روز جهانی تلویزیون و نگاهی به وضعیت تلویزیون در ایران

روز جهانی تلویزیون و نگاهی به وضعیت تلویزیون در ایران

کامران فلاحت زاده

مجمع عمومی‌سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۶میلادی، بیست ‌و یکم نوامبر را به‌‏عنوان «روز جهانی تلویزیون» تعیین کرد. سازمان ملل متحد هدف از چنین اقدامی‌را ترغیب کشورها به تبادل برنامه‌های تلویزیونی به‌ویژه برنامه‌هایی اعلام کرد که برای گسترش صلح، توسعه‌ی اجتماعی و اقتصادی و تقویت مسائل فرهنگی جامعه ساخته می‌شود.

از این‌‏رو، همه‌‏ساله هم‌‏زمان با این روز، گردهمایی روز جهانی تلویزیون در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک برگزار می‌شود. در این گردهمایی، صاحبان شبکه‌های تلویزیونی و اهالی رسانه از سراسر دنیا دور هم جمع می‌شوند.

تاریخچه تلویزیون در ایران

تاریخچه راه اندازی تلویزیون در ایران به یازدهم مهرماه ۱۳۳۷ برمی‌گردد که تحت عنوان تلویزیون ملی ایران و بعدها در سال ۱۳۴۶ پس از تصویب اصلاحاتی در مجلس سنا با نشان سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران فعالیت رسمی‌خود را با یک فرستنده در تهران آغاز کرد و پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی‌با تغییر عنوان به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی‌ایران فعالیت خود را با گسترش شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و توسعه امکانات و تجهیزات فنی و محتوایی از سر گرفت و در حال حاضر با ۱۹ شبکه تخصصی، ۱۲ شبکه برون مرزی ،۳۴ مرکز استانی، ۲۰ دفتر نمایندگی خارج از کشور و ۲ شبکه تلویزیونی اینترنتی مشغول به فعالیت و تولید و پخش برنامه می‌باشد.

در این سال‌ها این سازمان همواره با چالش‌ها و انتقادات جدی همراه بوده که مهمترین آن ریزش چشمگیر طیف مخاطبان و افزایش روزافزون اقبال عمومی‌به شبکه‌های ماهواره ایِ عمدتا فارسی زبان علیرغم امکانات، میزان درآمد ، نیروی انسانی و تعدد شبکه‌های این سازمان به نسبت شبکه‌های ماهواره ای بوده است.

چالش تلویزیون خصوصی

در حالی که همچنان بسیاری در تلاش برای راه اندازی شبکه‌های تلویزیونی خصوصی با رسانه ملی و نهادهای ذیربط کشمکش دارند و همچنان این سازمان مصاف سخت با رقیب بی رحم خارجی را بر رقیب قابل کنترل داخلی به دلایلی نامعلوم ترجیح می‌دهد که برخی شواهد میدانی از افزایش چشمگیر آمار مخاطبان شبکه‌ها و کانال‌های مجازی و تلگرامی‌حکایت دارد که اگر این گزاره را با توجه شواهد آشکار، مقرون به صحت فرض کنیم باید پذیرفت که تلویزیون حتی کارزار مخاطب را به برخی سلبریتی‌ها و کانال‌های مجازی هم باخته و پذیرش این شکست اگرچه تلخ و ناباورانه است اما می‌تواند آغاز شهامتی جسورانه و تلاشی مجدانه برای انجام اصلاحات ساختاری و بازنگری اشتباهات و نقاط قوت گذشته تلقی شود.

تلویزیون در زلزله کرمانشاه

در همین حادثه دردناک زلزله اخیر غرب کشور شبکه خبر بارها از طریق زیرنویس اعلام میکرد که مردم عزیز موثق ترین اخبار را از طریق این شبکه و رسانه ملی تعقیب کنند و به اخبار و شایعات وقعی ننهد.. این تمنای به حق رسانه ملی برای کانالیزه کردن و مدیریت اخبار موثق در این برهه که موجی از ترکیب شایعه و دروغ و صحت در فضای مجازی افکار عمومی‌و حتی دامن خود رسانه ملی را نیز در برخی موارد دربرگرفت به مثابه این بود که جماعتی با اشتیاق گرد عده ای وراج بلندگو به دست و بعضا شایعه پراکن با جامه ای فاخر و زر و سیم در انبان جمع شده و آنسوتر فردی تک و تنها با جامه ای مندرس و دستی خالی فریاد می‌زند آی مردم.. آنها دروغ میگویند به من گوش کنید!!

پرسشی از مخاطبان

من از خود شما خواننده گرامی‌می‌پرسم: چه تعداد از افراد خانواده ، فامیل، جمع دوستان و آشنایانتان بیننده پرو پاقرص شبکه‌های تلویزیون داخلی هستند و چه تعداد پای برنامه‌های متنوع ماهواره و فضای مجازی؟!!

شاید بتوان یکی از مهمترین دلایل این سیر کاهش مخاطب را بر اساس تجربه زیسته و شواهد میدانی در سرخوردگی و حذف نیروها و مدیران متخصص، کاربلد و باتجربه در حوزه‌های مختلف و ورود نیروها و مدیران فاقد تخصص و تبحر رسانه ای و بیگانه با مدیوم تلویزیون برشمرد وبه تبع آن موجی از بی اعتمادی ناشی ازبدعهدی‌های مالی، و اخلاقی درزیر مجموعه‌ها دانست. نیروهای موثری که هزینه‌های فراوانی برای تربیت و افزایش مهارت‌های فنی شان طی سالها توسط همین سازمان عریض و طویل صداوسیما داده شده و درست در بزنگاهی که موعد ثمردهیشان بود بدلیل همسو نبودن با فلان مدیر تازه وارد یا برخی حب و بغض‌ها، انگ چسباندن‌ها، مواضع سیاسی و قدرناشناسی‌ها، بی محابا و بدون در نظر گرفتن سوابق حرفه ای اشخاص و اثرات و تبعات ریز و درشت آن کنار زده شدند و عمدتا جای خود را به نیروها و مدیرانی دادند که در راستای منافع و خوشایند یک گروه خاص یا فلان مدیر بودند ولو اینکه کوچکترین شناخت و یا قرابتی با تلویزیون به عنوان اثرگذارترین و فراگیرترین رسانه کشور نداشته باشند!

ممیزی‌های سخت گیرانه در تلویزیون

یکی دیگر از آسیب‌های مبتلابه شبکه‌های تلویزیونی داخلی قوانین و ممیزی‌های سختگیرانه و بعضا غیرضروری، اعمال سلیقه‌های شخصی در روند برنامه سازی، عدم نیازسنجی دقیق مخاطب و بعضا دور شدن از سلیقه و ضرورت‌های روز جامعه می‌باشد که عمدتا با ارائه تخمین‌های دور ازواقعیت در خصوص اثرات و میزان مخاطبان برنامه‌های پخش شده به مدیران بالادستی برای سیاستگذاری‌های آتی همراه بوده است.

برنامه نود
برنامه نود

تجربه‌های موفق

با تدقیق در کارنامه رسانه ملی به روشنی در می‌یابیم که در هر مقطعی که صداوسیما قدری از ساختارهای کلیشه ای و خطوط مایل به قرمزش فاصله گرفته و مدیریت روزآمد جای مدیریت سنتی را گرفته و از نیروهای توانمند و خلاقش حمایت کرده به خوبی جواب گرفته و در مصاف رسانه ای گوی سبقت را از همه رقبا ربوده که مثال بارز آن را می‌توان در حوزه برنامه سازی در برنامه پرمخاطب ۹۰ ،خندوانه، صبح بخیر ایران، دورهمی و در راه اندازی شبکه‌های جدید به شبکه‌های سه، خبر و العالم در سالهای بدو تاسیس شان اشاره کرد.

تلاشهایی برای بهتر شدن

به عنوان نمونه شبکه خبر در حالی تاسیس شد که شبکه‌های تلویزیونی به لحاظ آرایه‌های گرافیکی در بدوی ترین روزگار خود بودند و استفاده بجا از کانال‌های گرافیکی مکملِ تصویر مثل زیرنویس، اعلام ساعت، لوگوی رنگی ۲بعدی متحرک، جانی تازه در رگهای تلویزیون دمید..

دورهمی
دور همی

مجریان جوان و خنده رو جای گویندگان خبر عبوث و جدی سابق را گرفتند و در بعد محتوایی و خبری نیز تحولی اساسی در زمان خود محسوب می‌شد.

در حوزه فیلم و سریال نیز نمونه‌های موفق تاریخی چون مدار صفر درجه، یوسف پیامبر(س)، کیف انگلیسی از جمله آثار موفقیست که علاوه بر مخاطب داخلی در خارج از مرزها هم مخاطبان بسیاری را به خود جذب کردند.

نقاط ضعف

یکی دیگر از نقاط ضعف این روزهای تلویزیون عدم هماهنگی و تشریک مساعی بین شبکه‌های مختلف سیما و فقدان استراتژی کارآمد برای بهره برداری بهینه از ظرفیت‌های موجود به منظور همپوشانی و تشکیل زنجیره رسانه ای است بطوریکه با راه اندازی شبکه‌های جدید عمدتا سایر شبکه‌ها رغبتی برای معرفی شبکه جدید و برنامه‌های آن نشان نمیدهند و با این کار عملا همان حداقل امکان رسانه ای برای شناساندن و جذب مخاطب در شروع کار خود را از دست می‌دهند در حالیکه فلان شبکه ماهواره ای از ماهها قبل با ساخت آنونس‌ها و تریلرهای مهیج مدام زمان پخش برنامه‌های خود را در بوق و کرنا می‌کنند.

در خصوص راه اندازی شبکه‌های تخصصی که بنده با سیاق فعلی از منتقدان جدی آن هستم بزرگترین نقد وارده بلاتکلیفی و عدم هدف گزاری صحیح این قبیل شبکه‌ها و سردرگمی‌در تولید محتوا بر اساس مخاطب هدف است.
اساسا حتی در سایر کشورها هم این قبیل شبکه‌ها خیلی تجربه موفقی از آب درنیامده مگر آنکه به قدری سطح برنامه سازی در این شبکه‌ها قوی ، متنوع، خاص و مبتنی بر نیازسنجی دقیق مخاطب باشد که بتواند در این وانفسای رسانه ای که فرصت جلب نظر مخاطب تلویزیونی ریموت به دست! در دنیا به کمتر از ۵ ثانیه رسیده، عرض اندام کند.

هیچ شبکه تلویزیونی تخصصی به فراخور حوزه فعالیت خویش بی نیاز از تولید برنامه‌های سرگرم کننده ( Entertaining) ، نمایشی، مستند، ترکیبی و… نیست و دیگر دوره برنامه‌های گفتگومحور کسل کننده و طولانی با سیاق فعلی آن سرآمده و با ذائقه بیننده کم حوصله امروزی همسان نیست.

 

مصلحت اندیشی

گرچه نگارش این سطور برای نگارنده که خود سالها سابقه همکاری با این سازمان را دارد ممکن است تبعاتی هم در پی داشته باشد! اما از آنجا که معقتدم ما بزرگترین آسیب را از محل همین مصلحت اندیشی‌ها، تسامح کردن‌های مخرب و بعضا عافیت طلبی‌ها وارد کردیم و تا وقتی اشکالات و حقایق هرچند تلخ را از دل خودانتقادی‌های دلسوزانه تاب نیاوریم امیدی هم به بهبود نخواهد بود بی مناسبت ندیدم تا ضمن تبریک این روز به همه همکاران پرتلاشم در بخش‌های مختلف سازمان از گذشتگان تا همراهان امروز که علیرغم همه مشکلات و تنگناهای موجود مجدانه و مجاهدانه برای سرآمد بودن می‌کوشند، نگاهی گذرا، منصفانه و نزدیک به واقعیت نسبت به وضع دیروز و حال امروزمان بیندازیم.

نقد منصفانه بسان درد نیش گون همان سوزنی است که پزشک با نیت معالجه دردمان تجویز می‌کند، شاید قدری گزنده باشد اما در نهایت نیتی جز خیرخواهی و علاج در آن نیست.همه ما فرزندان این آب و خاک و این انقلابیم، همه ما در یک سنگر و دوشادوش هم ایستادیم و همچون روزهای پرافتخار جنگ که تا پای جان برای حراست از اعتقاد و سرزمینمان پایمردانه جنگیدیم امروز هم در این رویارویی رسانه ای با تمام توان خواهیم ایستاد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.