ترکیب بند عاشورائی محتشم -بند ششم

محتشم در بند ششم از دگرگونی افلاک و حال  آسمانیان در مصیبت سیدالشهدا (ع)ناگهان به روز محشر گریز می‌زند. او صحنه روز قیامت را از جائی روایت می‌کند که قاتل سیدالشهدا (ع) را به محکمه عدل الهی می‌آورند تا مجازاتش را تعیین کنند.شاعر این لحظه ،درباره بیمناکیش از غضب الهی می‌سراید. به اعتقاد او این گناه آن قدر سنگین است که با تمام گناهان خلایق هم در یک کفه سنجیده و برابر نمی‌شود . او دراین بند با عبارتی چون کفن خون چکان آل علی (ع) و جوانان گلگون کفن اهل بیت تصویر حزن انگیزی از روز حشر وهنگام خیزش دوباره شهدای کربلا را به تصویر می‌کشد. محتشم در پایان این بند با اشاره به گستاخی خیره سران ددمنشی که فاجعه عاشورا را رقم زدند دوباره به روز عاشورا بازمی‌گردد و تصویر سازی شاعرانه اش از عاشورا را ادامه می‌دهد.

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند

یک باره بر جریدهٔ رحمت قلم زنند

ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر

دارند شرم کز گنه خلق دم زنند

دست عتاب حق به در آید ز آستین

چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

آه از دمی‌که با کفن خونچکان ز خاک

آل علی چو شعلهٔ آتش علم زنند

فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت

گلگون کفن به عرصهٔ محشر قدم زنند

جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا

در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند

از صاحب حرم چه توقع کنند باز

آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند

پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل

شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.