یاسمن خلیلی فرد و فیلمنامه و نقد- قسمت دوم

در قسمت قبلی با خانم یاسمن خلیلی فرد گفتگویی در مورد کارهای ادبی و کتابهایشان داشتیم. در این قسمت با یاسمن خلیلی فرد در مورد کارها سینمایی و نقد هایشان گفتگو را ادامه می دهیم.

هنرلند خانم یاسمن خلیلی فرد، از فعالیت های سینمایی خود بگویید. گویا شما نقد هم میکنید.

بله. درواقع نوشتن نقد فیلمها به سال ها قبل برمی گردد که من در مقطع راهنمایی تحصیل می کردم. یادم می آید از سن بسیار کم با نشریات سینمایی همچون ماهنامه “فیلم”، دوهفته نامه “فیلم و سینما”، هفته نامه “سینما” و مجله “سروش هفتگی” آشنا شده بودم و آنها را مطالعه می کردم و در ۱۲ سالگی تصمیم گرفتم خودم هم نقد بنویسم. نقدهایم را برای مجله “سروش” می فرستادم که بخشی با عنوان “نقد خوانندگان” داشت. یادم می آید اولین بار شهریور سال ۸۲ نقدم بر سریالی به نام “فرمان” منتشر شد و بعد این روند ادامه پیدا کرد. در سال ۸۴، برای اولین بار نقدم به صورت رسمی در روزنامه “بانی فیلم” منتشر شد. از دو سال پیش هم عضو انجمن منتقدان و نویسندگان شده ام و همچنان به نوشتن نقد فیلم ها در کنار دیگر فعالیت هایم ادامه می دهم و سعی می کنم تا جای ممکن بیشتر فیلم ها را چه در جشنواره و چه در زمان اکران تماشا کنم.

هنرلند در مورد فیلم نامه هایی که نوشته اید توضیح دهید . عموما  کارهای شما در چه ژانری هستند؟

فیلمنامه هایی که نوشته ام بیشتر فیلمنامه ی فیلمهای کوتاهی بوده اند که خودم آنها را ساخته ام و راستش بیشتر جنبه ی تجربی داشته اند. ژانرشان هم مثل کتابم درام است با زیر ژانرهای روانشناسانه  و خانوادگی. مهمترین فیلمنامه ی بلندم، فیلمنامه ی همین کتاب “یادت نرود که …” هست که در بانک فیلمنامه ی خانه ی سینما ثبت شده است. چند باری هم پیشنهادهایی مبنی بر ساخت فیلم بر اساسش پیش آمد اما ترجیح می دهم این فیلمنامه به دلیل ارزش و اهمیتی که برایم دارد در بهترین و حرفه ای ترین شرایط ساخته شود. شاید هم روزی خودم آن را ساختم؛ البته از پیشنهادات مناسب برای ساخت آن استقبال می کنم.

هنرلند گویا شما ساز هم میزنید. از چه سنی شروع به نواختن کردید؟

بله، بی اغراق می توانم بگویم به همه ی هنرها علاقه­ مندم و دوست دارم از همه شان سردربیاورم. موسیقی هم که جای خود دارد. موسیقی را از ۹ سالگی و با نواختن پیانو شروع کردم که همچنان ادامه دارد. موسیقی را هم مثل دیگر هنرها وقتی آغاز می کنی باید تا آخر عمر ادامه دهی. یعنی درواقع این خودِ هنرها هستند که تو را به دنبال خود می کشند. باید این کشش و انگیزه به وجود بیاید و اگر کسی درگیرِ هنر نشود نمی تواند آن را دنبال کند و در مقطعی ناچار به ترک آن می شود.

هنرلند خانم یاسمن خلیلی فرد ، آینده کاری خود را چطور می بینید؟

به رغم این که اساساً انسان خوش بینی نیستم، اما به دلیل تلاشی که دارم در این راه می کنم و بلاهایی هم که تا به امروز سرم آمده و فشارهایی که در راه رسیدن به هدفم تحمل می کنم قاعدتاً باید به مرور زمان و در سن و زمان مناسب و مقتضی دیده شوم و بتوانم در کار خود پیشرفت کنم. ضمناً من به سینما هم به اندازه ی ادبیات اهمیت می دهم و قطعاً دوست دارم در آن زمینه هم به فعالیت های بیشتر و حرفه ای تری بپردازم و راه خود را پیدا کنم. ولی نباید فراموش کرد که در این عرصه همه چیز دست خود آدم نیست و گاهی اتفاقات غیرمنتظره ای پیش می آیند که روند پیشرفت انسان را مختل می کنند. می توانم این را به جرئت بگویم که برای پیشرفت در هر یک از شاخه های هنری در ایران باید لباس رزم پوشید و جنگید.

هنرلند به نظر می رسد رقابت هم بسیار بیشتر از قبل شده است؟

همین طور است. رقابت در تمامی عرصه ها نسبت به دهه های پیشین بیشتر شده است. به هر حال میل به “شهرت” هم باعث شده خیلی ها به سوی بسیاری از رشته های خاص کشیده شوند. نوشتن پدیده جالبی برای بشر است اما اساساً هر که می نویسد، نویسنده نیست و نخواهد شد. من خوشبختانه عادت و غریزه خوبی دارم و آن این است که راه خودم را می روم، زیاد میلی به رقابت ناسالم و مسابقه دادن ندارم! مقایسه دائمی خود با دیگری ای که ممکن است شرایطش با آدم خیلی فرق داشته باشد فقط باعث اضطراب می شود و فایده ای برای آدم ندارد. من کار خودم را می کنم و اگر قرار باشد دیده شوم، می شوم، اگر نه هم که هیچ. من به راه میانبر در کارهای هنری اعتقادی ندارم.

هنرلند و کلام آخر یاسمن خلیلی فرد :

کلام آخرم صحبتی کلی است؛ کاش تمامی هنرمندان در تمامی عرصه ها، بیشتر پشت یکدیگر باشند. با تیشه، ریشه ی یکدیگر را نزنند. در شرایطی که همه باید در محدودیت و با حفظ خطوط قرمز به فعالیت خود ادامه دهند دست کم خودمان مراقب همدیگر باشیم و با دشمنی و حسادت به یکدیگر نگاه نکنیم. این روزها، با بسیاری از هنرمندانی که افتخار آفریده اند برخوردهای ناشایستی می شود مثل برخودی که با اصغر فرهادی می کنند و قبلا با زنده یاد کیارستمی می شد و … . همه ی این حواشی ها باعث می شود هنرمندان ورزیده نتوانند آنقدر که باید روی کار خود متمرکز باشند و انرژی شان صرف مقابله با این حاشیه های بی اساس می شود. کنار هم بودن و رقابت سالم چیزیست که باید درکنار هنر فراگرفت و به آن پایبند بود تا محیط هنری-ادبی سالمی داشته باشیم و بشود در آن با خیال راحت تری به فعالیت پرداخت.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 + چهارده =