بکتاش آبتین و دیگر شاعران را همان گونه که هستند بپذیریم

بکتاش آبتین و دیگر شاعران را همان گونه که هستند بپذیریم |سید رضا اورنگ | سرزمین هنر | ادبیات | شعر

 

مهدی کاظمی را بیشتر و بهتر از بکتاش آبتین می شناختم و می شناسم.آن زمان که هنوز نام عوض نکرده بود و غزل می گفت، بیشتر با اشعار و رفتارش مانوس بودم.
زنده یاد مهدی کاظمی (بکتاش آبتین) دهه ۷۰ بود که با غزل هایش توانست برای خود در بین شعرا جایی دست و پا کند. شعر قدیم و جدید را می شناخت،برای همین غزل های خواندنی می سرود.

وقتی زبان شعری عوض کرد و سپیدگوی شد،نمی دانم چرا نام خویش را که با آن شناخته می شد تغییر داد؟!

بکتاش شاعر است و شاعران خلق و خوی خود را دارند.گاهی قابل پیش بینی هستند و گاهی غیرقابل پیش بینی.شاعران را همان گونه که هستند باید باورشان کرد و پذیرفت.

شاعران سه گونه اند

به نظر حقیر،شاعران سه گونه هستند،شاعرانی که از دل الهام می گیرند و عاشقانه می سرایند،شعرایی که با زبان مردم و برای آنان شعر می گویند و آنانی که برای گرفتن صله از این و آن

کاغذ سپید را سیاه می کنند.
گروه کثیری از شعرا،هم دلی شعر می گویند و هم برای مردم. این گونه شاعران همیشه محبوب تر و مقبول تر هستند.برخی شاعران از سران حکومت ها صله می گیرند، بعضی از افراد و

گروه های سیاسی و تعدادی نیز وطن فروشی کرده و چشم به دست بیگانگان دارند.
شکی وجود ندارد که بکتاش آبتین از گروه دوم بود. او برای مردمی می سرود که می شناخت. در این دوره و زمانه، هر حاکم و سیاستمدار و هنرمند و شاعری مردم خود را دارد و خویش را

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

خدمتگزار آنان می داند، هرچند که همه از اهالی یک آب و خاک باشند.
نمی دانم،شاید من اشتباه می کنم که تمام آحاد ملت ایران را با هر تفکر و عقیده ای مردم خود می دانم.برای من خودی و غیرخودی معنایی ندارد و نخواهد داشت.نه تمایلی به کسی

دارم، نه حزب و گروهی و نه به اجانب دور و نزدیک.

بکتاش آبتین در لحظه نفس می کشید و شعر می سرود

بکتاش شاعر بود، شاعران به خاطر طبع لطیفی که دارند، در لحظه نفس می کشند و شعر می گویند. کسی که برای گفتن چند بیت شعر، بنشیند و به ذهن علیل خود فشار بیاورد، مطمئنا شاعر نیست.
شاعر کسی است که از دلش فرمان می برد.بی شک سخنی که از دل برآید، بر دل می نشیند.شاعران عاشق و اهل دل را نباید به خاطر شعری که می گویند سرزنش کرد.

گاهی عاشقانه می سرایند، گاه اجتماعی ،گاهی نیز آمیخته با غم و شادی. برای همین می گویم که شاعران را باید همان گونه که هستند، پذیرفت ، چون چیزی را می سرایند که دل شان به آنان دیکته کرده است.

شاعران اهل سلاح در دست گرفتن و سنگ پرتاب کردن نیستند، اعتراض شان نیز هنرمندانه و شاعرانه است. به همین خاطر برخورد با آنان نیز باید همراه با ملایمت و ملاطفت باشد.

بکتاش آبتین شاعر بود و اعتقاد دارم جای هیچ شاعر عاشق و مردمداری در قفس زندان نیست. براستی یک شاعر چه خطری می تواند داشته باشد؟

رفتن مهدی کاظمی (بکتاش آبتین) غمی دیگر داشت

زمانی که مسعود سعد سلمان را شناختم و شرح و حال و اشعارش را خواندم، دلم گرفت و همچنان نیز گرفته است ، زیرا همیشه خود را جای او و مانند وی گذاشته و می گذارم.
نمی خواهم بدانم بکتاش آبتین (مهدی کاظمی) دارای چه تفکرات سیاسی بود، می خواهم همان را که همیشه درباره او می دانستم بدانم، یک شاعر. این برای من مهم تر از همه چیز است.
مرگی این گونه، در شان هیچ شاعر و هنرمندی نیست و نخواهد بود. کرونا، دوستان و هنرمندان بسیاری را از ما گرفت، اما مرگ بکتاش آبتین (مهدی کاظمی)، غم دیگری داشت.خدا این شاعر عزیز را رحمت کرده و در پناه خود بگیرد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.