آنان کجا؟ اینان کجا؟! / جشنواره مقاومت هرگز موفق نبوده است

آنان کجا؟ اینان کجا؟! | سرزمین هنر | امداد گری تعریف می کرد: در سنگر مقاومت نشسته بودیم و ناهار می خوردیم. ناگهان جوان رزمنده ای دست قطع شده اش را وسط سفره پرت کرد و گفت: زود یک کاریش بکنید با این دست کار دارم.
جانبازی نیز می گفت:هنگام عملیات والفجر ۸ وقتی در سرمای زمستان از رودخانه رد می شدیم،دیدم نوجوان رزمنده ای هر از گاهی زیر آب می رود و مشتی گل از کف رود بر می دارد و در دهانش می گذارد.

نگران شدم و خود را به او رساندم.دیدم شکمش پاره شده و با یک دست روده هایش را گرفته و با دست دیگر گل در دهان خود می گذارد تا از درد فریاد نکشد.
رزمنده دیگری نیز که یک پایش از زیر زانو قطع شده بود،پای قطع شده را مدام در هوا می چرخاند و می گفت:خدایا راضی باش،راضی ام به رضای تو.

مادران مقاومت


مادری را دیدم که وقتی بعد از ۳۰ سال استخوان های فرزند نازنین اش را به او تحویل دادند،جمجمه فرزند را در دامن گرفته بود و نوازش می کرد.

استخوان پایش را که هنوز به پوتین وصل بود،بوسه می داد و به سر و رویش می مالید می گفت:موقع رفتن خودم بند پوتین هایش را بستم.
امروز برخی از مدیران حاضر نیستند،حتی از وقت و جیب خود برای وطن و مردم بگذرند،چه رسد به جسم و جان.آنان کجا؟اینان کجا؟!
آن قدر از این اتفاقات در حین جنگ و بعد از آن رخ داده که محال است همه آنها را بتوان مکتوب کرد.شاید هم شدنی بود،اما این کار را نکردند یا نتوانستند.
چه کسی باید قصه های تلخ و شیرین دوران دفاع مقدس را مکتوب کرده یا به تصویر بکشد؟ جشنواره های متعدد و نمایشگاه های بیشمار کمک چندانی به شناخت دوران دفاع مقدس نکرده و نخواهند کرد.

حس جنگ و مقاومت


جنگ را اکثر مردم ایران،از زن و مرد گرفته تا کودک و پیر با تمام وجود حس کردند.بسیاری از خارج نشینان هم که دل شان با وطن بود،به گونه دیگری آن را احساس کردند.

بنابراین واقعه جنگ و رزمندگانش به همه مردم ایران مربوط می شود و تعلق دارد.نمی توان آن را انحصاری کرد و در اختیار گرفت.رزمنده ای را به یاد ندارم که هنگام اعزام بگوید من فقط به خاطر عده ای خاص از مردم به جبهه می روم.

آنان برای حفظ خاک و امنیت همه مردم خود را به سنگرها رسانده و با دشمن ناجوانمرد رخ به رخ شدند.

وقتی رزمندگان مردم را به گروه های مختلف تقسیم نکرده و نمی کنند،چرا عده ای که خویش را مدیر و مسوول می دانند به خود حق می دهند مردم را به گروه های خودی و غیرخودی تقسیم کنند؟
سال هاست که جشنواره فیلم دفاع مقدس یا مقاومت دارد برپا می شود،چه کمکی به ساخت فیلم های جنگی یا شناخت بیشتر مردم از دوران جنگ کرده است؟

از زمانی که این جشنواره آغاز به کار کرد،ساخت فیلم های جنگی کمتر و کمتر شد و اکنون به حداقل ممکن رسیده ،چرا؟

برای اینکه راه اندازی این جشنواره،شاید در ابتدا هدفش کمک به شناخت وقایع جنگ و رزمندگانش بوده،اما بسیار زود به یک بیلان اداری تبدیل شد که باید برگزار شود و بودجه ای نیز به آن اختصاص یابد.
تمام دبیران و مدیرانی که در طول این سال ها در جشنواره مقاومت پست و مقام داشتند،بیایند با دلیل و مدرک ثابت کنند چه اتفاق مهمی را در سینمای جنگ رقم زده اند؟شاید ما تاثیرش را ندیده ایم و آنان دیده اند!

چراهای به جا  مانده


چرا باید تمام دبیران و مدیران جشنواره مقاومت فقط از یک طیف خاص باشند؟چرا دبیران، فقط دوستان و آشنایان یا معرفی شده ها را به عنوان مدیربخش های مختلف و شوراهای انتخاب و داوری انتخاب کرده و می کنند؟

چرا سینماگران و هنرمندان مستقل جایی در این جشنواره ندارند؟

چرا نباید فردی با تفکر جدیدی مسوولیت بخشی از جشنواره را عهده دار یا در هیات های انتخاب و داوری شرکت داشته باشد؟

حتی یک نفر نیز حضور ندارد،اگر هم اتفاقی فردی از دست شان در رفته باشد،همان ابتدای کار و با گفتن اولین نظر مخالف از او خلع ید کرده و می کنند!
خدا بیامرزد رسول ملاقلی پور را که از مخالفان سرسخت این جشنواره بود.از هر فرصتی استفاده می کرد تا از آن و عملکردش انتقاد کند.رسول دلش با جنگ،رزمندگان و خانواده های شان بود،او دغدغه مند بود.

نامگذاری یک نشان به نام او در جشنواره مقاومت،نمی تواند ملاقلی پور را به این جشنواره وصل کند.افراد معدودی بوده اند که با تمام وجود می خواستند درباره دفاع مقدس و پیامدهای آن فیلم بسازند،اما رسول سرآمد همه بود و هست.
برخی از کارگردانان و تهیه کنندگان برای کسب نام و نان وارد عرصه ساخت فیلم های جنگی شدند،اما به محض آنکه نامی پیدا کردند و نان چربی به کف آوردند،به همه چیز پشت کردند،

حتی حاضر نشدند و نمی شوند برای یک بار نیز بخشی از سرمایه خود را در سینمای جنگ سرمایه گذاری کنند.

فقط اگر بودجه دولتی بود،همچنان حاضر به یراق هستند!

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × دو =