شاهنامه و بازی‌های استراتژیک قدرت

به مناسبت 25 اردیبهشت روز گرامیداشت فردوسی

امروز 25 اردیبهشت مصادف است با روز گرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی به همین مناسبت نوشته ی ارزشمند شاهنامه و بازی‌های استراتژیک قدرت را از پژوهشگر ارجمند مهدی سلطانی گردفرامرزی * تقدیمتان می‌کنیم

شاهنامه متنی تبارشناسانه

شاهنامه را باید به عنوان یک متن تبارشناسانه خوانش کرد. در این اثر با نوعی بازی استراتژیک قدرت، نوعی بازی اثرگذاری- اثرپذیری در عرصه قدرتهای سیاسی و اجتماعی مواجه هستیم. بازی استراتژیکی که میان دو طبقه والاتبار شاهان و پهلوانان در عصر اسطوره ای ایران وجود دارد. دو طبقه ای که در کنار و البته گهگاه در نوعی کشمکش قدرت با یکدیگر ضامن بقای جامعه ایران هستند. در همه جای شاهنامه، ما شاهد برهمکنش این دو نیرو هستیم که البته برآیند این برهمکنش‌ها در نسبت با سرزمینی به نام «ایران» معنا پیدا می‌کند.

این دو نیرو، گاه در کنار هم برای اعتلای ایران عمل می‌کنند و گاه در کشاکش با هم، نیروهای درون سرزمین ایران را تحلیل می‌برند. جالب است که هیچکدام نیز بر دیگری تفوق استراتژیک نمی‌یابد. هر دو نیرو، همواره نیاز به هم را برای نجات ایران حس می‌کنند و در موارد زیادی نوعی اتحاد استراتژیک میان آنها وجود دارد. اما نوعی تضاد منافع، همواره هر دو نیرو و طبقه را از هم جدا می‌کند و البته راز بقای جامعه ایرانی در همین ستیز و جدایی نهفته است.

پرهیز فردوسی از تفوق استراتژیک نیروها بر یکدیگر

فردوسی هرگز نمی‌خواهد یکی از دو نیروی شاهان و پهلوانان بر دیگری تفوق استراتژیک بیابد و پیروز نهایی میدان نیرو باشد. مثال‌ها بر چنین ادعایی متعدد است. از نخستین سلسله پهلوانان شاهنامه، یعنی سام نریمان و زال سپیدمو تا رستم دستان، که قهرمان اصلی داستانهای شاهنامه است، تا طوس و گیو و گودرز و … همگی گاه در کنار شاهان به عنوان حافظان ایران عمل می‌کنند، و گاه با شاهان چپ می‌افتند و در کشمکش و رقابت قرار می‌گیرند.

در شاهنامه، شاهی آرمانی داریم به نام کیخسرو که همه پهلوانان دوستش دارند و برایش جانفشانی می‌کنند و شاهی بی خرد نیز داریم مثل کیکاووس که مدام مایه دردسر است و هر روز هوسی خام می‌پزد و ایران را گرفتار بلا می‌کند و پهلوانان باید که دست به دست هم دهند و گندکاری‌های او را جمع کنند و ایران را نجات دهند. در شاهنامه، هیچ گاه با حرکت انقلابی یک پهلوان علیه یک شاه مواجه نیستیم و هیچ گاه، یک پهلوان به خود اجازه نمی‌دهد که شاهی را بکشد و علیه اش انقلاب کند.

رابطه عجیب رستم و شاهان معاصر

در این میان عجیب است رابط رستم تهمتن و شاهان معاصرش. رستم از همان نوجوانی، درگیر رابطه قدرت با شاه بیخرد، کیکاووس، می‌شود و در اولین حضورها و قدرتنمایی‌هایش توفیق اجباری می‌یابد که از هفت خان بگذرد و کیکاووس و دیگر پهلوانان سپاه ایران را از اسارت شاه مازندران و دیو سپید نجات دهد و بدین ترتیب خود را به عنوان بزرگترین پهلوان ایران و اصلیترین شخصیت شاهنامه تثبیت کند.

فردوسی
شاهنامه فردوسی

بخش زیادی از شاهنامه شامل روایت داستانهای او و روابط استراتژیک اش با شاهان می‌شود. او گاه از هفت خان می‌گذرد تا شاه کیکاووس به عنوان نماد ایران را نجات دهد، گاه نجات بخش ایران در حمله‌های بزرگترین دشمنان ایران، یعنی تورانیان و شاه آنها، افراسیاب، می‌شود، او حتی ندانسته فرزندش سهراب را بخاطر ایران می‌کشد.

او در پیری در نوعی کشمکش با شاه گشتاسپ قدرت طلب، با اسفندیار شاهزاده رویین تن درگیر می‌شود و به کمک رهنمودهای سیمرغ بر او غلبه می‌کند. در شاهنامه او هیچگاه اسیر شاهان نمی‌شود. در نهایت نیز نه به دست هیچ شاهی، که به دست برادرش شغاد کشته می‌شود. بدین ترتیب، رستم نمادی می‌شود برای روایت نوعی بازی استراتژیک میان قدرتهای حاکم بر ایران در عصر و تاریخ اسطوره ای ایران.

داستان کاوه ، تنها انقلاب سیاسی شاهنامه

جالب است که در شاهنامه، ما فقط یکبار با مسئله «انقلاب سیاسی» مواجه هستیم و آن هم در عصر ضحاک ماردوش. و آن هم نه از جانب یک پهلوان، که از جانب یک فرد عامی‌یعنی «کاوه» و دارای شغل نه چندان پرمنزلت آهنگری. کاوه ستمدیده بر ضحاک می‌شورد و مردم عادی را علیه ضحاک شاه متحد می‌کند و سپس در پیوند استراتژیک با فریدون که از تبار جمشید جم است، بر ضحاک غلبه می‌یابد. طبق روایت فردوسی، فرزند کاوه، یعنی قارن، بعدها از پهلوانان به نام و سپهسالار شاه منوچهر و شاه نوذر می‌شود.

بازی قدرت

بدین ترتیب، در همه جای شاهنامه، با نوعی روابط استراتژیک قدرت و بازی اثرگذاری-اثرپذیری مواجه هستیم. بازی قدرت شاهان-پهلوانان که با حمله اعراب به ایران به هم می‌خورد و به نظر فردوسی در کشمکش سه نیروی ترک و عرب و ایرانی، نوع دیگری از بازی قدرت رقم می‌خورد که در برآیند نیروها، به زیان موجودیت سرزمین ایران عمل می‌کند. زیانی که البته در قالب بازی سخنها و گفتمانها بازنمایی می‌شود.
ز ایران و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان، نه ترک و نه تازی بود
سخن‌ها به کردار بازی بود


*  جامعه شناس و پژوهشگر هنر

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.