از کمند نگاه تا هشت شهر عشق: گفتگو با کتایون شیدائی ۱

کتایون شیدایی از نویسندگان معاصر است که در کنج خلوت خویش می نویسد و از هیاهوی جمعها گریزان.او را سالهای سال است می شناسم .از دورانی که با هم در دانشگاه تهران درس می خواندیم و در خوابگاه کوی دانشگاه تهران در امیر آباد شمالی هم اتاق بودیم.او کارشناسی ارشدش را در رشته زبان و ادبیات فارسی اخذ کرده و‌مدتها در دانشگاه تدریس داشته است.او قبلا در حوزه ادبیات می نوشت.اولین کتابش یعنی کمند عشق شرح چند غزل از غزلیات سبک هندی بیدل دهلوی است.او چندی است که به نوشتن داستان و رمان روی آورده.کتاب “هشت شهر عشق “که امسال در نمایشگاه کتاب رونمایی شد بوسیله نشر داستان به زیور طبع آراسته شده است.این رمان گر چه مخاطبش قشر جوان است اما گریز هنرمندانه ای به ادبیات کهن ما از جمله شاهنامه فردوسی و دیگر متون کهن ادب پارسی دارد.بررسی و معرفی کتاب را به فرصت دیگری وا می گذارم.اما فرصتی دست داد تا با این نویسنده عزیز گفتگویی داشته باشم.آنچه در پی میآید حاصل این گفتگوی صمیمانه با خانم کتایون شیدایی نویسنده عارف مسلک کرمانشاهی است.

هنرلندخانم  کتایون شیدایی می دانیم اهل کرمانشاهید اما متولد چه ماهی و چه سالی؟  

 آذرماهی هستم و متولد ۱۳۴۰؛ ولی سن و سال مفهومیست زاییده ی ذهن ما و اعتبار حقیقی ندارد. به همین دلیل من خودم را به بی زمانی سپرده ام تا با روحیه ای جوان به داستان نویسی ادامه دهم.

هنرلنددر چه رشته ای تحصیل کرده اید و رابطه ی رشته ی تحصیلی با نوشته هایتان چیست؟

 رشته ی زبان و ادبیات فارسی که رابطه ی مستقیم با نوشته هایم دارد.

هنرلنداز چه زمانی مشغول داستان نویسی شدید و در محضر کدام استادان در عرصه ی داستان نویسی بهره برده اید؟

 از سال ۸۰ داستانویسی را شروع کردم در حالی که هیچ تخصصی در این مورد ندشتم. ولی با اشتیاق فراوان تصمیم گرفتم داستانی بنویسم که در آن شاهنامه ی فردوسی را به نوجوانان بشناسانم. این بود که در کلاس مکاتبه ای داستان نویسی استاد فروغی شرکت کردم و طی ده ماه با ده جزوه ی عالی اصول اولیه ی داستان نویسی را از ایشان به خوبی یاد گرفتم. بعد از نوشتن چند داستان کوتاه داستانم را با نام «پرواز سایه» شروع کردم. نیلوفر سوار بر سیمرغ با بال عشق پرواز می کرد و به قصه های شاهنامه وارد می شد…..بعد از چند سال کار به نیمه رسیده بود که متوجه شدم شبیه چنین داستانی برای نوجوانان نوشته شده است. داستان را رها کردم . ولی مدام این بیت بیدل دهلوی در گوشم زمزمه می شد :

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

پرواز سایه جز به سر بام مهر نیست                 از خود رهیدن تو به حق آرمیدن است

و همچنین جمله ای از استاد ارجمند و بزرگوارم، جناب آقای دکتر مظاهر مصفا که روزی در کلاس درس گفته بودند؛ در شاهنامه مفاهیم عرفانی وجود دارد …. تصمیم گرفتم داستان رها شده را با تغییر تم و تغییر مخاطب از نوجوان به جوان و بزرگسال ادامه دهم. باز هم به علت روزمرِگی ها و درگیری های زندگی مدام در نوشتنم وقفه ایجاد می شد. گاهی سه چهارماه کار را کنار می گذاشتم. ولی این داستان دیگر در ذهنم شکل گرفته بود . شخصیت های داستان برایم تبدیل به حقیقتی غیرقابل انکار شده بودند. اگر داستان را تمام نمی کردم، مثل این بود که فرزندی را به دنیا آورده بودم و بزرگ نکرده می خواستم رهایش بکنم. باید این فرزند عزیز را نیز بزرگ می کردم ، به کمالش می رساندم و تحویل اجتماعش می دادم. کم کم این داستان حقیقتی شد که شب و روز خودش را به من نشان می داد و من وظیفه داشتم به روی کاغذ بیاورمش. امیدوارم این وظیفه را به درستی و به خوبی انجام داده باشم. و خواننده بتواند با آن رابطه ی خوبی برقرار کند. از صمیم دل آرزو می کنم عشقی که تمام لحظات داستان با من بوده ، از طریق کلمات به خواننده منتقل شود.

هنرلند مشوقان شما چه کسانی بودند؟

همسرم، فرزندانم، برادر و عموی بزرگوارم و دوستان بسیار عزیزم . البته لازم است که بگویم آرامش و موفقیتم را در درجه ی اول مدیون همسرم ، فرهاد گلچین هستم که بزرگترین لطف خدا در زندگی من بوده و هست . ولی چون «هشت شهر عشق» را به خاطر عشق به جوان ها نوشته ام، آن را به نیلوفران سرزمین عشق که همانا جوانان عزیز ما هستند، تقدیم کرده ام.

هنرلندکتاب اول شما «کمند نگاه» نام داشت. در مورد آن کتاب نوضیح دهید.

 همانطور که در پیشگفتار این کتاب آمده، «کمند نگاه» نگاهی ست به حیرتکده ی شعر بیدل دهلوی برای یافتن دریچه ای به سوی روشنایی های افکار پیچیده و درهم این شاعر بزرگ و حاصلش تنها قطره ایست برگرفته از دریای وسیع علم و ادب ایران زمین که شامل شرح و تفسیر بیست غزل گلچین از غزلیات بیدل می باشد.

گفتگوی ما با کتایون شیدایی ادامه دارد…  

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

15 − چهار =