ترکیب بند عاشورائی محتشم- بند یازدهم

محتشم در بند یازدهم ترکیب بندعاشورائیش، خودش را مورد خطاب قرارمی دهد و خود را به سکوت فرا می خواند. او پس از مویه سرائیهایی که از زبان حضرت زینب (س) در بندهای قبلی بیان می کند به یک باره در بند یازدهم خود را به خاموشی فرامی خواند؛ گوئی اگر باز به ذکر مصائب ادامه دهد عالم جامه صبر را خواهد درید و جهان زیر و رو می شود.

همانگونه که در دو بند قبل خواندیم محتشم در بند نهم حضرت زینب(س) را در بالای گودال قتلگاه تصویر می کند که روبه سوی مدینه کرده و جدّ بزرگوارشان را مورد خطاب قرار داده و فریاد هذا حسین را به گوش پیامبر اکرم(ص) می رساند. او سپس حضرت فاطمه زهرا(س) را به عنوان دومین کسی که مورد خطاب بانو زینب کبری(س) است در شکوائیه بازماندگان واقعه عاشورا به میدان کربلا فرامی خواند،انگار دختر زجرکشیده و داغ دیده تنها ملجأ خود را مادری می داند که عشق حسین را به او به ودیعت گذاشته بود.

محتشم در بند یازدهم این همه درد و مصیبت را بیرون ازتحمل بشریت می پندارد از این رو خود را به سکوت دعوت می کند.

خاموش محتشم که دل سنگ آب شد

بنیاد صبر و خانهٔ طاقت خراب شد

خاموش محتشم که از این حرف سوزناک

مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش محتشم که از این شعر خونچکان

در دیده اشگ مستمعان خون ناب شد

خاموش محتشم که از این نظم گریه‌خیز

روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد

خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست

دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب

از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین

جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد

تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد

بر هیچ آفریده جفائی چنین نکرد

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × 3 =