اهل هوایی‌ها وامپراطوری دیوانه‌ها وعرق سردی که تب را بالا می‌برد-طنزنامه جشنواره فیلم فجر-5

?اهل هوایی‌ها وامپراطوری دیوانه‌ها وعرق سردی که تب را بالا

می‌برد- طنز نامه جشنواره فیلم فجرقسمت پنجم

 

محسن فاضلی

امروز پنجمین یوم مبارک از ماه مبارک و قمر در عقرب از مهرجان سینمایی والفجرمی‌باشد و رعیت و ارباب جراید و اسفار کاتبان سینما توگراف در کنار هم به تماشا ورؤیت افلام آکتوریست‌های سینما توگراف وطنی مشغولند.

بنده زاد وغلام خانه زاد هم به رسم مرسومه یومیه شال وکلاه نمود و با پای پیاده به سوی عمارت چهارسوق گز می‌نماییم.

دراین ایام مبارک وفرخنده مهرجانی با اغیاریی آشنا گردید وخوشنودی خویش را اعلام می‌نماییم.. ومزید سپاس ازداشتن اغیار ی دلگسار استاد ادب وسخنور مستطاب علیرضا خان دباغ باشی. مالک: جریده الثقافه و الفن:مصرح والسینماییه بلد الفن (سرزمین هنر)؛ که بر ما منت نهاده ومسطورهای این حقیر را هر یوم به زیور طبع آراسته گردا نیده می‌باشد.از برای اهالی واسفار کاتبان سینما توگراف.

درعمارت خانه چهارسوق دراین ایام ماضی با رفقای بسیار خوش مشرب وخوش منظر وصاحب دلانی از جنس بلور آشنا گردیدییم. جوان مهربان آکتوریست سینماتوگراف جناب علی خان منصوری از وبسایت هنرلند که از گعده نشینان اسفار کاتبان می‌باشد .در ایام مهرجانی.واغیار دیگری که مارا دوستمان می‌دارند. ما هم به عشق این اغیار گرمابه وگلستانه قلم بر نیشتر کاغذ می‌زنیم.

این اهل هوایی‌های پست مدرنیست هم مزید بر علت می‌باشند از برای پای کبانیدن به سمت وسوی عمارت چهارسوق این ایام هم به صدقه مهرجانی‌ها سرو کله شان در اطراف عمارت پیدا شده می‌باشد. شما که غریبه نیستید . از خدا پنهان نیست از شماهم ایضاً. پنهان نمی‌باشد. ما را مثل خودشان هوایی نموده اند. همگی هم حورالعین می‌باشند. زیبا رویانی از جنس “فرشتگان زمینی” . ما هم از خدا خواسته .به دیدارشان لحظه شماری می‌نماییم.

به دروازه عمارت که می‌رسیم این دلبرکان نازنین را رؤیت می‌نماییم درحال گز زدن در پیاده رو سنگ فرش شده شارع عمارت و دور و بر یک گاریچی در حال تناول لبو و باقلی می‌باشند. شادی می‌نمایند .آن سوی هم دو جوان در حال نواختن سازهای بادی وکوبه ای می‌باشند برای عابرین .

وچه خوش می‌نوازند.

به همین خاطر می‌باشد که این دلبرکان خودشان را تکان/ تکان می‌دهند. ما هم به روال هر یوم ماضی به نزدشان مشرف می‌گردیم. وبا این اغیار دلگسار احوال پرسی می‌نماییم.

گلنسا هم گویا هنوز از گرمابه بازنگشته است و خیلی مطول گردیده این گرمابه رفتنش.

از سبزه قبا می‌پرسیم:

-سبزه خاتون پس چه شد این مارکو؟

می‌گوید:

-منظورتان همان گلنسا خاتون می‌باشد دیگر؟

می‌گوییم:

-پس نه منظورمان خاتون بخت النصر است.

وسبزه قبا قاه قاه می‌خند. در کنارش سمیرامیس خاتون هم با جامگان زیبای عهد مصر باستان در حال تناول لبو می‌باشد. با ما سلامی‌گرمی‌می‌نماید . می‌گوییم :

-خاتون شما متأهل می‌باشد؟

با تبسم می‌گوید:

-متاهل از چه می‌باشد؟

می‌گوییم:

-یعنی همسر دارید .اختیار نموده اید . یوزارسیف ندارید؟ می‌گوید:

-نه بلی به حکم پدر از میان خواستگاران یوزاسیفی باید با گلادیوتارها مبازه نمایند وآن کس که پیروز گردید ما ایشان را به همسری برمی‌گزینیم. می‌گویم:

-آخه این کاری ست خاتون. یوزارسیف‌های طلب شما توانا مبارزه وجنگیدن با این نرغول‌ها را ندارند .بخت برگشتگان چه گناهی دارند شیفته جمال شما گشته اند ؟!

ومی‌خندد. سبزه قبا هم می‌زند زیر خنده وبا بدجنسی درگوش ما نجوا می‌کند:

-به گلنسا راپورت می‌دهیم…

وباز خط قرمز را به ما یادآوری می‌نماید .ما هم راستش شک مان بده است. نکند این سمیرامیس همان گلنسا باشد .این اهل هوایی به هر شکل وشمایلی می‌توانند خودشان را آراسته نمایند.سمیرامیس به حقیر رو می‌کند ومی‌گوید با شما به اندرونی مشرف می‌شویم از برای تماشای فلم‌ها .وبه اتفاق سوار بالابر می‌گردیم وبه سوی سالون قدم بر می‌داریم .

?فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» اثری از هومن خان سیدی آکتوریست سینما توگرا ف و طنی هم چون آثار بی بدیل ماضی ایشان از حلوات برخورد می‌باشد که در حد وفهم ما و اهل هوایی‌ها نمی‌باشد. اثری مطنطن و بسیار پیچیده با آدمهای مفلوک و درمانده و ادا و اصول‌های آرستیک .

این جوان آرتیست فیلم جناب محمد آقا نویدزاده سعی می‌نمایند به جای بازیگری به ما تلنگری بزنند و ما را به سال‌های ماضی ببرند .مثلاً ما را به یاد بهروز وثوقی و فیلم سوته دلان بیندازند و یا مسافران مهتاب نمکی و بازی مهدی فخیم زاده….الباقی هم به جز داد وبیدا نمودن وادا واصول در آوردن کاری بلد نمی‌باشند.

اهل هوای‌ها به هنگام تماشای فیلم ازشدت تأثر خوابشان می‌برد. ماهم ترجیح می‌دهیم منورالفکر بازی در نیاوریم. و کلاً سرمان محو تماشای این پری رویان باشد .

سمیرامیس خاتون در خواب ناز بسر برده وحتما رؤیای یوزارسیفش را می‌بیند. فیلم امپراطور جهنم رابا اغیار مان یزدان سلحشور وعلی آقا منصوری رؤیت می‌نمایم.

به سفارش خاتون سمیرا قاصدی- این فقره دیگه واقعیست- و بر ما حکم نموده اند که این اثر فاخر ودرخشان دوست وهمشهری آبادانی  آکتوریست فیلم پرویز شیخ طادی را حتماً به تماشابشنینیم چرا که در آن نقش افرینی نموه اند.

اثر فاخری است .حرف ندارد. همه چیزی عالی وبی نظیر می‌نماید.کولاک کرده پرویز خان. در دل بلاد فرانس و کفر به حساب نظمیه چی‌های قدار ه بدست وظلم بلا یکا ن یکان رسیدگی می‌نماید.

شیخ باشتین جناب علی خان نصیریان هم همان نقش را بی کم وکاست ایفا می‌نمایند .یک معرکه ای ست بیایید وتماشا کنید.. این اثر فاخر وطنی را.

بشتابید .بشتابید ..

فقره ثالث یک اثردیگری ست ازیک اکتوریست با نام «سهیل بیرقی». گویا قبلاً مرتکب ساخت چند فقره فیلم گردیده می‌باشد. ما با رؤیت فیلم به یادیک اثر دیگر افتادیم .که یوزارسیف در آن نقش افرین می‌نموده اند .حالا با یک موضوعیت وداستانی دیگر. لکن شباهت گاهاً اجتناب ناپذیر است.

این فقره فیلم در راستای حمایت نسوان و حقوق نادیده از سوی رجال بدصیرت می‌باشد.فیلم مرا به یاد تیاتر «آناکارنینا»ی عباسی می‌اندازد که آرتسیت نقش زن با همسر سابق اش”ایضا” در یک برنامج تلویزیونی پر مخاطب وی را رسوا می‌نماید.این فقره فیلم ازدل همان تیاتر انگری بیرون زده می‌باشدند. الله اعلم

.برحسب اتفاق این تیاتر را درایام مهرجان تیاتر به همراه سمیرا میس قاصدی وبانو مریم معترف آکتوریست به تماشا رفتیم. سمیرامیس خاتون “مصری” از این فقره فیلم هیجان زده وخوشنود می‌باشند. گویا در مصر و قصرشان هم حقوق نسوان حرم نادیده انگاشته می‌باشد. از خاتون می‌پرسم:

-گویا خوابتان نبرده است؟! می‌گوید:

-خیلی قشنگه می‌باشند. این خاتون‌ها در فیلم. این کالسکه‌ها نیاز به اسب ندارد _ منظورش اتومبیل‌های شاسی بلند ی است که آرتیست‌های فیلم سوار می‌شوند ،چشمان خاتون را گرفته است_ آن پرنده‌ها آهنی هم ما را به نشاط آورده می‌باشد. بگوییم به پدر بزرگوارمان به یوزارسیف دستور بنمایند برایمان ابتیا ع نمایند.

خدا عاقبت مارا به خیر نماید. این هم ازسمیرامیس خاتون عجب منور الفکریست ما بی خبر بودیم. دوستان دوران جوانی وهمشهریانمان جناب محسن خان شاه ابراهیمی‌طراح جامگان وآرشتیکت وهمسرشان بانو شهین نجف زاده آرتیست .سینما توگراف را رؤیت می‌نماییم. و به همراهشان به اندرونی و سالون می‌رویم و بعد هم همگی به اتفاق برای مهرجان سینماییه وجناب دبیر مهرجان وداوران محترم ونازنین از اینکه قبول زحمت نموده اند واین فقرات افلام را ازبرای تماشا برگزیده باشند سپاسگزاریم .خیرسرشان.

این حکایت ادامه دارد…

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.