گیلان، مهد تئاتر ایران | نگاهی گذرا به تئاتر گیلان

تئاتر گیلان | گیلان مهد تئاتر ایران |بخش تئاتر سرزمین هنر | سید رضا اورنگ| سرزمین سرسبز گیلان، از دیرباز مهد علم و هنر بوده است. در مقاطع مختلف تاریخ، همواره عالمان و هنرمندان بزرگی در آن پای به دنیا نهاده، بالیده و به شهرت رسیده اند. مردم با فرهنگ و خوش ذوق گیلانی، همیشه در عرصه هنر حرفی برای گفتن داشته، دارند و خواهند داشت. آوازه این هنرمندان، نه تنها در گیلان، بلکه در سراسر ایران و حتی جهان به گوش همه رسیده و خواهد رسید. در عالم هنر رشته ای نیست که گیلانیان در آن عرض اندام نکرده باشند.

 

یکی از هنرهای مهم و ارزنده که در جهان طرفداران بیشماری دارد تئاتر است. این هنر نمایشی به خاطر نفس به نفس بودن با تماشاگر در میان هنرهای نمایشی دیگر یک استثناست، برای همین هر کسی نمی تواند وارد این عرصه شده و به موفقیت برسد. هر چند گونه های مختلف نمایشی، به خصوص آیینی از دیرباز در هنرستان ایران وجود داشته، اما به اعتراف تاریخ نخستین تئاتر با ویژگی های مدرن، برای اولین بار در شهر رشت مرکز گیلان روی صحنه رفته است.

 

«چخوی دلال» نام این نمایش است که سال ۱۲۶۴(ه ـ ش) در یک انبار بازسازی شده که در یک باغ قرار داشت به اجرا در آمد. نمایش دیگر به نام «انجیر چخو» هم در همان سال ها به صحنه رفت. نکته جالب اینکه این دو نمایش دارای فضای کمدی بودند. در آن ایام سالنی برای اجرای تئاتر وجود نداشت، به همین دلیل در یک انبار روی صحنه رفتند. بعدها در برخی از مدارس تازه تاسیس سالنی برای تئاتر ساخته شد.

 

در آن ایام بیشتر مهاجران بودند که نمایش ها را در تئاتر گیلان روی صحنه می بردند، اما کم کم هنرمندان شهر رشت و دیگر شهرهای گیلان وارد عرصه تئاتر شده و نبض آن را در دست گرفتند. در عرصه نمایشنامه نویسی، کارگردانی و بازیگری، هنرمندان گیلانی به سرعت سرآمد شدند. باتوجه به شواهد تاریخی، گیلان سابقه ای صد و چند ساله در تئاتر دارد، اما امروزه آن گونه که شایسته و بایسته است در این عرصه فعال نیست. هر چند در طول سال نمایش هایی در شهر رشت و دیگر شهرهای گیلان روی صحنه می روند، اما این تعداد نمایش به هیچ وجه در حد و اندازه های گیلان زمین نیست.

 

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

بسیاری از هنرمندان تاریخ تئاتر ایران متعلق به گیلان زمین بوده و هستند. در حال حاضر تعداد زیادی از این هنرمندان در تهران رحل اقامت افکنده و در پایتخت فعالیت می کنند. هر کدام از این هنرمندان وزنه ای سنگین در عرصه هنرهای نمایشی هستند. برخی از آنان پیشکسوت این هنر محسوب می شوند، اما مسوولان هنری گیلان از آنان استفاده ای نمی کنند. این هنرمندان گنجینه هایی هستند که هم باید محافظت شوند و هم از آنان بهره برد.

 

نمایشی نیست در پایتخت روی صحنه برود که حداقل یکی از ارکان آن گیلانی نباشد. برخی از آنان به تازگی به مرکز مهاجرت کرده و ساکن شده اند، هنرمندان با استعداد و جوانی که باید در گیلان می ماندند و هر خود را به رخ مرکز نشینان می کشیدند. ناگفته نماند اکنون نیز در گیلان هنرمندان کارآمد و با سابقه ای حضور دارند، اما متاسفانه امکانات لازم برای هنرنمایی آنان وجود ندارد. به هنرمندانی که از گیلان، به خصوص رشت به مرکز آمده اند، نمی توان ایراد زیادی گرفت، زیرا آنان دل شان برای تئاتر می تپد و پتانسیل بالایی برای اجرا دارند، اما حداقل امکانات در دیار خودشان برای آنان فراهم نشده تا بتوانند توانایی خود را در صحنه تئاتر به نمایش بگذارند. به همین خاطر آنان به سمت پایتخت سرازیر شده اند. جالب آنکه هر کدام از این تئاتری های مهاجر در اسرع وقت توانسته اند جایگاه خوبی در تئاتر پایتخت به دست آورده و برای خود نامی دست و پا کنند.

قصد نیست که این هنرمندان جوان را ملامت کنیم، زیرا آنان مقصر نیستند، تقصیر به گردن کسانی است که نتوانسته اند شرایط را برای ماندن و هنرنمایی آنان فراهم کنند. سرزمین سرسبز و هنرخیز گیلان، با اینکه مهد تئاتر ایران است، اما هنوز یک مجموعه تئاتری مناسب مانند تئاتر شهر تهران ندارد تا در آن مکان هنرمندان به فعالیت بپردازند. معلوم نیست چرا مسوولان مرکز نشین نیز چشم روی هم گذاشته و به این مهم توجهی ندارند. هنر در تهران خلاصه نشده، پس به کدام دلیل مسوولان فقط به آنجا توجه دارند؟

 

متاسفانه مسوولانی که خود ریشه گیلانی دارند نیز وقتی در پایتخت مسوولیت قبول می کنند، گوشه چشمی به دیار آبا و اجدادی خود ندارند. مطمئنا اگر گیلان زمین صاحب امکانات مناسب تئاتری شود و هنرمندان آن به دیار خود باز گردند، این سرزمین پهناور و هنرخیز دوباره قطب تئاتر ایران خواهد شد. نمایش های با ارزش و پر قدرتی که توسط هنرمندان گیلانی روی صحنه خواهند رفت، مطمئنا علاقه مندان تئاتر را از پایتخت و دیگر شهرهای ایران برای تماشا به آن سرزمین خواهند کشاند. این آرزویی دست نیافتنی نیست، بلکه حقیقتی است که هر چه زودتر باید به واقعیت تبدیل شود.

nasrodinmolla@

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 + ده =