دانکرک | وردی برای شکستن طلسم اسکار

دانکرک آخرین ساخته ی کریستوفر نولان کارگردان مشهور و پرطرفدار انگلیسی است.

اکران موفق دانکرک

این فیلم در هفته‌های اخیر بر جایگاه صدر جداول فروش سینمایی تکیه زده و به نظر میرسد بتواند همین روند را ادامه دهد. کریستوفر نولان همواره نشان داده است که در ساخت فیلم‌هایی که در عین پیچیدگی در داستان و روایت و مضمون بتواند با مخاطب عام ارتباط دقیق دراماتیک داشته باشد تبحر دارد و شاید این نکته مهمترین ویژگی او به حساب بیاید که سینما و روایت سینمایی را آنقدر بلد هست که هیچگاه در اوج پیچیدگی‌های علمی‌نیز مخاطبش را از دست ندهد و فروش استثنایی دانکرک نیز مهر تایید دیگری بر این مقوله است. اما سوال مهم آنست که بالاخره دانکرک می‌تواند طلسم اسکار نگرفتن‌های کریستوفر نولان را بشکند یا خیر ؟!
نولان کارگردانی است که به استانداردترین شکل ممکن دست به تولید آثارش میزند. کمپانی‌های بزرگی با او کار میکنند و با سرمایه‌های فراوان و پروسه فیلمسازی بینظیر که حتی بعد از آن کتاب‌ها و مستندهای مختلف از آن ساخته می‌شود که حاصل آن اغلب بلاک باسترهایی است که با تبلیغات فراوان و حواشی مختلف تبدیل به یک جریان فیلمسازی محتوایی میشود چه اینکه پشتوانه فیلم‌های او نیز همواره یک جریان علمی‌قوی و تحقیقاتی است که شاید بتوان برادرش جاناتان را عامل مهمی‌در آن دانست .

دانکرک و کمپانی‌های فیلمسازی

بدون شک کمپانی‌های بزرگ و قدرتمند‌هالیوودی حامی‌او علاقه مندند از این سرمایه گذاری‌های اغلب علمی-ایدئولوژیک ره آوردی داشته باشند و شاید سوژه فیلم دانکرک و جذابیت آن برای اعضای آکادمی‌نقطه ی خوبی برای به اوج رساندن این کارگردان باشد چه اینکه اسکار پیش از این نیز نشان داده که دوست دارد دست کارگردانی به او برسد که دغدغه جنگ جهانی دوم دارد.
جنگ جهانی دوم که حالا موضوعی شده برای نشان دادن توانایی‌های نولان در فیلم دانکرکی که به نظر نمیرسد چیزی از رقبای هم ژانری اش کم داشته باشد. فیلم‌هایی که در بسیاری از مواقع نیز توانسته اند اعتبار و آبروی اسکاری خوبی برای پدیدآورندگانش به ارمغان بیاورند.
البته به نظر میرسد اصولا سینمای امریکا خیلی بدش نمی‌آید که از هر کارگردان بزرگی در راستای ادای دین به جنگ پیروزمندانه اش یک برگ برنده به دست بیاورد. سینماگرانی که علی الظاهر حتی کوچکترین قرابتی با این مغولات ندارند چه این کارگردانان هیچکاک و پولانسکی با قایق نجات و پیانیست باشند چه کریستوفر نولان با دانکرک پر سر و صدایش. سر و صدایی که شاید قسمت عمده ی آن مربوط به توانایی‌های کارگردانی نولان و شیوه ی اینسترومنتالی او در روایت قصه است تا متریال مضمونی آن. و این دقیقا اتفاقی بود که (بعد از یکی از شاخص ترین اتفاقات سینمایی در روایت یعنی memento) نولان را در بتمن به عنوان یک کارگردان خوش فکر و توانا به یک چهره تبدیل کرد و در اینسپشن با تمام پیچیدگی‌های روایتی و داستانی به اوج خود رساند تا آنجا که ساختمان بر فراز قله ی برفی را منفجر میکند و دوباره میسازد و از نو این اتفاق را تکرار میکند که در وجوه اینسترومنتال تصویری اش خللی وارد نشود.
حالا همگان منتظرند تا ببینند این کارگردان کاربلد و سخت گیر این بار چه چیزی از کلاه جادویی اش درمیاورد و همگان را متعجب میکند. و اینکه آیا اینبار هری پاتر وار توانسته است ورد سحرآمیز غلبه به طلسم اسکار نگرفتن را بشکند. نگارنده مطلب البته مغول‌های‌هالیوودی با سرمایه‌های هنگفتشان را آنقدر قدرتمند میداند که دیگر اینبار در قبال چنین موضوعاتی از حق کریستوفر نولان برای اسکار نگذرند.و شاید بیراه نباشد که از حالا گرفتن اسکار را به نولان تبریک بگوییم.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.