کوچ عاشقان هنر هفتم از سینمای ایران | جایی که حرمت شکنی باشد،سینما نیست!

کوچ عاشقان هنرهفتم از سینمای ایران | سیدرضا اورنگ| سینما بیش از اینکه یک هنر باشد،عشق است. اگر نبود این عشق، هرگز پا نمی‌گرفت و نمی‌بالید،شاید در نطفه خفه می‌شد یا بعد زایمان سقط می‌شد!

سرمایه گذاران در سینما

حضور سرمایه گذاران در سینما و هر هنری که با صنعت درآمیخته لازم است، اما اگر عاشقی، در آن عشق ورزی و عشقبازی نکند، دیر یا زود نابود می‌شود.تمام بزرگان تاریخ سینمای جهان که باعث پیشرفت آن و جذب مخاطبان به این پدیده شدند، عاشقان سینه چاک هنرهفتم بودند،اگر نبودند تمام مصایب و سختی‌ها را به جان نمی‌خریدند تا فیلمی‌را بسازند و به خاطر مردم روی پرده بفرستند.

اکثرشان ادیبانی مؤدب بودند و هنرمندانی هنر پرور. آنانی که در عرصه هنرهفتم بی ادبی کردند و بی حرمتی،نام شان در یاد مردم نماند،اگر هم خاطره ای باقی گذاشتند،خاطره بد بود.
سینمای ایران چندین سال است که کلاسش بهم ریخته و اساسش دگرگون شده،نه عشقی در آن وجود دارد،نه ادبی و نه حرمتی.

عشق ، ادب و حرمت

نبود این سه عنصر باعث شده عاشقان واقعی سینما،عزلت نشینی را به ذلت کشی ترجیح داده و دور از عشق شان سینما، حیات تکراری خویش را تکرار کنند.کناره گیری آنان، سینما را به چاله میدانی تبدیل کرده تا هر کس و ناکسی در آن عربده کشیده و حریف بطلبد!زمانی جاهلان کلاه به سر و سبیل از بناگوش در رفته سوژه فیلم‌های فارسی بودند،اما امروز سینما تبدیل به سوژه جاهلان بدون کلاه و سبیل شده است!
زمانی عاشقان سینما،از مخاطب گرفته تا کارگردان و… در این عرصه جولان می‌دادند و کسی جرات نداشت به آن تعرض یا توهین کند.همه آنان عاشقان سینه چاک سینما بودند و اکنون نیز هستند،اما به کنجی خزیده اند تا دامن شان آلوده نشود.

لزوم حرمت پیشکسوتان

سینمایی که در آن،یک بازیگر به کارگردانی پیشکسوت جسارت کند،کارگردانی موی سفید به مخاطب و جشنواره پشت کند،شبه منتقدان و خبرنگاران هتاک،هتاکی کنند،بی حرمتی،حرمت شمرده شود،بی هنری را هنر بدانند،بی ادبی را ادبیات جدید بخوانند و…هر چیزی می‌تواند باشد جز سینما!
عاشقان سینما هرگز به چنین اعمالی دست نزده و نخواهند زد.کسی که عاشق سینماست،چه کارگردان،چه مخاطب و چه منتقد و خبرنگار، همه چیز را تحمل می‌کند تا معشوقش آسیب نبیند.پس آنانی که غیر از این عمل کرده و می‌کنند از دایره عاشقان سینما بیرون هستند،کسانی که خارج از این دایره قرار گرفته اند، تنها هدف شان نابودی سینماست! بارها این مهم را ثابت کرده اند و باز ثابت خواهند کرد.

شهلا ریاحی
شهلا ریاحی

 


کار بازیگر هنرنمایی مقابل دوربین است،نه عرض اندام در فضاهای آلوده مجازی.وقتی کسی به جای تلاش،تحقیق و ممارست برای پیشرفت کارش،اکثر وقت خود را برای خودنمایی در قاب بسیار حقیر مجازی تلف می‌کند،بازیگر نیست و نخواهد شد،همان گونه که امروز شاهد آن هستیم.

خانه ی سینما

خانه ای که به جای تلاش برای پیشرفت سینما و رفاه حال زحمتکشان آن،مدام بیانیه‌های تکراری و غیر منصفانه بدهد،هر خانه ای می‌تواند باشد غیر از خانه سینما.بزرگان سینمای ایران،همیشه اعتراض خود را با هنرشان نشان داده و می‌دهند،کدام یک از این بزرگان،مانند کودکان قهر و آشتی پیشه کرده اند؟

اگر چنین می‌کردند که بزرگ نبودند.بزرگی به گیس و ریش سفید نیست،به ادب،معرفت،عشق و انسانیت است.

سینما
خانه سینما

این بزرگان در دوره‌های مختلف زجر فراوان دیده اند،از گذشته تا امروز،اما همه سختی‌ها را به جان خریده اند تا سینما زنده بماند.از هر فرصتی استفاده کرده و می‌کنند اثری را روی پرده بفرستند تا فریاد بزنند هنوز ما هستیم و تا ما وجود داریم سینما را زنده نگه می‌داریم،حتی با تنفس مصنوعی.کی پشت به سینما یا جشنواره کرده اند؟اگر امروز حضور ندارند یا کمرنگ هستند،به خاطر بی تدبیری بعضی از مسوولان سینمایی و برخی از تهیه کنندگان، کارنابلد ، حریص و نوکیسه است.

وضعیت امروز

امروز،کار سینما در دستان با کفایت کننده این کار نیست،اگر بود،نه اکران فیلم خارجی ممنوع می‌شد و نه از بازی بازیگران، آن هم بیگناه جلوگیری می‌شد.زمانی که طیاره جشنواره فیلم فجر روی مدار درست حرکت می‌کرد،هرگز شاهد رفتارهای خارج از عرف از سوی هنرمندان، مسوولان، منتقدان و خبرنگاران نبودیم یا کمتر بودیم،اما اکنون که کلا از مدار خارج شده، هرچیزی در آن مجاز شده،از بی حرمتی به هنرمند و مخاطب گرفته تا قهرهای کودکانه با بهانه‌های بچه گانه!

جشنواره به یک «شو» تبدیل شده تا هرکس خویش را در آن به تماشا بگذارد،نه هنرش را، از پوشش گرفته تا گویش!
نشست‌های خبری که به این صورت بعد از نمایش فیلم‌ها انجام می‌شود،نه تنها مفید نبوده و نیست،بلکه آسیب زننده بوده و خواهد بود. در همین جشنواره سی و هشتم نیز همه شاهد این بی حرمتی‌ها و آسیب‌ها بودند.این چه نشستی است که عوامل فیلم،منتقدان و خبرنگاران به جای آنکه تبادل اطلاعات کنند و تشریک مساعی،به سر و صورت هم با سنگ تهمت و طعنه زخم می‌زنند؟!
سینما،بدون عشق و عاشقان به جایی نرسیده و نخواهد رسید،به خصوص در ایران.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.