سلبریتی‌ها یا هنرمندان دوربینی آمبولانس سوار

مهندس مسعود خورده چی

جشنی یا مجلس ختم عزیزی هستین ناگهان مهمانان تکان میخورند…

جوانان به سمت در ورودی هجوم می‌اورند ودخترها برا سلفی گرفتن همدیگر را کنار می‌زنند…

اول دو غول بی شاخ ودم وارد می‌شود و در کمال تعجب دخترکی یا مردکی سلبریتی خود شیفته وارد می‌شود…

گوینده که تا همین چند لحظه پیش سوره الفاتحه را می‌خواند شروع می‌کند به خوش آمدگویی و……

گسترش فقر فرهنگی که جامعه را تا مرز تنفر در نوردیده!!

دختری را که از دماغ وگونه و لب ولپ همه مزه چاقوی جراح را لمس کرده می‌شود آرمان و منتهای آمال دخترهای دهاتی و پایین شهری که به مدد اکران

بیست هزار تومنی ناگهان از صفر به همه چیز رسیده…

اینان را  سلبریتی گویند!

تهیه کننده صدا وسیمای…… با کامی‌و گاه با پیامی‌از چراغ جادو غول در آورده است!

آنتنی که روزی حرمت داشت با کمک ناکسان در چنگال اینان گرفتار شده ..

از آنتن گفتم هر دقیقه پخش زنده یا مرده دهها و صدها تکنسین و مهندس … امور اداری و مالی و حراست و فضای سبز و منشی هزینه برده تا این تصویر

پخش شود به دلیل کارم با تکنسین‌های آنتی سرو کار دارم که دکل ۲۸۰ متر را موظف به نگهداری هستن ..

مردانی که در کوه‌ها و دره‌ها شبانه روز پاسدار پخش تصویر این نامردمان هستن  !

… چند شب پیش در یک جشن ناگهان یک هنر پیشه رده چندم وارد شد…

گوینده شروع کرد از خاطراتش با ایشان…

صدها دکتر ومهندس در آن جمع بودند که مجبور به شنیدن داستان‌های سخیف روزهای سخت و چگونگی موفقیت این سیلیبریتی شدند!

کار جنون ما به تما شا کشیده است…

عکس پایین ورود یک سیلبریتی را به جشنی نشان می‌دهد….

فرش‌های قرمزی که زیر پایشان پهن شده و آمبولانس‌هایی که آنان را از خط ویژه می‌برد…..

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.