اعلام رسمی‌یک ناکامی‌| نگاهی متمایز به مراسم نکوداشت دکتر یونس شکرخواه

محمد آقازاده

دکتر یونس شکرخواه را  همه به علم و تواضع می‌شناسند و برخی او را پدر روزنامه نگاری آنلاین در ایران می‌نامند.هفته ای که گذشت از سوی معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌مراسم نکوداشتی برای این استاد دانشگاه و عضوی از بنیانگذاران روزنامه همشهری در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.

مراسم بزرگداشت دکتر یونس شکرخواه در فرهنگسرای رسانه برگزار شد و در این بزرگداشت با توجه به حرفهایی که شنیدم به این باور راه کشیدم که وقت آن رسیده است در کیستی روزنامه نگار و چیستی روزنامه نگاری از نو تعمق کنیم و خود را از تعاریف عادت شده برهانیم تا شاید بتوانیم جانی دوباره به این حرفه بدهیم . با سوال روزنامه نگار چه باید بکند و چه کاری بر عهده دارد به این تعمق می‌توانیم راه بکشیم.

“روزنامه نگار باید جانب حقیقت بایستد و جز راست نگوید” ، این گزاره از بس تکرار شده تقریباً هیچ کس نسبت به آن تردید نمی‌کند و به همین دلیل هنوز معنای روزنامه نگار را نمی‌دانیم و همچنان در گردونه باطل می‌چرخیم، هر چند همه روزنامه نگاران در عمل این گزاره را نادیده می‌گیرند ، چرا که نمی‌توانند از دام این رویکرد ناگریزند.

بگذارید ماجرا را از زاویه دیگری دنبال کنیم ، بیائید با نیچه همسو شویم و بگوئیم اگر حقیقی در کار نباشد و راستگویی و جز راست نگفتنتنها یک نقاب بر سر چشم اندازها و گرایش‌هایی باشد که هر روزنامه نگاری از منظری که جهان را می‌بیند و به کار منافع آگاهانه و ناآگاهانه اش می‌آید خبرها و روایت از واقعیت را صیقل و واتاب می‌دهد ، در این صورت چه بر سر حقیقت خبر و خبر حقیقی می‌آید.

یونس شکرخواه
یونس شکرخواه

همان اتفاقی که در رسانه‌ها همه روزه می‌افتد و تنها پرچم بی طرفی را برای آن افراشته می‌کنند که روایت خود را راست و روایت‌های دیگر دروغ بنامند و گاهی آنچنان خبر را از ماهیت اش تهی می‌کنند که جز جنازه یی از آن باقی نمی‌ماند.بگذارید با این رویکرد گزاره یاد شده در برابر علامت سوال قرار دهیم :

“راستگویی و میل به حقیقت چیزی نیست مگر وظیفه دروغگویی بر طبق قواعد عرفی ثابت و معین ، یعنی دروغگویی همراه و همپای گله و به شیوه مذکور ، یعنی به طرزی ناخودآگاه و بر طبق عادات چند هزار ساله”با این رویکرد یک لحظه تصور کنید به مخاطب بگوئیم دروغ خاص خودمان را به اسم حقیقت می‌فروشیم او چه حسی خواهد داشت، در بهترین حالت نقش قربانی فریب خورده را بازی می‌کند و با خیال راحت سراغ دروغ‌های دیگر می‌رود تا در سر جمع آنها حقیقت خود را بیافریند و یا سرخورده خبرخوانی را رها می‌کند.

بگذارید با چند مثال مسئله را روشن کنیم:

قیمت ارز بالا می‌رود صادر کنندگان آنرا به نفع خود و وارد کننده آنرا به زیان خود در می‌یابند و مردم جز لعن و نفرین صدایی برای اعتراض نمی‌یابندهر دو به عنوان دفاع از فرمول‌های اقتصادی بهره می‌گیرند مخالفت‌ها و موافقت خود را بیان می‌کنند .

با هیچ ابزار ی نمی‌شود گفت یکی شان راست می‌گوید و دیگری دروغ ، بلکه هر دو از چشم انداز خود راست می‌گویند و از چشم انداز رقیب دروغ.

تظاهرات مردم از منظر طرفداران وضع موجود اقدامی‌آشوبگرانه است و باید سرکوب شود و از نگاه مخالفان یک اقدام رهایی بخش .هیچ خبری نیست که گره خورده با منافع و ضد منافع طبقات مختلف نباشد و نگاه جانبدارانه در تائید و یا تکذیب آن وجود نداشته باشد .

آزادی بیان و چند صدایی بودن جامعه پادزهر لاجرم زهر نگاه اجباری یکسویه است در رنگارنگی نظر گاهها حقیقت چند وجهی ظهور و بروز یابد.نباید از دروغ رسانه یی _ اسم مستعار جانبداری پنهان در اخبار _ ترسید ، مگر آنکه از جامعه تنها یک صدا شنیده شود و همه ملزم به حقیقت پنداشتن آن کنند.

شکرخواه

یونس شکر خواه و همکاران نام آشنایش با درک حقیقت روزنامه نگاری خود را با شرایط خاص هر دوره تطبیق می‌داد تا حداقلی از اصول و پرنسیپ‌های حرفه را حفظ کند و این خواست در جامعه ما کار آسانی نیست و امروز ناکامی‌اش را طی مراسمی‌اعلام کرد.

امروز با حذف این تیم از همشهری در می‌یابیم منافع فوری حتی تکنیک‌های حرفه یی را زیر پای خود له می‌کند و در این وادی نمی‌توان بی طرف بود و از حذف شدن رهایی جست.

البته این ناکامی‌برای من یک پیروزی تراژیک در فهم جامعه یی است که همه در منافع شان به خود آگاهی برهنه و بی رحمانه رسیدند و این در اکنونیت جامعه وجدان‌ها را معذب و غمگین می‌کند ولی در دراز مدت رسانه‌ها اگر آزادی و چند صدایی را تجربه کنند در جای درست خود می‌نشینند و تنها در این صورت بی صداها هم می‌توانند صدای خود را داشته باشند و ادعای بی طرفی در جنگ روایت می‌بازد ولی جامعه در پیش روی اش به سوی فردا می‌برد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.