جلد کتاب یا نیم کیلو پسته به آنان می‌دادند، بسیار بهتر وآبرومندانه تر بود!

شهرداری که با هزار ترفند جیب مردم گردن باریک را می‌زند و با یک لبخند به حساب مردان و زنان گردن کلفت می‌ریزد،نمی‌توانست و نمی‌تواند به گونه ایشایسته از معلمان تقدیر کند؟!

هرگز فراموش نمی‌شود روزی که شهردار وقت تهران صدها میلیون تومان پول مردم را به پای عده ای شبه هنرمند ریخت تا آنان را مرید خود کرده و چهره ای مردمیبه خود بگیرد!

معلمان و مردم، این گونه رفتارهای توهین آمیز را هرگز فراموش نکرده و نخواهند کرد. توهین کنندگان را نیز به خدا واگذار کرده و می‌کنند.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.