تحلیل روانشناختی برنامه های گفتگو محور در رسانه های جمعی

مجید حسینی

جهان ذهنی ما، بیشتر از هرچیز دیگر تحت تاثیر دو پدیده ای است که در کمتر از صد سال گذشته ظهور وگسترش یافتند: رسانه های جمعی، و فضای مجازی!
این نوشتار درصدد بیان اهمیت این دو پدیده نیست، بل طرح واره ای است برای دسته بندی برنامه های «گفتگو محور» بر مبنای یک نظریهء روانشناختی و در نهایت آسیب شناسی برنامه های دینی در صدا و‌سیما بر اساس نظریهء مذکور.
رسانهء جمعی در واقع نسبت یک منبع واحد است با مخاطبان متکثر، یعنی سیر محتوا از وحدت به کثرت. شبکه های مجازی اما جریان محتواست در نسبت «کثرت با کثرت»، فرستنده بسیار، گیرنده نامحدود و بازتاب فراوان. روشن است که چنین شبکه پیچیده ای از ارسال و دریافت پیام در ید قدرت هیچ کس نمی گنجد، چرا که رسانه های مجازی، ظروفی هستند که مظروف آنها را کاربران تعیین میکنند و نه یک منبع واحد.

رسانهء جمعی «حرفه ای» دو عملکرد عمده دارد:

اول: ارایه اطلاعات به نحوی که بی طرف و قابل اعتماد به نظر آید،
دوم: طرح پرسشهای هدفمند.

رسانه ی غیر حرفه ای اطلاعات را به نحوی جهت دار می کند که نیت و جهت گیری آن برای مخاطب روشن باشد. آشکار شدن نیات رسانه به دو دلیل غیر حرفه ای است :
اول آنکه شأن رسانه در اغلب برنامه ها قضاوت نیست، توصیف “هست” هاست از منظر ناظر معتبر.در این دست برنامه ها اگر جهت رسانه آشکار باشد نمیتواند به عنون ناظر معتبر شناخته شود.

دوم آنکه مخاطبان آگاهند که رسانهء جهت دار اطلاعات را به نحوی ارایه می کند که در خدمت هدف مشخصی باشد. در چنین شرایطی پیش فرض مخاطبان آن است که رسانه، با کم و زیاد کردن، یا تحریف اطلاعات نه معتبر است نه قابل اعتماد.
یک شبکهء حرفه ای با طرح پرسشهای ارزشمند و البته هدفدار ذهن مخاطبان را به سمت دلخواه سوق میدهد و‌ در حصول نتیجه عجول نیست، برخلاف رسانهء غیرحرفه ای که اولاً بجای طرح پرسش، در صدد پاسخگویی و اقناع صد در صدی است، ثانیاً ظاهر بی طرف ندارد.

تحلیل روانشناختی در برنامه های گفتگو محور در رسانه های جمعی

“اریک برن” روانشناس آمریکایی-کانادایی سه بعد برای درون انسان قایل شد و تحلیل رفتارهای آدمی را بر این سه بعد تطبیق داد.
والد درون، بالغ درون و کودک درون
کودک درون، پیوسته به دنبال لذت جویی و دفع درد و رنج است. از لذت جویی سیر نمی شود، آینده نگر نیست و خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد. احساسات منفی، خلاقیت، کنجکاوی، علاقه به دانستن و اصرار به تجربه کردن از ویژگی های کودک درون ماست، بعدی که خویشتن دار نیست وبه عواقب رفتارش توجهی ندارد واهل رعایت قیود اجتماعی، عرف، مذهب، قانون وتعقل نیست.
والد برعکس کودک عمل می کند،بعدی که تلاش می کند شخصیت آدمی را در چهار چوب بایدها ونبایدها محدود نگه دارد. قضاوتگراست ،در بسیاری موارد حکم قطعی در مورد مسائل دارد، مجازات میکند و پاداش می دهد. وجدان بخشی از والد درون ماست که خود ما را قضاوت می کند.

انواع والد

والد را به دو دسته تقسیم بندی می کنند، والد کنترلگر (والد مستبد) و والد حمایتگر (والد مهربان).
بالغ، متعادل کننده رفتارهای کودک و والد درون است. به جای قضاوت در صدد درک پدیده هاست، عباراتی نظیر«من این طور فکر می کنم»، «این طور به نظر می رسد»، «نظرشما در این مورد چیست» صادره از بالغ درون است، عباراتی که توأم باحکم و قضاوت یقینی و نگاه از بالا باشد، محصول والد درون است.
یکی از مهمترین ویژگی های بالغ آن است که «فهم چیستی پدیده ها را بر ارزش گذاری آنها مقدم می دارد» بر خلاف والد که قضاوت در باب پدیده ها برایش مقدم است.
فرض کنید در جامعه با پدیدهء نوظهوری مواجهیم مانند “ازدواج سفید”. شخصیت والد ابتدا آنرا به نظام ارزش گذاری خود ارجاع می دهد، بلافاصله آنرا به عنوان پدیده ای ناهنجار معرفی می کند و رذایل آنرا برمی شمارد و در تلاش است تا برای نفی آن ادلهء عقل پسند و آمار و اطلاعات جمع آوری کند.
بالغ اما ابتدا به درک چیستی آن می پردازد، علتهای بروز پدیده و پیامدهایش را برسی می کند، دلایل موافقین و مخالفین را می سنجد، نمونه های عینی و شواهد را مطالعه می کند و در نهایت از قضاوت می پرهیزد و آنرا به عهدهء مخاطبان می گذارد.
شخصیت کودک واره نیز از منظر لذت جویی و خالی کردن شانه از مسوولیت، ممکن است بدان گرایش پیدا کند یا به دلیل ترس و احتیاط شخصی در صدد نفی آن برآید.

بر این مبنا برنامه های گفتگو محور را به چند دسته می توان تقسیم کرد.

الف- دیالوگ مفید: نوعی از برنامه های گفتگو محور است که میان دو یا چند نفر که با بالغ درون خود وارد گفتگو می شوند شکل می گیرد. آنها می دانند که سخنگوی حقیقت نیستند، بلکه بیان کنندهء دیدگاه و ادلهء خود هستند. در یک دیالوگ مفید دو بالغ در پی اثبات یا انکار نیستند، و نتیجهء گفتگو نیزبرد یکی و باخت دیگری نیست. ماحصل این دیالوگ آشنایی مخاطب با دو یا چند منظر متفاوت در باب یک موضوع است.
برنامهء “پرگار بی بی سی فارسی” نمونهء خوبی از “دیالوگ مفید” است.

ب- مونودیالوگ : گفتگوی میان والد مهمان یا کارشناس، با کودک درون یک مجری است. مجری دراین گفتگو پرسشهای چالش برانگیز طرح نمی کند بلکه برای تبیین مساله ای یا ترویج و تبلیغ تفکری، مانند یک شاگرد در مقابل استاد گفتگو می کند.این مدل برنامه به وفور در برنامه های صدا وسیما تهیه و پخش می شود. “سمت خدا”، “آفتاب شرقی”، و بسیاری برنامه هایی که در مناسبتهای سیاسی و مذهبی پخش میشوند از این دست هستند.

ج- مقابله : گفتگوی میان دو(یا چند) والد در یک برنامه است. مهمان برنامه با شخصیت والدگونه در برنامه حضور دارد، طرف مقابل گفتگو که مجری یا مهمان دیگر برنامه است نیز یک والد است. چنانکه دو پادشاه در ملکی نگنجند، دو والد با دو دیدگاه مختلف یا متضاد نمی توانند در یک برنامه گفتگوی مفید و موثری ارایه دهند.
در تلوزیون ایران “یک منتقد مشهورسینما” نمونهء روشن یک والد است. قضاوتگری انعطاف ناپذیرکه خود شیفته و مغرور به نظر می رسد.

گفتگو با چنین مهمانی تنها در صورتی ممکن است که مجری از پایین به بالا با او برخورد کند و نقش پرسشگری را ایفا کند که می خواهد بیاموزد، چنانکه مجری هم شخصیت والدی قضاوتگر داشته باشد و نظرات مهمان والد را نقد کند چنان می شود که در برنامهء “من و شما” در تاریخ ۹ آذر ماه ۹۷ شاهد آن بودیم که از شبکهء “شما” پخش شد. کارشناس برخورد مجری را برنمی تابد و برنامهء زنده را در حال پخش ترک می کند. زبان بدن کارشناس زمانی که خود را در مواجهه با انتقاد صریح مجری می بیند قابل توجه و تحلیل است.

د- مجادله : این نوع از برنامه های گفتگو محور ،گفتگوی میان دویا چند نفر است که با کودک درون در برنامه حاضرشده اند. بر خلاف تصور این گفتگو ها در برنامه های گفتگو محور بسیار جدی، مهم و تاثیر گذارند. مناظرهء میان نامزدهای پستهای سیاسی از این دست برنامه ها هستند. همچنین زمانی که مهمان برنامه نمایندهء یک دولت، مذهب یا نهاد خاصی است و باید در در مقابل اختیار و جایگاه خود پاسخگوی پرسشهای سخت باشد، اغلب چنین گفتگویی شکل می گیرد.

برخی مجریان مشهور که به گفتگوهای چالشی شهره اند اغلب در پی مچ گیری و بی اعتبار کردن مهمانان مشهور برنامهء خود بر می آیند و‌چنانچه بتوانند ناتوانی یک‌ مسؤول را به رخ بکشند یا از یک رسوایی پرده بردارند احساس پیروزی می کنند، یا برعکس اگر مهمان برنامه با شگردهای خود مجری را مقهور اطلاعات خود کند به نوعی پیروز گفتگو محسوب میشود. در واقع چنین برنامه ای نوعی مسابقه است که لاجرم باید برنده و بازنده ای داشته باشد.

گاهی پیروزی یا شکست طرفین یک مجادله (مانند کاندیدهای ریاست جمهوری) میتواند به جابجایی پول یا قدرت بیانجامد. آنها طبعا مایل نیستند در بیان دیدگاهها و عملکرد خود ضعف نشان دهند یا شکست خورده به نظربرسند. در این شرایط آنها باید به فنون گفتاری، استفاده از زبان بدن، روشهای مغالطه، راههای گریز از پرسشهای بی جواب و محافظه کاریهای حرفه ای آگاه و مسلط باشند.

چنین گفتگویی در واقع دیالوگ مفید محسوب نمی شود بلکه نوعی بازی حرفه ای میان مجری و مهمان، یا میان مهمانان دریک برنامه است و ناگزیر باید برنده و بازنده ای داشته باشد. گفتگو های دو روحانی شیعه در تلویزیون‌های یکدیگر بین آقایان اللهیاری و قزوینی نمونهء روشنی از این مجادلات است.
در بسیاری از شبکه های مذهبی نو ظهور شاهد مناظره هایی از این دست هستیم که نقطهء مشترک همهء آنها این است که طرفین گفتگو در پی برد خود و باخت طرف مقابل است، یعنی در واقع طرفین با کودک درون خود در برنامه حاضرند.

د- مفاهمه : گفتگو میان “یک بالغ” با “یک والد” است. مجری بالغ با یک کارشناس والد یا بالعکس.
سامان بخشی به چنین برنامه ای بر دوش فرد بالغ خواهد بود زیرا والد در پی اثبات نظریات خود بر اساس نظام ارزشگذاری مورد نظر و شخصیتی اهل قضاوت است. نمونهء چنین برنامه هایی گفتگوهای تلوزیونی “آقای شهیدی فر” با مسوولین و مهمانان محافظه کاری است که نگاه کاملا ارزشی داشتند.
این دست برنامه ها هم مهم هستند، هم مفید و لازم، چرا که هر جامعه ای نیازمند یادآوری هنجارها، بایدها و اصول ارزشی و اخلاقی است.
اینکه چه حجم از هر نوع گفتگو در یک شبکه یا مجموعهء رسانه ای پخش شوند به عوامل متعددی بستگی دارد، مانند شرایط اجتماعی روز، پیشینهء فرهنگی، نظام ارزشی حاکم بر رسانه و …

ادامه دارد……

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نه + هفت =