تلویزیون دست به دامان بازیگران سینما

تلویزیون دست به دامان بازیگران سینما !

چندسال است که سازمان صداوسیما به دلیل مشکلات مالی و اداری خود و همچنین راندن حرفه ای های هنرمند و متخصص از پیرامون تلویزیون،اوضاعی مناسب ندارد و اغلب تولیدات آن ازسطح متوسط فراترنمی روند. بسنده کردن سیما به جماعتی از هنرمندان درجه چندم و نورچشمی و آقازاده و ساختن کارهای ضعیف و تولید برنامه ها و سریال های زیر متوسط، لطمه های جبران ناپذیربه آن و رضایت مخاطب وارد کرده است.

فقدان حضور هنرمندان شاخص

روزگاری نه چندان دور، گاه در همین تلویزیون فیلم ها و سریال های به نسبت خوبی تولید می شد،اما اکنون کجا هستند هنرمندانی مانند داوود میرباقری خالق سریال های امام علی(ع) و مختارنامه ، حسن فتحی سازنده میوه ممنوعه و شب دهم، مهدی فخیم زاده کارگردان سریال های ولایت عشق و سردار تنها ،کیانوش عیاری کارگردان دکترقریب و…،هجرت آن ها ازتلویزیون به چه دلایلی بوده و تلویزیون با این هنرمندان چه کرده که خود اکنون به فقر تولیدات ارزشمند دچار شده است؟

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید
کامبیز دیرباز
مسابقه آماده باش

مدیران و برنامه سازان تلویزیون که در تولید برنامه های تازه و مناسب،ساخت فیلم و سریال های قوی و جذاب،خود را ناتوان نشان داده اند و نبود آثار جذاب تلویزیونی بر مشتری های ماهواره در کشور  افزوده است،به جای نوآوری و خلاقیت و یاری ازهنرمندان و برنامه سازان حرفه ای و طراحی برنامه های خوب ملی و ایرانی،همچنان به کپی برداری از برنامه های تلویزیونی خارجی مشغول اند و در عوض تولید آثار جذاب و مخاطب پسند وطنی، هم و بودجه خود را صرف هرچه بهتر کپی سازی می کنند. وقتی صدا و سیما توانایی تولید برنامه های خوب راندارد، چرا به حجیم سازی شبکه های خود می پردازد و یا شبکه سازی می کند. در اوضاعی که شبکه های نمایش و آی فیلم و… ازشدت تکرار برنامه های خود ملال آورشده اند، چرا سیما شبکه ای نابالغ و ناقص به نام امید می سازد که باعث نا امیدی مخاطب می شود؟!

فقر مضمون و محتوا

استفاده ازهنرمندان بویژه بازیگران سینما وتلویزیون در بخشی از برنامه های تلویزیونی که دچارفقر مضمون و محتوا و ساختار هنرمندانه اند، از نمونه اقدام های ناموفق تلویزیون برای جمع کردن مشتری پای برنامه های خود است. حضور فریباکوثری در برنامه زنان قصه ما، سروش صحت درکتاب باز، کامبیز دیرباز در مسابقه تلویزیونی آماده باش و…. نمونه هایی ازاین دست هستند.

صد البته استفاده از هنرمندان و بازیگران در تولید برنامه های تلویزیونی، کار خوبی است،به شرط آنکه برنامه ها حرفی برای گفتن داشته و از ساختاری مناسب با فرهنگ ایرانی برخوردار باشند. بازیگرانی که به عنوان مجری مورد استفاده قرار می گیرند،باید مجری گری بدانند و ادای مجریان رادر نیاورند. در هرحال گرچه حضور بازیگران در قالب مجری در همه جای دنیا مرسوم است، ولی مدیران تلویزیون باید بدانند که این هنرمندان نیاز به آموزش اجرا که تخصص است دارند و صرفاً شرکت یک هنرمند در فلان برنامه، موفقیت آن را تضمین نمی کند و تازگی، نوآوری، خلاقیت، جذابیت های اجرایی و تلویزیونی و پرهیز از کپی کاری و انطباق با ادبیات و فرهنگ جامعه، باید حرف نخست برنامه های تلویزیونی باشد و در چنین شرایط و مختصاتی، استفاده ازبازیگر مجری ها می تواند جواب دهد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 − 2 =