انواع بازیگری

در تعریف‌هایی که عناصر درام را معنی می‌کنند، همواره شخصیت پردازی با دیالوگ پیوندی دو سویه دارد. روایت و سایر عناصر نمایشنامه یا فیلمنامه یا قصه، همگی با شخصیت پردازی درگیرند. در واقع کلیه ی عناصر نمایش شخصیت را می‌آفرینند، و شخصیت نیز می‌تواند در جهت معکوس قصه را به پیش ببرد. در واقع کلیه ی عناصر داستان یا فیلمنامه با شخصیت اصلی (پروتاگونیست) ارتباط مستقیم دارند. یعنی رخداد و حادثه ی محرک باید در مورد زندگی قهرمان (شخصیت اصلی) باشد و در مقابل او موانعی وجود دارد ( از جمله موانع طبیعی و فراطبیعی و…) که قدرتمندترین مانع همواره آنتاگونیست ( یا ضد قهرمان ) است.
اما بحث انواع شخصیت در درام در واقع پی گیری کارکرد یک شخصیت در درام است که این پیگیری منجر به تقسیم بندی این عنصر به چند نوع واز چند حیث، خواهد شد. این تقسیم‌بندی در واقع بررسی نقش و ‌کارکرد هر شخصیت و سهم آن در شکل‌گیری درام است.
اما بازیگرانی که باید این شخصیت‌ها را شکل دهند، بازیگرانی که تکنیک‌های خود را در قالب بازیگری ارائه می‌کنند که خود تقسیم بندی‌های متعددی دارد. یکی از این تقسیم بندی‌ها این است:
⚫سه نوع بازیگر داریم :
الف:حسی
ب:ادراکی
ج: کاراکتر‌ها

الف: بازیگر حسی:
بازیگران حسی بازیگرانی هستند که از طریق به کار گیری حس شخصی خود به نقش مورد نظر نزدیک میشوند.
در این نوع، بازیگر سعی می‌کند از طریق هم ذات پنداری خود را به شخصیت مورد نظر نزدیک کند و با او هم حسی نماید. این نوع بازیگری معمولا در آثار واقع گرا (رئالیسم) برای بازیگران محوریت دارد. در این مورد، برخی سبک رئالیسم را در بر گیرنده ی بازی‌های حسی میدانند. ( بر اساس
ب: بازیگر ادراکی:
بازیگران ادراکی بازیگرانی هستند که از مطالعه و تحقیق به نقش خود میرسند.
به عنوان مثال برای بازی در نقش یک گاوچران باید از او شناخت لازم را بدست آوریم در صورتیکه تجربه ای از شغل گاوچرانی و زندگی در آن قالب نداشته باشیم. یا برای مثال برای بازی در نقش یک دیوانه بازیگر باید به مراکز نگهداری بیماران روانی مراجعه کند و ضمن برقراری ارتباط با نمونه ی مورد نظر خود، بازیگر خود را به نقش مورد نظرش نزدیک کند. البته باید گفت که در هر حرفه باید شناخت لازم را کسب کنیم تا بتوانیم درک لازم را از آن بدست آوریم.
اما برای این تقسیم بندی باید توضیح دهیم که بازیگرانی که در زمره ی بازیگر ادراکی قرار میگیرند، مطالعه و شناخت قبلی محور ساختن شخصیت و نقش مورد نظر است. این نمونه نقش سازی در سبک اپیک که خالق این سبک آقای برتولت برشت هست به وفور استفاده شده است .
ج: کاراکتر‌ها:
بازیگران کاراکتر این بازیگران از ۵۰% حس و ۵۰% ادراک استفاره میکنند و بروی صحنه میروند که این نوع بازیگران جز بهترین بازیگران میشوند ماهم تلاشمان برای این است که شما کاراکتر شوید.
اما لازم بذکر است بگویم که این نوع تقسیم بندی، صرفا میتواند جنبه ی قراردادی داشته باشد و صرفا برای شناخت بیشتر از راهکارهای نزدیک شدن بازیگران به شخصیت مورد نظر ایجاد شده اند. وگرنه هر نقشی و هر شخصیتی در متن، در جایگاه خود نیاز به مطالعه و هم حسی است و باید در نهایت توسط بازیگر مورد قبول قرار بگیرد، و بازیگر ادای بازی او را در نیاورد، بلکه هوادار او و جانبدار او باشد و او را در ذهن خود صاحب حق بداند ( که این مهم در آثاری که قابلیت چند صدایی بودن را دارد به اوج میرسد) در واقع میتوان به جای تفکیک این موارد، به آنها نگاهی پروسه ای ( فرآیندی) کنیم. یعنی بگوییم:
بازیگر در ابتدا به مطالعه راجع به فلان شخصیت و جوانب زندگی او میپردازد. در اکثر موارد، او نیاز به نگاه روانشناختی و تخصصی ( در زمینه ی شغل و توانایی یا محیط زندگی نقش خود) دارد. در این راستا بازیگر همزمان و با توجه به متن شخصیت خود را میپذیر و دوست میدارد و جانبدار او میشود. گویی که از هویت خود دفاع می‌کند و جانب خود را حفظ می‌کند.

منابع:
کتاب هنر بازیگری… استلا آدلر، گردآوری و ویرایش: هووارد کیسل ، مترجم: فاطمه خسروی، نشر افراز، چاپ اول ، تهران ۱۳۹۲
IMG-20160815-WA0013

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.