نقد فیلم به وقت شام | موفق در اکشن ناموفق در شخصیت پردازی

شناسنامه فیلم به وقت شام

نویسنده و کارگردان : ابراهیم جاتمی‌کیا
بازیگران : بابک حمیدیان،‌هادی حجازی فر، خالد السید، بیار داغر، منذر زین الدین، جوزیف سلامه، رامی‌عطاالله، لیث مفتی، علی سکر

خلاصه فیلم به وقت شام

به وقت شام راوی داستان دو خلبان ایرانی است که برای نجات عده ای از مردم تدمر به آنجا میروند تا هواپیمای آنها را به دمشق ببرند اما به دست داعش اسیر می‌شوند و مجبور به شرکت در یک عملیات انتحاری می‌شوند اما این کار را با جانفشانی خنثی می‌کنند.

نقد فیلم

به وقت شام آخرین اثر  ابراهیم حاتمی‌کیاست که اول از همه مدیون پول‌های فراوانی است که درخدمت این کارگردان بزرگ و خوش ذوق ایرانیست.

فیلم با یک کپشن از گسترش داعش در عراق و سوریه و پیشگامی‌کمک رسانی خلبانان ایرانی آغاز می‌شود و با یک اپنینگ سکانس زیبا و با فیلم برداری جذاب از ارسال محموله‌های غذایی به مردم محصور در محاصره داعش تکمیل می‌شود. این سکانس به سکانس اولیه فیلم «چ» بسیار شبیه است و اصولاً حاتمی‌کیا اهمیت این اپنینگ سکانس را به خوبی درک کرده است.

سکانس اولیه در شخصیت پردازی بازیگر نقش اول فیلم به نام علی رستمی‌(با بازی بابک حمیدیان) قدم خوبی بر می‌دارد و با فیلم‌هایی که برای همسرش ارسال می‌کند و حرف‌هایی که گهگاه بین او و پدرش یونس (با بازی‌هادی حجازی فر) رد و بدل می‌شود ابعاد شخصیتی این کاراکتر را تکمیل می‌کند.

نقد فیلم به وقت شام
نقد فیلم به وقت شام

علی یک خلبان است. همسرپا به ماهش در تهران منتظر اوست. پدرش نیز یک خلبان کهنه کار خدمت کرده در جنگ عراق و بوسنی و لبنان است.

روحیات این کاراکتر اما با شکل تیپیکال از رزمندگانی که در ذهن ما نقش بسته اند فاصله دارد. شاید به نظر برسد او از حضورش در نبرد با داعش قلباً راضی نیست و یا شاید صرفاً برای همراهی پدرش دست به این کار زده است. او به اندازه پدرش در مقابل داعش مقاوم نیست و گویی شوکه است، چرا که از چیزی که می‌ترسیده به سرش آمده.

فیلم در روایت یک قصه ی سرراست و ساده، بسیار موفق عمل کرده است. قصه ای که بدون در نظر گرفتن همذات پنداری بیننده با کاراکترهای فیلم، خیلی روان و البته جذاب روایت می‌شود. خوش ریتم است و چیدمان اتفاقات در فواصل زمانی مناسب حس تعلیق را به خوبی برای مخاطب ایجاد می‌کند.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید
نقد فیلم به وقت شام
نقد فیلم به وقت شام

اکشن‌های بسیار جذاب و قابل قبول در سطح جهانی دارد. میزانسن بسیار پخته ای دارد و صحنه‌های خوب دکوپاژ شده اش تحسین هر بیننده ای را به همراه دارد. حتی گهگاه صحنه‌هایی به چشم بیننده می‌خورد که چندان غریب به نظر نمی‌رسد و ممکن است چیزی شبیه به آن را در آخرین فیلم از سری Mad Max دیده باشد. جنگ ماشین‌های جذاب، بلند کردن هواپیما در شرایط عجیب و هرچیزی که بیننده را در دیدن یک اکشن خوب بی نیاز کند ،اما یک جای کار می‌لنگد و آن شخصیت پردازی است.

فیلم‌های آمریکایی همه ی المان‌های جذاب برای جذب مخاطب و نشاندن او روی صندلی سینما را دارند. آنها خوب اکشن می‌سازند، فواصل زمانی ایجاد تعلیق را بلدند، فیلم برداری‌های حرفه ای را مبنای جذابیت می‌دانند و آنرا خوب انجام می‌دهند اما به نظر نگارنده مطلب این عوامل مهمترین دلیل موفقیت آنها نیست.

این دست فیلم‌ها یک کاراکتر مطلق و مقتدر و آشنا برای مخاطب می‌سازند که بیننده با آن همذات پنداری می‌کند و گاهی دوست دارد جای او باشد و این کاراکتر چیزی است که قهرمان نامگذاری می‌شود. درواقع این قهرمان است که کارهای قهرمانانه انجام می‌دهد نه به واسطه اینکه کارهایی انجام دهد، قهرمان باشد.

در نوع دیدگاه حاتمی‌کیا به این مقوله تفاوت بزرگی با فیلم‌های امریکایی را شاهد هستیم. قهرمانی، در نگاه حاتمی‌کیا یک مقوله پسینی است و لزوماً اکت قابل پیش بینی ای ندارد. حاج کاظم آژانس شیشه ای قهرمان است به واسطه کارهایی که در جنگ انجام داده ولی یک کار نه چندان قهرمانانه در گروگانگیری انجام می‌دهد.

علی در این فیلم قهرمان نیست و کارهای قهرمانانه ای که حتی با ترس و تردید و حسرت انجام می‌دهد او را تبدیل به قهرمان می‌کند. او تا آخرین لحظه تردید دارد برای گذشتن از پدر و همسر و فرزندش اما این تصمیم را می‌گیرد و آنگاه است که قهرمان می‌شود. اما به واقع آیا مخاطب این فیلم مجاب می‌شود که چنین کاراکتری با ویژگی‌هایی که در فیلم از او به نمایش گذاشته شده دست به این کار بزند؟!

نقد فیلم به وقت شام
نقد فیلم به وقت شام

نه تنها شخصیت پردازی کاراکترها در حد و اندازه‌های حاتمی‌کیا نیست بلکه بازی‌های بازیگران نیز در حد و اندازه‌های خودشان ظاهر نشدند و در بعضی صحنه‌ها با حرکاتی از جنس بازی تصنعی بیننده را کاملا پس می‌زنند. از نمونه‌های این صحنه‌ها سکانس سر بریدن‌های معبد پالمیرا است که جدای از شباهت‌های پلان به پلان با میوز مکس دیوانه سکانسی است که بازیگری چندان دلچسبی نه از قربانیان و نه از داعشی‌ها ارائه نمی‌دهد.

اصولاً داعشی‌ها در فیلم حاتمی‌کیا یا دیوانه‌های افسار گسیخته ای هستند که با اعمال کاملاً  اگزجره و گاهی هیستریک دست به جنایت می‌زنند و یا خارجی‌هایی هستند که نه با اعتقاد بلکه به خاطر منافع گوناگون و یا عقده گشایی‌های روانی به میدان آمدند و افرادی مانند شیخ نیز که با حداقل مفاهمه قابل تعامل هستند به آن شکل فجیع کشته می‌شوند.

اما با این حال نفس این ماجرا و رفتن به سراغ موضوعات پر التهاب همچون داعش با این حجم از اطلاعات درون گروهی و اشکال ارتباط و دسته بندی‌هایشان کار دشواریست و در فیلم‌های چنین اکشن با تسامح به عنوان آنتاگونیست فیلم قابل کنار آمدن هستند اما نمی‌توان شخصیت‌های اصلی فیلم را با تسامح مورد بررسی قرار داد چرا که اصولاً رابطه ای که بین علی و یونس شکل می‌گیرد از جنس رابطه شمشیر و کشت و کشتار نیست و محتاج ظرافت‌های خاصی است که ایجاد آنها کار دشواری است و با چند کلام شعاری در باند فرودگاه و یا چند بار جملات محبت آمیز ایجاد نخواهد شد.

این موضوع درباره یونس خیلی بدتر است و جز چند نگاه و چند جمله شعاری و یک مذاکره چیزی نمی‌بینیم و بازی نه چندان خوب و تخت حجازی فر به همراه عدم تسلط به هر دو زبان انگلیسی و عربی نیز مزید بر علت شده.

نقد فیلم به وقت شام
نقد فیلم به وقت شام

دیگر اشکال فیلم برای کشور ما، زمان ساخت آن است. توجیه اصالت ابتدایی ساخت فیلمهایی چون به وقت شام، به این شیوه، نشان دادن رذالت‌ها و فضای درگیری و نمایاندن بحران خطرناک چنین موجوداتی و به نوعی اقناع گری جامعه درباره ی حضور کشور ما با امکانات مالی و انسانی و سیاسی در این موضوع است اما این فیلم با آنکه شاید همسو با گفتمان رسمی‌است و احتمالا جزئی از پروپاگاندای حکومتی به حساب می‌آید در زمانی ساخته شده و پخش می‌شود که دیگر پدیده ی داعش به شکل فراگیر حضور ندارد و نیز اصولاً این اقناع گری در هیچ کجای آن بهشکا دراماتیزه شده و یا مستدل دیده نمی‌شود.

در پایان باید گفت به وقت شام یه اکشن قوی با استانداردهای جهانی و سکانس‌هایی قوی به لحاظ فرمی(مخصوصاً سکانس اولیه و پایانبندی) است و بیننده را به صندلی سینما می‌چسباند و به واقع فیلمی‌است که می‌توان نام سینما روی آن گذاشت.

علی منصوری 17/11/96

ممکن است شما دوست داشته باشید
۱۶ نظرات
  1. دریا می گوید

    به وقت شام از نظر کارگردانی و شخصیت پردازی و صحنه درجه یک است و فقط کمی از نظر فیلم نامه مشکل دارد و قابلیت پخش در سراسر جهان را دارد.
    باید فیلم رو حداقل ۳ بار دید تا فهمید محتوا رو مثل اینکه عمده تلاش داعش نمایش پردازی برای ایجاد وحشت هست و این عین واقعیته.
    ماجرای نیمروز و محمد رسول الله معدود فیلمهای کامل تاریخ سینما از نظر ارزش و فیلمنامه و خوش ساختی هستند ولی به وقت شام هم به نسبت فیلمهای معمول سینمایی درجه یک اسک.

  2. فرزانه می گوید

    فیلم به وقت شام یکی از بهترین فیلم هایی بود که ارزش نگاه کردن در سینما رو داشت.

  3. مهسا می گوید

    من به عنوان یک بیننده و کسی که از فیلم سازی سردر نمیاره،از صحنه های اکشن که باورپذیر بودن و متن داستان خوشم اومد،از آقای ابراهیم حاتمی کیا و همه همکارانشون تشکر می کنم،ان شا الله بازتاب جهانی مثبتی داشته باشه تا چهره این گروه خوارج (داعش)که با نام الله اکبر آبروی ما رو در دنیا برده اند به جهان شناسانده بشه

  4. مهدیه می گوید

    سلام ,به نظر من هم فیلم اصلا شخصیت پردازی خاصی نداشت مگر چهره ای ضد و نقیض با تمام هزاران شهیدی که میشناسیم…علی را یک فرد ترسو عقده ای از در جنگ بودن پدرش,کسی که انگیزه ی شخصی برای شرکت در جنگ را ندارد,کسی که اخلاص ندارد و به جای خدا به خاطر پدرش در سوریه حضور دارد و گویی آنقدر پشیمان است از حضور در سوریه که به زنش میگوید وقتی برگردم دیگه پیشت میمونم…شخصیتی که حاتمی کیا میخواست برای شیخ ممدوح سعدی بسازه که به خاطر خاندانش داعشی شده ولی این حس رو بیشتر علی میداد که به خاطر پدرش به سوریه آمده….یونس نیز هیچ دفاعی از اینکه در جنگ های قبلی حضور داشته ارائه نکرد….راستش وسط فیلم من فک کردم فیلم بیشتر تخریبی برای شهیدان ساخته شده…و مدافعان حرم ما را مدافعان الکی و هیچ و پوچ و خانواده و انگیزه های الکی نشان داد نه خدا …کدوم شهید انقد ذلیل بوده که پاش رو پدال بلرزه و نتونه تصمیم بگیره…یه نظر به شهید حججی قهرمان خودمون بکنیم چه قد اخلاص چقد شجاعت چقد کار ش برای خدا بود این علی چی بود واقعا

    1. قاف می گوید

      سلام
      شهید حججی یه شخصیت شاخص بود
      یادمون باشه همه ی شهدا اینجوری نبودن
      بعضی ها واقعا می‌رسیدند اما برای رضای خدا رفتند و مزدشون هم که شهادت بود گرفتند
      به نظر من شخصیت علی خیلی مناسب بود
      نماینده ی نسل سختی ندیده ی امروزی بود که خداخواهی و وجدان بهش اجازه نداد مردم مظلوم رو ترک کنه ولو ترس و مرگ پیش روش باشه

    2. مهنا می گوید

      من اصلا با شما موافق نیستم علی قهرمان داستانه و در آخر فیلم با فداکاری خودش همه مردم و همین طور کلی بچه که توی اون مدرسه درس میخوندن رو نجات داد. همسرش هم براش مهم بود. علی حق داشت موقع تولد بچش کنار زنش باشه.

      1. حسام می گوید

        چرا فداکاری کنه؟ نمیتونست چتر نجات رو برداره و بپره؟؟؟؟ مسخره س بخدا. اصلا تومغز نمیره این فیلنامه مسخره و چرت. واقعا حیف وقت و حجم اینترنتم.. قشنگ احساس کردم به شعورم توهین شده با این فیلنامه مسخره. وسط روز فیلم گرفتم یخورده تار کردن که مثلا شبه الان. تو سال ۲۰۱۸ اینجور کارها جواب نمیده. شاید چهار تا بسیجی حال کنن ولی ما شعور داریم آقایون!!!!!

  5. سودابه می گوید

    سلام من این فیلم قشنگو دیشب دیدم واقعاا فیلم قشنگ و تاثییر گذازی بودب وقت شام فیلمی بود ک واقعا ارزش دیدن چند باره رو دار من از اقای حاتمی کیا و بازیگران ک انقد حرفه ایی بازی کردن تشکر میکنم از اقای بابک حمیدیان وهادی حجازی فر و….تشکر میکنم.امیدوارم این فیلم های قشنگی ک ساخته میشه در حد یک فیلم نباشه و واقعا تاثیر گذار باشه و بیشتر و بیشتر قدر شهیدانمون و مملکتمونو بدونیم انشالله.

  6. نازنین می گوید

    متاسفانه آقای علی منصوری موفق نشده که مثل یک بیننده ی بی طرف به تماشای فیلم بنشینه و جهت گیری های سیاسی شخصی خودشون رو در نوشتن این متن دخیل کرده اند که باعث شده نقدی مغرضانه و به دور از انصاف و عدل راجع به این فیلم بنویسند.
    از هر زاویه و با هر طرز فکری هم که باشید ، محاله که تحت تاثیر بازی بی نظیر بابک حمیدیان در این فیلم قرار نگیرید. اتفاقا تردید ها و ترس های حمیدیان در ابتدای فیلم باعث پیچیده تر شدن و باور پذیرتر شدن شخصیتش شده . شخصیت علی کسیه که تحت هیچ شرایطی کاری رو نیمه تموم نمیذاره ، وفاداره و تا آخرین لحظه کسی رو تنها نمیذاره. طبیعیه برای کسی که تنها گذاشتن عزیزانش اینقدر سخته، تنها گذاشتن همسرش از همه چیز سختتره. اون ضد جنگ نیست، فقط از جنگ خسته است. جنگی که انگار هیچ وقت تمومی نداره و تمام کودکی اون رو ربوده. اما باز هم میجنگه، به امید اینکه بالاخره روزی با نابودی کامل جنگ افروزان این جنگ تموم بشه و بچه ی خودش بتونه در دنیایی پر از صلح و بدون و جنگ زندگی کنه.
    این ظرافت ها باعث شده شخصیت این قهرمان برای مخاطب ملموس تر و قابل باور تر بشه و فیلم دچار شعار زدگی نشه.
    در مورد شخصیت داعشی ها هم باید گفت که اگر نگارنده ذره ای شناخت از اعمال گروهک منحط داعش داشته باشن، متوجه خواهند شد که در اثر مغزشویی های عجیب و غریبی که روی اونها صورت گرفته، دقیقا در همین اندازه دیوانه و افسار گسیخته هستند و حتی نسبت به خودشون هم کوچکترین رحمی ندارن. به جرات میشه گفت در مورد شخصیت داعشی ها کوچکترین اغراقی صورت نگرفته و در این فیلم شاهد بازتاب تنها گوشه ی کوچکی از جنایات و اقدامات جنون آمیز گروهک داعش بودیم.
    به امید روزی که بتونیم ذهنمون رو از غرض های سیاسی پاک کنیم و با یک اثر درخشان هنری ، بدون قضاوت قبلی و جهت گیری برخورد کنیم.

  7. علی می گوید

    منتقد عزیز و گرامی
    بد نیست قبل از نقد کمی آب میل نموده وبا چند نفس عمیق آرامش خود را به دست آورید
    عدم تعادل شما در متن به شدت مشهود است (غلط های لفظی و اشتباهات تایپی) نقد نا منصفانه دست آویز خوبی برای شهرت نیست!

  8. ناشناس می گوید

    این چه جلوه های ویژه مزخرفی بود که این فیلم داشت… بیشتر حس میکردم دارم کارتونهای انیمیشنی نگاه میکنم… فیلم چرتی بود

  9. حامد می گوید

    فیلم به وقت شام پراز پلانهای زیبا فیلم برداری شده است ، طوریکه خود کارگردان محصور فیلمبرداری درجه یک فیلم شده است،ولی متاسفانه عدم پختگی شخصیت ها مشهود است.حاتمی کیا کارگردان مورد علاقه منه ولی نتوانسته فیلمی به پختگی آژانس شیشه ای بسازد،
    سکانس اول و سکانس پایان بندی فیلم بی نهایت زیباست،
    نقطه افول و ضغف فیلم داعشی منتظر بر اسب است

  10. پریسا می گوید

    اتفاقا شخصیت علی کاملا باورپذیر است ادمی که مثل همه ما دوست داره زندگی کنه و از بودن کنار خانوادش لذت ببره اما حیف که روانیای ظالمی مثل داعشی ها و …این حق رو از ادما سلب میکنن
    دوست داشتم اخر فیلم علی راهی پیدا کنه که هم جلوی اون زن رو بگیره هم خودش نجات پیدا کنه مثلا دکمه انفجار بمب رو همزمان که خودش از هواپیما میپره پایین فشار بده تا بعد اونهمه تلخی که تو فیلم دیدیم حداقل یه پایان خوش داشته باشیم که نماد تموم شدن بدبختیا باشه واقعا حیف که اخر فیلم علی بعد اونهمه سختی تنها کسیه که نجات پیدا نمیکنه

  11. ن.آ می گوید

    چقدر سطحی نگر دارین فیلمو نقد میکنین واقعا! کامنتارو که میخوندم مصمم شدم کامنت بزارم و یه سری چیزارو توضیح بدم!
    یکی از ایرادایی که همه میگیرن سوار اسب بودن چچنی و شمشیر داشتنه درحالی که همراهانش سوار ماشین بودن و سلاح گرم داشتن… خب بد نیست بدونید اولین هدف داعش ایجاد رعب و وحشته و از هر روشی برا این هدف استفاده میکنه! خیلی طبیعیه که سردستشون تیپ خاص و وحشیانه‌تری برا خودش بسازه. یا مثلا ویدیو بسازن مدام. خودتون هم یادتونه کانالای تلگرامیشونو. فکر میکنید تو کانالاشون چی میزاشتن؟ همین ویدیو های کاراشونو دیگه!
    راجب این که میگین علی رو یه شخصیت ترسو ترسیم کرده! خب خیلی عادیه همه ما اگه تو اون شرایط بودیم قطعا میترسیدیم. خیلی طبیعیه که علی که خیلی یهویی تصمیم گرفت بره کمک باباش زندگیشو دوست داشته باشه و دچار ترس شه. انتظار دارین قهرمان فیلم همیشه با قدم های استوار و بدون ترس باشه؟ قهرمان اونی نیس که خیلی قوی و شجاع باشه ..قهرمان اونه که تو ترسناکترین و سخت ترین شرایط بهترین تصمیمو بگیره. علی با این که دوست داشت بره تصمیم گرفت کار مهمتری انجام بده… راجب این موضوع که میگین چرا چتر نجات برنداشت اولا که باید هواپیما رو منهدم میکرد که عملیات تروریستی داعش که توسط ام سلما میخواست انجام بشه به نتیجه نرسه… اگه دقت کنید با یکم فاصله از بمب بازم آنتن کنترلشو تا ته باز کرد. یعنی احتمالا کنترلش از راه خیلی دور نمیگرفته و مجبور بوده بمونه… و همچنین فرود با چتر نجات انگار کار راحتیه! آدمای کاملا سالم و آموزش دیده تو مانور های هوایی چتر نجات دنده ها و دست و پاشون میشکنه. علی چجوری با پهلوی تیر خورده میخواست با چتر نجات فرود بیاد؟؟؟؟
    و این که موج انفجار هم نمیزاشت هم زمان بپره و دکمه کنترلو فشار بده.
    و این که اکثر انتقاداتونو که میخوندم تو سایتا نوشته بود کاش یکم با مطالعه واقعی نقد کنید نه این که با چهارتا نقد اب دو خیاری که تو اینترنت میخونید یه فیلمی که این همه براش زحمت کشیده شده به راحتی زیر سوال ببرید!!!!
    و در آخر به نظر من مدرسه هدف هواپیما نبود. بلکه اون ساختمون سفید که فکر کنم کاخ بشار اسد بود هدف بود. قاعدتا داعش خودشو واسه یه مدرسه تو دردسر نمیندازه و بعدم هواپیما چجوری میخواست به سبک ۱۱ سپتامبر مدرسه رو منهدم کنه ؟ مثلا میخواست هواپیما رو بنشونه وسط حیاط؟ قاعدتا اون ساختمون سفیدی که قبل مدرسه نشون میده هدف بوده البته این قسمت فقط حدس منه.

  12. پگاه می گوید

    این فیلم فوق العاده بود….
    در ی نگاه کلی داعش رو خیلی خوب به تصویر کشید و آنچه هست نشون داد….
    خداقوت آقای حاتمی کیا

  13. محمدعلی می گوید

    این فیلم هم اگر خفت و خواری ایرانی ها رو نشون می داد این جماعت سفیه و نابخردِ به اصلاح روشنفکر اون رو تا سر حد گرفتن جایزه ی اسکار می بردن… این دوستان بهشون بر میخوره که این فیلم هم مثل فیلم های فرهادی و هومن سیدی فقط و فقط روی مشکلات و سیاه نمایی و پلیدی جامعه ی ایران رو (که اون حد و اندازه اش صرفاً زایش تخیل و ذهن و مغز زنگار زده و بیمار خودشونه) نشون نمی ده. این فیلم انقدر واقع گرایانه بود که توش مادر زن خلبان رستمی خیلی با صراحت و با تشر و تندی مخالفتش رو با حضور دامادش تو سوریه بیان میکنه و نشون دهنده ی یک طبقه و قشریه که از اساس با این موضوع مشکل دارند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.