نقد و بررسی رمان حکومت نظامی‌نوشته خوسه دونوسو نویسنده شیلیایی

نقد و بررسی رمان حکومت نظامی نوشته خوسه دونوسو نویسنده شیلیایی

حکومت نظامی‌نام رمانی است از خوسه دونوسو نویسنده شیلیایی که در سال ۱۹۸۶ نوشته شد.

این رمان اگرچه رویکرد سیاسی ندارد ولی نشان دهنده خشم و به دنبال آن ناکارآمدی جامعه روشنفکر است.

«خوسه دونوسو» در «حکومت نظامی» ضرورت مسئولیت پذیری هنرمندان در مقابل اجتماع را به تصویر می‌کشد.

حکومت نظامی‌نوشته خوسه دونوسو (انگلیسی: José Donoso; ۵ اکتبر ۱۹۲۴ – ۷ دسامبر ۱۹۹۶) یک نویسنده اهل شیلی بود. دونوسو از نویسندگان مهم دوره شکوفایی ادبیات آمریکای لاتین به شمار می‌رود. وی در اعتراض به دیکتاتوری پینوشه تن به تبعیدی
حکومت نظامی

مانونگو ورا, خواننده شیلیایی است که سالها در پاریس ساکن بوده است, برای شرکت در مراسم درگذشت همسر “پابلو نرودا” همراه با پسرش به شیلی باز میگردد.

برخورد و ملاقات دوباره او با هم حزبانش و مواجهه با این موضوع که شیوه مبارزاتی گذشته اکنون هیچ کارایی ندارد, تا حدی مانونگو را سر در گم می‌کند. اگرچه او همانند گذشته به سبک مبارزان لباس می‌پوشد اما به دلیل آنکه اکنون خواننده ای جهانی است- و شاید پیام آور صلح- از حمل اسلحه خود داری می‌کند.

شهرت, همان چیزی است که باعث می‌شود مانونگو ورا نتواند آنگونه که می‌اندیشد عمل کند. حتی در برخورد با فرزندش – نسل آینده شیلی, که دور از وطن متولد شده و رشد و نمو یافته – نمی‌تواند آنطور که  در راستای ملی گرایی صحیح و ضروری می‌داند, واکنش نشان دهد.
شخصیت مانونگو به نوعی خود خوسه دونوسو را نشان می‌دهد, مبارزی که در رفاه زندگی کرده است و همین رفاه باعث شده است دونوسو سیاست مداری چپ گرا نشود. اما در نهایت, با روی کار آمدن آگوستو پینوشه, دیدگاه خوسه دونوسو نیز تغییر کرد.

مانونگو ورا نیز در خلال داستان با جودیت توره آشنا می‌شود, زن مبارزی که بر خلاف طبیعت زنانه با وجود یک فرزند همچنان به فعالیت‌های سیاسی دست می‌زند. او در زندان شکنجه شده است و اکنون در ساعات حکومت نظامی‌به دنبال شکنجه گرش می‌گردد تا از او انتقام گیرد.

جودیت نماد خشم محض در جامعه است , خشمی‌که در نهایت منجر به شکنجه و آسیب به خودش می‌شود.
جودیت مبارزی است که با میل خود علیرغم سختی‌ها و شکنجه‌ها در وطن مانده است. اونقطه مقابل شخصیت مانونگو است, مبارزی که خارج از وطن تنها با استفاده از کلمات و موسیقی مبارزه کرده است.

نقطه اوج داستان جایی است که مانونگو شبی را با جودیت خارج از خانه در محدوده حکومت نظامی‌می‌گذراند. همین امر سبب می‌شود او با واقعیت اصلی کشورش رو به رو گردد.

مانونگو برای نجات کشورش دست از حزب گرایی بر میدارد و این همان هنر ظریف خوسه دونوسو است, اگرچه در داستان احساس می‌کنیم این تغییر جناح بخاطر مسائل احساسی اتفاق افتاده است, ولی در نهایت پی میبریم که مان.نگو با تلنگری که در مراسم خاکسپاری ماتیلده همسر پابلو نرودا خورده است به خود آمده.

“با انتخاب نکردن هیچ حزب و جناحی تمرکز مانونگو از گذشته به حال تغییر می‌کند و واقعیت‌های تلخ اطرافش را به وضوح مشاهده می‌کند.”

خوسه دونوسو در حکومت نظامی‌تفاوت مبارزه فعال و غیر فعال را نشان می‌دهد. جامعه هنری و روشنفکران را دعوت به آرامش می‌کندو چراکه خشم اگرچه در کوتاه مدت شعله مبارزه را روشن نگه می‌دارد ولی آنچه که برای حفظ کشور نیاز است, سیاستی واقع گرایانه و همه جانبه است.
خوسه دونوسو این داستان را در سه بخش زمانی روایت میکند, غروب که ورود و سردرگمی‌مانونگو را نشان می‌دهد, شب که پرده از واقعیت هولناک وضعیت موجود بر میدارد, و صحنه مربوط به روز که با حضور بچه‌ها به پایان می‌رسد.
کوکانی که هرکدام از والدینی با گرایش سیاسی متفاوت هستند, در کنار هم نشسته اند و به داستان نویسنده مشهور دیگری گوش می‌سپارند که از تاریخچه کشور برایشان داستان سرایی میکند, این امرنشان دهنده ضرورت هنرو ادبیات در تربیت نسل آینده برای حفظ فرهنگ و کشور است.

خوسه دونوسو در نوامبر ۱۹۹۹۰ برنده جایزه ملی ادبیات شیلی شد، وقتی نظر و احساسش را دربارهٔ دریافت این جایزه پرسیدند، گفت: «انگار کسی میخی به دیوار کوبیده تا تصویر بعد از مرگ مرا از آن آویزان کند!»

رمان حکومت نظامی‌نوشته خوسه دونوسو توسط عبدالله کوثری ترجمه گردید و در نشر نی به چاپ رسید.

 

غزل قربانپور

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.