تعریف شعر ابزورد در ایران

غزل قربان پور

عنوان تئاتر «ابزورد» (پوچ، بی‌معنی، یاوه) را اولین بار منتقد ادبی، «مارتین اسلین» در کتابی به همین نام ثبت کرد؛ نوعی از تئاتر که به بازه وسیعی از آثار نمایشنامه‌نویسان اواخر دههٔ پنجاه و در طول دههٔ شصت از جمله ساموئل بکت،اوژن یونسکو، آرتور آدامف و دهه‌های متعاقب آن از جمله تام استپارد، و‌هارولد پینتر اطلاق می‌شود و پس از آن عنوان ابزورد به سطوح دیگر هنر وارد شد، در آثار نمایشی و داستانی لوئیجی پیر‌اندللو نویسنده شهیر ایتالیایی نیز می‌توان ابزورد را مشاهده کرد.
در سالهای اخیر به لطف ترجمه آثار ابزورد شاهد ورود این سبک‌ به ادبیات فارسی نیز بودیم. نمونه‌هایی از شعر ابزورد را در سروده‌های آهنگین «میلاد تهرانی» ، مینمالیست کشورمان شاهد بودیم.

شعر «ابزورد»

این اشعار که وفادارانه طبق اصول ابزورد مارتین اسلین سروده شده اند،در دفتر شعری به نام «هفتصد سال عذاب» در آغاز سال نود و شش به همت انتشارات شانی به چاپ رسیده است.
بی شک آنچه در شعر ابزورد می‌خوانیم با آنچه بر روی صحنه تئاتر می‌بینیم اندکی تفاوت دارد. اما آنچه مسلم است اشاره مستقیم به مفهوم «ابزورد» است که در انواع هنر یگانه می‌باشد.
اصطلاح پوچی از واژه لاتینی آبزوردوم ( Absurdum ) به معنای ناموزون یا متناقض است، در اصل به جای آنکه در شعر به دنبال آن باشیم که روایت چگونه اتفاق می‌افتد، باید در جستجوی این باشیم که چه چیز اتفاق می‌افتد؟!
آنچه این جستجو را سخت خواهد کرد عدم تشخیص زمان است که ناشی از ایستایی مقطعی زمان یا حضور محو و کمرنگ آن است.

~هوا داره سرد میشه! باید به فکر نفت بخاری‌ها باشیم!!! (عدم تطابق زمان وجود بخاری‌های نفتی با ترافیک و…)

هفتصد سال عذاب
هفتصد سال عذاب

در شعر «ابزورد» شاهد دلهره پایان ناپذیر خواهیم بود و آنچه به این دلهره دامن می‌زند این است که در پایان شعر به آغاز آن بر می‌گردیم.

~آقا شما با ۱۱۰ تماس گرفتید؟! نه…فکر نمی‌کنم…

…من دستهٔ چاقو رو پاک می‌کنم و می‌گیرمش تو دستای خودم…

…آقا شما با ۱۱۰ تماس گرفتید؟! نه… فکر نمی‌کنم…

 

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

در این شعر گفتگوهایی را خواهیم دید که اغلب یکنواخت و بی اثر است و گاه شاهد جملاتی پیش پا افتاده و بعضاً کودکانه هستیم.

~یعنی بابا هم «تو» هم «من»؟!
تو چیه؟! آدم به باباش میگه شما!

 

برای نشان دادن ارتباط ماشینی بین انسانها گاهی واژه‌ها بارها و بارها تکرار می‌شوند. شاید این تکرار در نگاه اول سطحی و بیهوده به نظر برسد ولی شاعر ناگزیر از تکرار است.تا کوششهای بیهوده انسان را نشان دهد.

~آقا کدوم دندون تونو میخواین بکشین؟!
نمی‌دونم. فرقی نمی‌کنه!

آنچه در اینگونه آثار به وضوح دیده می‌شود موقعیتهای تراژیک است که شرایط جبری و فشارهای ناخوشایند، ناخودآگاه بر انسان تحمیل می‌کند.

~بهت حق میدم دلت از دستم پر باشه.
تو هم دوست داشتی پاره تنت مهندس یا دکتر باشه!

 

هدف از شعر «ابزورد»

هدف از آهنگین بودن شعر ابزورد چیست؟ آیا می‌تواند جز تمسخر شعر کلاسیک باشد؟؟؟ مسخرگی تلخی که لایه‌های قابل توجهی از شوخی‌های کمدی دل آرته ایتالیا و نظایر آن را دارد.
کلیشه‌های اغراق آمیز و ترکیبات بی ربط یا حتی ابتکاری شاعر که ویژگی منحصر به فرد زبان شاعر است، وجه تمایز ابزورد از بقیه قالبهاست.
ودر پایان قابل ذکر است فضای شعر بیش از هرچیز فضایی سورئال است. سورئالی که به لطف بیان شیوای شاعر برای مخاطب باورپذیر و ملموس می‌شود.

«مرگ» یعنی مطئن باش که خدا اون بالاست
«مرگ» آب تنی کردن در حوضچهٔ قزل آلاست

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.