هنردر قرآن ، موضوع بحث آزاد شبهای آخرماه مبارک رمضان در گروه سرزمین هنر

دومین شب از بحث آزاد هنرمندان و پژوهشگران حوزه فرهنگ ادب وهنر در مورد هنر در قرآن از ساعت ۲۳ روز یکشنبه ۲۸ خرداد تا ۱ بامداد روز چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶ برگزارشد. در این بحث که به مناسبت شبهای قدر برگزار شد بیش از ۷۰ نفر از چهرهای فرهنگی ادبی و هنری کشور به صورت آنلاین حضور داشتند و شاهد مناظره برخی از اساتید هنر و معارف اسلامی و پروهشگران علوم قرآنی بودند.

درابتدا آقای حامدحبیبی در تعریف هنر گفت: باید بگویم که تعاریف و تعابیر متعددی از هنر میتوان داشت؛به تعریفی هنر را کمال و فضیلت میدانند و به تعریفی صنعت و تکنیک و فن، که این هر دو در ربط مستقبم با زیبایی شناسی است. پیرو مباحث شب گذشته و در مورد تعریف هنر باید بگویم که تعاریف و تعابیر متعددی از هنر میتوان داشت؛
به تعریفی هنر را کمال و فضیلت میدانند و به تعریفی صنعت و تکنیک و فن، که این هر دو در ربط مستقبم با زیبایی شناسی است.پس شاخصه هنر در ربط مستقیم با مقولهه زیبایی شناسی است.حال چه هنر عام و چه هنر خاص. اما آنچه مهم است اینکه این مفهوم متقدم است و به گفته بسیاری کارشناسان فن به دوره یونان باستان و عصر میتولوژیک برمیگردد که با نظم و هارمونی و ریاضیات درآمیخته است. البته شاید استعمال اصطلاح زیبایی شناسی را به قرن ۱۸ برگردانیم، اما به نظر بنده این مفهوم که ناشی از امر زیبا شناسی است، عمری به درازای عمر بشر دارد چون گرایش به زیبایی امری فطری در نهاد بشر است. که مراجعه به فلسفه زیبایی شناسی متاخر تا فلسفه های ارسطویی و افلاطونی و فلوطینی و فیثاغرثی و… کمک شایانی به ما خواهد کرد.نتیجه این است که لفظ هنر که برگرفته از زبان سانسکریتی است، اگرچه مفهوم مشخصی دارد، اما در هیچ زمانی در یک قالب مشخص نبوده است و معانی متعددی به آن بار بوده که همه آنها ریشه در کمال و زیبایی شناسی دارد. و نظر بنده این است که قرآن به همین دلیل به روح هنر و زیبایی اشاره کرده است و نه لغت و لفظ آن …
شما در قرآن در جای جای آن هم روح زیبایی و کمال را در خلقت و طبیعت را می بینید و هم با کلمات و لغاتی مانند “حلیه” و “زینت” و “جمال” و “خیال” و… مواجه می شوید.

هنر در قرآن
                                             حامد حبیبی

از سوی دیگربحث در دو قطبی هویتی هنر در قرآن می توان از نظرات تولستوی هم استفاده کرد آنجا که او به هنر خوب و بد اشاره داشت و ادبیات قران هم تعابیر رحمانی و شیطانی دارد.
اما سخن در منشا اثر در هنر نیمه تمام ماند و طرح ماهیتی هنر که یک دوگانه میمسیس (mimesis) و پوئیسیس (poiesis) را از هیدگر اشاره کردم و گفتم از نظر بنده ناقص است و میتوانم بگویم هنر سه منشأ دارد؛
۱. منشأ آبجکتیوی (objective) و بیرونی که برگرفته از طبیعت است.
۲. منشا سوبجکتیوی (subjective) که مربوط به نفس و باطن و دل انسان میشود و یک امر کاملا انتزاعی و برگرفته از ذهن و تخیل است.
۳. منشا آسمانی و غیبی که ریشه در معارف الهی و الهامات (رحمانی یا شیطانی) دارد…
که تفصیل آن را در مجال دیگری شاید بتوانم بگویم.

خانم «عادله بنائی» هنر را مربوط به انسان  دانست او هن رار همانند یک سکویی دانست که انسان بواسطه آن به «بیان» دسترسی پیدا می کند.حتی هر گونه فعالییت علمی انسان هم یک نوع بیان است ،یک نوع اعلام که انسان داره حضور خودش را نسبت به چگونگی و بودنش در هستی بیان میکند.پس هنر ابعاد مختلفی میتواند داشته باشد مسلما  یکی از بدیهی ترین چیزهایی که تو ذهن ما وجود داره ارتباط ما با هستی یعنی طبیعت هست پس هنر به انسان مربوطه و انسان به طبیعت بنابراین طبیعت چیزی هست که ما در درون ان وجود داریم و نمیتوان خود را از طبیعت جدا کرد.بنابر این جایی که پای انسان و طبیعت به میان می اید بحث هنر هم وجود دارد.و قرآن به صراحتا به بحث در زمینه انسان و طبیعت :اسمان و زمین پرداخته هر جا که تمایل انسان برای بیان به سمت طبیعت نزدیک باشد هنری طبیعت گرا خواهیم داشت
و هر جا که انسان از طبیعت و آفریده های آن دور شود به انتزاع کشیده میشودحال وقتی میخواهیم به هنر ذر قران بپردازیم باید ان بخش از هنر را که به طبیعت نزدیک استت بررسی کنیم چرا که به کرات به انها اشاره شده است

آقای مجیدحسینی هم درباره هنر در قرآن اظهار داشت:

لازم است به تعریف واحدی هم از هنر و هم از قران برسیم، یا قدر مشترکی حداقلی داشته باشیم که گفتگو میسر شود.
دانش چندانی در باب هنر ندارم، همین قدر میدانم که نسبتی دارد با زیبایی شناسی و مصادیقی دارد مانند نقاشی، رقص، موسیقی، سینما و…
اما در باب قران تصورم این است که تعریف پیشینی حداکثری بر دید دوستان حاکم است، گویی این تعریف پیش فرض گرفته شده که ” قرآن کتابی است که خدا برای هدایتت بشر نازل کرده” و لابد در چنین کتابی باید راجع به مقوله مهم هنر هم رهنمودهایی یافت شود.
به گمان بنده تعریف قران این نیست و لذا یافتن نسبت هنر و قرآن رفقا را به تکلف می اندازد و از میان قصص قرآن نکاتی میجویند که با تعریف امروزی هنر مطابق افتد.
بحث در باب چیستی قرآن در این مجال نمیگنجد، اجمالا بنده آن تعریف پیشینی از قرآن را صحیح نمیدانم و به دنبال نسبتی میان قرآن و مفاهیم دنیای مدرن هم نیستم، گر چهه یافتن مصادیق هنر کار دشواری نیست، از زندگی غار نشینان انسانهای نخستین، تا آداب شکار سرخپوستان امریکا میتوان مصادیقی از هنر یافت، از نمایشهای یونان باستان تا کلمات قصار کنفسیوس، یافتن مصادیق هنر سخت نیست اما اینکه آن مردمان مفهوم امروزی هنر را درک میکردند یا نه بحث دیگری است. از ابتدای حیات بشری انسانها اکسیژن تنفس میکردند اما این بدان معنا نیست که اکسیژن را میفهمیدند و آگاهانه آن را بکار میبستند. اینکه غیر دستوری است نکته مهمی است. من از آن برداشت میکنم که لزومی ندارد به حکم مسلمان بودن به هر شکل ثابت کنیم قرآن هنر را هم شامل میشود.
چند دهه قبل اصرار بر آن بود ثابت کنند قرآن پر از مطالب علمی است، به تدریج مشخص شد نگاه صحیحی نبوده. لااقل الان دیگر کسی آن نگاه را دنبال نمیکند

هنر در قرآن
                              دکتر عابدی

دکترعابدی درباره هنر در قرآن گفتند :

هنر یک پدیده ی انسانی است که چند ویژگی اصلی داره:
۱٫ یک نوع درک و برداشت در آن هست
۲٫ این درک بیشتر شهودی و درونی و ذوقی است
۳٫ بیشتر در جایی کاریرد دارد که زبان و کلام دچار ناتوانی و کاستی می شود
۴٫ حتما عنصر زیبایی در هنر دخیل است
۵٫ هنر یک زبان است برای ابراز دریافتها .
۶٫ خودجوش و اغلب غیر دستوری است
۷٫ نوعی پیوند با عالم معنی در آن وجود دارد
۸٫٫ آمیخته به استعاره است لذا ماندگار ی دارد

اینها برخی نکاتی است که اجمالا به ذهن می رسد و

و قرآن مانند طبیعت به عنوان یک منشاء و خاستگاه برای هنر به شمار می اید

هنر در قرآن
                        دکتر غلامرضا شهبازی

دکتر غلامرضا شهبازی نیز در بحث هنر در قرآن شرکت کرده و گفتند:

دانته معتقد است که آثار ادبی می باید بر اساس چهار مفهوم، توصیف و ادراک شود یا به عبارت دیگر مفهوم لفظی یا ظاهری یک اثر باید به گونه ای پوششی بر روی سه مفهوم دیگر باشد. این سه مفهوم اینهایند: مفهوم تمثیلی، مفهوم اخلاقی، ومفهوم باطنی یا عرفانی. اگر هنر را به مثابه تجربه ای باطنی بدانیم ، اثر هنری همانند متون مقدس از بطن یا بطونی برخوردار است و مخاطب بر حسب مراتب درگیری خود با اثر با لایه ای از آن معناهای باطنی تماس پیدا کرده و آنها را تجربه می کند در اینجا رمز و تمثیل مقام والایی پیدا می کند و هر نشانه یا رویدادی چه در عالم و چه در اثر هنری ، رمز یا آیتی تلقی می شود که باید مخاطب با کنش تاویل به بطن آن راه یابد. این البته یک دیدگاه است و دیدگاه های دیگری هم نسبت به هنر وجود دارد.

یک دیدگاه هم دیدگاه هنر به مثابه اجرای مداوم تاریخ مقدس است.در این دیدگاه تاریخ مقدس رویدادهایی نیست که در گذشته روی داده و تمام شده است. بلکه تاریخی است که همواره دارد روی می دهد.متاسفانه نگاه غالب تاریخ مقدس را تاریخ گذشته می داند.

یعنی از این دیدگاه در تاریخ مقدس هم زمان خطی هست هم زمان دایره ای و همواره فرد مومن را به آزمون هایی دعوت می شود که هویت دینی او را تعیین می کند.

هنر در قرآن
                                  دکتر اتحاد

 

دکتر اتحاد با بیان آیه اقرا باسم ربک الذى خلق اظهار کردند:
درواقع کلام الهى بااین مطلع ،مارابه نخستین هنراسلامى که همان قرائت است ترغیب مى کندقرائت قرآن هنرى است که تکیه گردى هاى آیات قرآن را متجلى مى سازد.
دومین هنر قدسى خوشنویسى است که آواها را به صورت دیدارى استنساخ وآنها را درمکان تثبیت مى کند.دلایل متقنى دراین مورد موجود است زیرا هنر اسلامى از قبلل همراه باهمین نخستین کلمات قدسى،همراه بامطالبى که این کلمات را بیان میدارند وهمراه باقالبى که این کلمات از طریق آن به بیان آمده اند،حضوردارد.بارزترین جلوه هاى تاثیر کلام الهى در کلام بشررا در نظم ونثر شاعران میتوان ملاحظه کرد که بى نهایت دراین مقوله لفاظى نموده اند.چنانچه در یونان باستان هم هنر به دو گونه هنرهای بیانگر و هنرهای ساختاری تقسیم بندی شده بود.

خانم برزوئی درباره هنر در قرآن ، شعر را بعنوان هنرکلامی شاخص در قرآن مطرح کردند:

در قران کریم تنها جایی که به طور مستقیم و مصداقی به هنر اشاره شده (شعر)است.در آیات ۲۲۴ تا ۲۲۷ سوره شعرا حکایت از اهمیت ایمان شاعران (شاید=هنرمندان)و صالح بودن آنان دارد

در مقابل این نظر ، آقای حسینی گفتند:

از قضا شاعران در این آیات مذمت شده اندالشعراء یتبعهم الغاوون. و مفسران برای تطهیر شاعران اسلام به زحمت افتاده اند.اگر شعر را هنر بدانیم و شاعر را هنرمند، افتخار ان متعلق به دوره جاهلیت است که شاعران بسیاری را در دامن خود پرورش داد و قرآن آنانرا مذمت کرد

آقای دباغ این نظر را ردکرده وگفتند:

برخلاف نظر برخی از دوستان ، این مذمت شاعران در قرآن  به بستر تاریخی شعر در زمان جاهلیت هم باز نمی گردد بلکه به طور مستقیم به نسبت دادن شاعری به پیامبر (ص)برای کوچک شمردن آیات قرآن است. یعنی پایین آوردن شأن قرآن از کلام الهی به کلام انسانی که با هنر شاعران در عرب جاهلیت گره خورده بود. هر چند معلقات سبعه خود در فراز بالایی از هنر کلامی قرار دارد

آقای حبیبی نیزگفتند:

بحث هنر در قرآن برمیگردد به هنر اسلامی.
بنده هم معتقدم که ما با دو معنا مواجهیم.
۱. هنر مسلمین (که مصادیق آن فراوان است و در اوج قله شیخ بهاء را میبینیم)
۲. هنر اسلامی (که علاقه دارد از متون دینی و قرآنی و روایی مستندات ارائه دهد)
باز هنر اسلامی را به سه گونه بررسی کرده اند؛
۱. اشارات مستقیم به اصل هنر با مفهوم خاص مدرنیته و پست مدرنیته که در آن بحث و جدل فراوان است
۲. اشارات غیر مستقیم به عنر
۳۳. اشاره به مصادیق هنر مانند شعر و داستان و…

پس از این بحث به صورت داغتر و به شکل مناظره درآمد که خلاصه ای از آن به شرح زیر است:

دکتر اتحاد در این زمینه گفتند:

قرآن کریم درعین بلاغت، داراى نوعى گسستگى خیره کننده است درقرآن نه نظم منطقى مشهود است ونه معمارى درونى. حتى وزن وآهنگ آن از هیچ قانون وقاعده ثابتى پیروى نمى کند

آناهیتا برزوئی
                  آناهیتا برزوئی

خانم برزویی:

به دنبال مصداقهای هنر در قرآن می گشتیم.مصداق شعر و داستان نمایان شد.آیا مصداق صدای خوش یا اواز هم در قرآن وجود دارد؟

حامدحبیبی: سوره مزمل نمادی از توجه به ملودی و موسیقی و آهنگین خواندن قرآن است. در رابطه با معماری و ریاضیات هم بحثهایی وجود دارد البته

در حالی که وقت درنظر گرفته شده برای این بحث هنر در قرآن به پایان رسیده بود، حاضران همچنان پرشور به مباحثه ادامه می دادند.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 + هجده =