محمد اسعدی و دنیای هنر

معرفی هنرمندان و نویسندگان معاصر یکی از اولویتهای مجموعه فرهنگی سرزمین هنر بوده و هست. ما معتقدیم هنرمند باید در زمانه خود قدر ببیند و بر صدر بنشیند. به همین دلیل است که تلاش می کنیم جامعه فرهنگی وهنری را با چهره های فعال اما کمتر شناخته شده حوزه های مختلف ادبی، فرهنگی و هنری آشنا کنیم. این بار به سراغ مردی فعال و کم هیاهو رفته ایم که آشنائی با او را به علاقمندان توصیه می کنیم. گفنگو با آقای محمد اسعدی نویسنده و شاعر معاصر را تقدیمتان می کنیم.

محمد اسعدی  از جمله هنرمندانی است که در رشته های مختلف هنری اعم از داستان و شعر و نقاشی و موسیقی دستی دارد. با ایشان در جلسات نقد و بررسی داستان آشنا شدم .  نقدهای سنجیده و قابل تاملی از داستان های نویسندگان ارائه می دادند.  محمد اسعدی بیست سال سابقه کار در فرهنگسراها و مراکز فرهنگی و هنری تهران در پست های مدیریتی فرهنگی هنری و مالی و اداری دارند. فعالیت هنری را در سال ۱۳۶۰ با آموزشِ نوازندگی ویلن و تئوری موسیقی آغاز کرد. بعد از یک سال کار، به علت محدودیت های آموزش موسیقی  درآن سالها وعزیمت به تهران، نگارش داستان کوتاه را در سال ۱۳۶۳ با استاد ناصر ایرانی در کانون پرورش فکری آغاز کرد و در همان سالها داستان کوتاه “دوچرخه قرمز” در مسابقه داستان کوتاه جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران به عنوان مقام دوم برگزیده و  در مجموعه داستان “بعد از باران” از انتشارات جهاد دانشگاهی اتفاق افتاد. محمد اسعدی در دهه هفتاد، عضو انجمن ادیب نیشابوری و انجمن سخن نیشآبور زیر نظر استاد بی ریای گیلانی متخلص به شیدا و درکنار دکتر محسن ذاکرالحسینی، جواد محقق نیشابوری، حیدر یغما و خانم نوشین گنجی و دیگر شعرای نیشابور، کار کرد. ضمن علاقه فراوان به فعالیتهای فرهنگی و هنری، مدتها به دلیل مشغله کاری فرصت فعالیت هنری و ادبی را  پیدا نکرد. او فعالیت مجدد خود را از سال ۱۳۹۰ با کسب مقام در جشنواره شعر رضوی آغاز کرد. فعالیت داستانی جدی او از سال ۹۳ با حضور در کارگاههای داستان محمدرضا گودرزی آغاز شد. داستان کوتاه “ویلن طلایی” به مرحله نهایی مسابقه داستان کوتاه جشنواره افسانه ها وجشنواره سیمرغ در سال، ۹۴ و ۹۵ راه یافت. همچنین او در جشنواره شعر عاشورایی در شیراز در سال ۹۵ با شعر ” دست دستان” نائل به کسب مقام اول شد. محمد اسعدی در حال حاضر با حضور در کارگاهها و نشستهای  داستانی و شعر به داستان خوانی و شعرخوانی و نقد داستان مشغول است. مجوز مجموعه داستان کوتاه از او به نام ” جوالدوز شیطان” به تازگی صادر شده است. محمد اسعدی متولد شهرنیشابور است. لیسانس اقتصاد از دانشگاه علامه طباطبایی و فوق لیسانس مدیریت اجرایی از دانشگاه تهران دارد. او نقاشی می کشد. شعر می نویسد. نقد فیلم و داستان می کند. اما همه این ها را، صرفا جایگزینی برای عشق به موسیقی و نوازندگی ویلن می داند.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

هنرلند آقای محمد اسعدی ، این همه ذوق هنری شما از کجا سرچشمه گرفته است و چرا تا به حال در صدد طی یک مسیر خاص هنری نبوده اید؟

با واژه ی ” ذوق” کاملا موافقم. خود را هنرمند نمی دانم و صرفا شاید ذوق هنری داشته باشم. فکر می کنم بیش از همه، پدرم که از کودکی برای من و برادرها و خواهرهایم، در شبهای طولانی زمستان “زینت المجالس” و “فَرَج بعد از شدت” می خواند، خوشنویسی می کرد و شعر می سرود، نقش اصلی را داشته است. بعد از او، دخترم سولماز اسعدی مهمترین مشوق من برای آغازی دوباره بود. دوستانی داشتم که صمیمی ترینشان یا شاعر بودند، یا داستان نویس و فیلمساز. مشخصا فریدون هندی و محمد رضا اخباری نیا، که متاسفانه هردو، به طور پی درپی مرحوم شدند.

هنرلند در زمینه داستان نویسی آیا تا کنون دوره خاصی را گذرانده اید؟

بله یک دوره در سال ۱۳۶۳ با استاد ناصر ایرانی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، اگر اشتباه نکنم در خیابان نوفل لوشاتو و بعد از آن حدود سه سال است با استاد محمدرضا گودرزی کار می کنم.

هنرلند در مورد داستانهای مجموعه داستان کوتاه تان بگوید . از چه انتشاراتی و چه زمانی در دست مخاطبان قرار خواهد گرفت؟

این مجموعه که اولین مجموعه داستان من هست، “جوالدوز شیطان” نام دارد. شامل شانزده داستان است. داستانها عمدتا رئال و در فضای دهه چهل تا شصت اتفاق می افتد. در برخی از داستانها مرز بین واقعیت و خیال در هم می آمیزد و فضایی سورئال یا گاهی رئالیسم جادویی پدید می آورد. امیدوارم این مجموعه، طی یک ماه آینده توسط نشر “خورشید آفرین” در دسترس مخاطبان قرارگیرد.

هنرلند اگر روزی قرار باشد بین قسمت های مختلف هنر فقط یکی را برای ادامه انتخاب کنید ، انتخاب شما کدام خواهد بود؟

علاقه اصلی من موسیقی و ساز ویلن است، که به نظر می رسد، با توجه به زمان طولانی مورد نیاز برای تمرین نوازندگی و آمادگی فیزیکی و پوزیسیون بدنی لازم، انتخاب من داستان و شعر خواهد بود.

هنرلند از شعرهایتان بگویید . سبک شعرهایتان و دورن مایه آنها چیست؟

در همه قالبهای شعری شانس خود را آزمایش کرده ام و قطعاتی سروده ام. به عنوان نمونه شعری که در سوگواره عاشورایی شیراز در سال گذشته به عنوان مقام اول برگزیده شد، یک مسمط مخمس است، که بعد از هر چهار مصرع دارای ترجیع بند است. اما شعر سپید و نیمایی و غزل هم نوشته ام. درون مایه اشعار من عشق،  حسرت و رنج است.

هنرلند آیا در نظر ندارید که اشعارتان را به صورت مجموعه چاپ کنید؟

بدم نمی آید، اما ابتدا باید آنها را جمع آوری و اصلاح کنم واز آن مهمتر مخاطبش را پیدا کنم. چون شنیده ام هرسال چند صد مجموعه شعر منتشر می شود که متاسفانه خواننده ندارد.

هنرلندو کلام آخر محمد اسعدی :

در دنیا دو شغل شریف هست. داستان نویسی و پزشکیاولی تن را درمان می کند . دومی روح را.اگر هنر بر خلاف ارزوهایمان نمی تواند ما را در برابر جنگ فقر بیماری پیری و مرگ حفظ کند حداقل می تواند در برابر انها به ما نیرو ببخشد تا توان تحملشان را بیابیم.به قول کورت وونه گات ، در باره چیزی بنویسید که واقعا برایتان مهم است و ذهنتان را اشغال کرده. راکنده گویی و پرحرفی نکنید. ساده و روشن روایت کنید. جرات حذف داشته باشید. خودتان باشید و احساستان را بدون ترس نقل کنید. دقیقا انچه را که منظورتان است بنویسید. با ابهام نویسی خواننده را اذیت نکنید. برای دست پیدا کردن به نثری زیبا و روشن نیاز به بازنویسی دارید.
اگر اندیشه ای عمیق در کارتان نباشد در نهایت خواننده شما را فراموش خواهد کرد. اطلاعات مورد نیاز خواننده را در اسرع وقت بدهید. به همه علاقه مندان به ادبیات و هنر، به خصوص جوان ترها، توصیهه میکنم، قدر زمان را بدانند. روی یک رشته ی خاص تمرکز داشته باشند تا بتوانند با کسب تبحر و مهارت کافی، آثاری خلاقانه بیافرینند. علاقه مندان ادبیات داستانی مرعوب فضای موجود نشوند، برای چاپ کتاب عجله نکنند. مسابقه های ادبی را جدی نگیرند و تنها به نوشتن با تمام وجود بپردازند.
از موسسه ی محترم فرهنگی و هنری “هنرلند” و از سرکار، که زمینه انجام این گفتگو را فراهم نمودید، صمیمانه سپاسگزارم.

پی نوشت : تابلو نقاشی از کارهای اقای اسعدی است. نام اثر “پنه لوپه و خواستگارانش” و در ابعاد ۱۰۰ در ۸۰ در شیوه آکرولیک می باشد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفده − 10 =