یاسمن خلیلی فرد و “یادت نرود که…”_ قسمت اول

یاسمن خلیلی فرد از جمله نویسندگان جوان و پرکاری است که فعالیت های خود را فقط به حوزه نویسندگی محدود نکرده و در حوزه نقد و سینما هم فعالیت میکند و دستی هم بر موسیقی دارد. اولین کتاب او با نام “یادت نرود که…” از انتشارات چشمه با استقبال خوبی مواجه شد.

هنرلند خانم یاسمن خلیلی فرد ، لطفا خودتان را بیشتر برای ما معرفی کنید.

۲۶ ساله هستم و متولد تهران. علاقه ام به سینما و نوشتن، از سال های کودکی آغاز شد تا جایی که در سال هایی که به مدرسه ابتدایی می رفتم هم برای خودم داستانهایی می نوشتم و به شکل کتاب درشان می آوردم. برایشان جلد درست می کردم و دلم می خواست بقیه هم آنها را بخوانند. یادم می آید یک بار یکی از داستان هایم را برای مجله “سروش کودکان” فرستادم و چاپ شد که من چند سال بعد متوجه چاپ شدنش شدم. وقتی به سن دبیرستان رسیدم چون خیلی درسخوان بودم به دبیرستان سختگیر “کوشش” رفتم و در رشته­ ی ریاضی دیپلمم را گرفتم اما همچنان علاقه به هنر و خصوصاً سینما، با من همراه بود. بدین ترتیب تصمیم گرفتم سال پیش دانشگاهی تغییر رشته بدهم و در رشته هنر کنکور دهم که کار آسانی هم نبود چون باید درس های سه سال هنرستان را در عرض هشت، نه ماه می خواندم. البته خواندن این درسها برایم جالب بود چون به همه شان علاقه داشتم. خلاصه این که با رتبه ۱۱۲ و در همان رشته ای که می خواستم یعنی “سینما” قبول شدم و به دانشکده “سینما-تئاتر” دانشگاه هنر تهران رفتم و تا مقطع فوق لیسانس کارگردانی سینما در همین دانشگاه به تحصیل پرداختم.

هنرلند ایده کتاب ” یادت نرود که…” چطور به ذهن شما خطور کرد؟

برای واحد “مبانی فیلمنامه نویسی” دانشکده که اگر اشتباه نکنم یکی از واحدهای درسی ترم چهارم بود، باید طرحی را برای یک فیلمنامه در کلاس ارائه می دادیم، آن را به مرور کامل می­کردیم تا آن که در انتهای ترم فیلمنامه­ ای کامل از آن متولد شود. من طرحی را با عنوان اولیه “یک فنجان قهوه تلخ” نوشته بودم که با استقبال بسیاری از سوی استادم رو به رو شد و ایشان پیشنهاد دادند که طرح من به همراه طرح چند نفر دیگر از بچه ها به گروهی ارائه شود که برای “سیما فیلم”، فیلمنامه تأمین می کردند. طرح من همان ابتدا به سبب برخی خطوط قرمز که در چارچوب مدیوم تلویزیون باید رعایت شوند مناسب تشخیص داده نشد و پیشنهاد دادند تغییراتی در آن اعمال کنم که راستش مایل به ایجاد این تغییرات نبودم، بنابراین قضیه ساخت تله فیلم منتفی شد. از آنجا که خودم خیلی طرح را دوست داشتم تصمیم گرفتم به داستان بلند تبدیلش کنم و رمانی به نام “زمستان ابدی” براساس آن طرح نوشتم که درواقع همین “یادت نرود که ..” فعلی بود.

هنرلند گویا کتابتان با مشکلات ممیزی مواجه شده بود. کمی در این مورد بگویید.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

بله همین طور است و علت تغییر عنوان کتاب هم همین بود. اواسط سال ۹۱ نگارش کتاب به اتمام رسید و طبق وسواس های معمولم، چند باری هم آن را بازنویسی کردم. کتاب توسط انتشارات اولیه به ارشاد تحویل داده شد، اما متاسفانه آن را به طور کامل رد کردند؛ اتفاقی که از نظر من عجیب بود چون مورد خاصی در آن نمی دیدیم یا دست کم اطمینان داشتم که کار می تواند با لحاظ کردن چند مورد اصلاحیه کوچک مجوز دریافت کند . به هر رو، غیرمجاز شدن کتاب ضربه بزرگی به من وارد کرد و به شدت مأیوس شدم با این حال کتاب را یک بار دیگر، سال بعدش، به ارشاد دادیم اما باز هم رد شد. در سال ۹۳، در حالی که تقریباً از دریافت مجوز ناامید بودم برای بار سوم با تغییر عنوان کتاب به “یادت نرود که ..” آن را به ارشاد دادیم و بدون کوچک ترین مسئله ای مجوز گرفت. اصلاحیه ها هم فقط در حد تغییر چند کلمه بودند و درواقع اصلاحیه به حساب نمی آمدند. بعدها که آقای کیائیان مدیر محترم نشر چشمه کتاب را خواندند از این که کتاب رد شده بود تعجب کردند و این جمله شان یادم نمی رود که گفتند ” قلم پاکی داری!”.
بعدها هرکس دیگری هم که کتاب را خواند از این که غیرمجاز شده بود، متعجب شد. این دسته از اتفاقات متأسفانه اجتناب ناپذیرند و به نظر می رسد گاهی برخی از بررس ها کتاب ها را سلیقه ای رد می کنند. البته رد شدنهای اولیه ی کتاب من در دولت قبلی اتفاق افتاده بود که غیرمجاز شدن کتاب ها دیگر یک امر عادی به حساب می آمد و بسیاری از نویسندگان و مترجمان با این مشکل دست و پنجه نرم می کردند.

هنرلند کتاب جدیدی در دست نگارش دارید؟

بله. یک کتاب آماده ی انتشار دارم و قراردادش را هم بسته ام منتها به لحاظ شلوغی و ترافیک کاری ناشرانِ خوب، روند انتشار کتابها همواره با کمی تأخیر همراه است. در ضمن روی یک رمان دیگر هم دارم کار می کنم که بسیار سخت است. داستان پیچیده ای ندارد، اما نوع رابطه ی شخصیت هایش با یکدیگر بسیار پیچیده است. به طور کلی به دلیل وسواس و اهمیتی که به نتیجه کارهایم می دهم، نگارش رمان هایم زمان زیادی می برد و بارها داستان هایم را ویرایش و بازنویسی می کنم. گاهی حتای در نیمه های راه، نوشتن یک کار را رها می کنم و برای مدتی به سراغش نمی روم و سپس دوباره شروع می کنم. بعضی داستان ها هم که پیش نمی روند، کلاً باید کنار گذاشته شوند.

هنرلند خانم یاسمن خلیلی فرد ، لطفا درباره کتاب دومتان  “نقش جنگ بر سینمای غیرجنگی ایران” هم کمی توضیح بدهید.

این کتاب براساس پایان نامه­ ی کارشناسی ارشدم نوشته شده است. البته تغییرات زیادی نسبت به پایان نامه کرده و بسیاری بخش ها حذف و برخی بخش ها به آن اضافه شده اند. این کتاب را نشر “بدون” زیرمجموعه نشر “نظر” منتشر کرده است. یک کتاب تخصصی سینمایی ست که البته مخاطبان عام سینما هم می توانند مطالعه اش کنند. چارچوب نظری آن مکتب روانشناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ بود که البته این ارتباط با روانشناسی در نسخه فعلی کتاب کمرنگ شده است.

هنرلند گفتگو با خانم یاسمن خلیلی فرد ادامه دارد…

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده − پانزده =