کوزه گلین | یادی از آیین های مردم و پیوند آب با فرهنگ مردمی

جواد کراچی

کوزه گلین |یادی از آیین های مردم و پیوند آب با فرهنگ مردمی | جواد کراچی | سرزمین هنر | فرهنگ و ارتباطات |

کوچه ها را با سنگ، فرش می کردند. در خانه ها چوبی بود و بوی ذغال و آتش، شب های بلند بی باران را پر می کرد. بازی بچه ها به همراه بزرگ سالان، بازی باران بود که با رخس و پای کوبی برگزار می شد.

کوزه گلین شاخ داشت، شاخی مثل گاو. زنار و دستار می بست و جبه بر سر می انداخت. هر کس که تنگ نظر بود و چیزی نمی بخشید از آن شاخ می خورد. ولی تنگ نظری در کار نبود.

مردم، تنگ دست بودند ولی تنگ نظر نبودند، هر چه که در خانه های کاه گلی شان بود را با دیدن کوزه گلین در پیش بندش می ریختند.

مردم و کوزه گلین

مردم به دنبال کوزه گلین راه می افتادند و شادی و هیاهو می کردند بی آنکه بدانند کوسکللی، همان کوزه گلین است و چه رابطه ای وجود دارد مابین این بازی کودکانه باران و کوزه گلینی که حکیم عمرخیام در اشعارش بر آن تاکید کرده است.

کوزه گلین، شاخ می گذاشت و کوزه ای گلین به خودش آویزان می کرد و ریش و پشمی می گذاشت و شبیه خوانی اش، با آوازهمراه بود.

” کوزه گلینم، باد آورده ام، باران آورده ام.

کوزه گلینم با شاخ زرینم، باد آورده ام”

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

در کوچه ها را می زد و با تمبک و دف، شادی می آورد تا مردم را به وجد آورد. بچه ها بدنبالش می دویدند، شادی می کردند، هیزم، نمک، نان، پیاز، عدس، لوبیا هر چه در خانه بود را در پیش بندش می ریختند تا شادی را با آمدن باران قسمت کنند.

کوزه گلین در شعرش می خواند که باد آورده.
باد، ابر می آورد.

ابر، رعد و برق و باران می آورد.
برق یا آتشی که در شاهنامه پیر پرزانه پارسی گوی در همان آغاز پیدایش زمین نوشته شده است ما را به اهمیت این شعر کودکانه باز می گرداند. مسلما درون ابر، آب هست که آب ریشه کلمه آبادی است. این آب است که آورنده زندگی است.

 

اهمیت کشاورزی و دامداری در آیین ها

شاخ گاوی که کوزه گلین بر سر می گذاشت بر اهمیت نقش گاو برای کشاورزان تاکید داشت که شخم کننده زمین است و روزی پرور است و با شیرش مایحتاج کشاورزان در دورانهای گذشته تامین می شده. کلمه گاو در ایران باستان به معنی اصل همه جانهای بی آزار بوده است.

زشت سازی این کلمه در دوران های بعد انجام گرفته که با قصد کم رنگ کردن اهمیت گاو بوده است.

در مراسم کوزه گلین که با کوبیدن درها و آواز خواندن شروع می شد با گردآوری حبوبات، سبزیجات و تنقلات ادامه پیدا میکرد و سپس، مردم بر گرد آتشی که افروخته میشد، جمع می شدند و شادی و پایکوبی می کردند و غذای پخته شده را می خوردند.

اشعار کودکانه و فولکلور خطه های مختلف ایران زمین نشان دهنده عمق و محتوای آن است و دوری کردن از آن، کوبیدن بر طبل بی هویتی است.
با تفکر و فرهنگ عاریتی نمی توانیم از پس بحران های کشورمان بر آییم و روز به روز بیشتر وابسته تر خواهیم شد.

همان به، که کاریزها که قدمتی هزاران ساله دارند و تجربه و دست آورد پر افتخارهم میهنانمان هم هست را دوباره احیا کنیم و به جهانیان نشان دهیم که تفکر و اندیشه ایرانیان بر اساس انسان محوری شکل می گرفته و نه سرمایه محوری.

باشد تا ریشه های بجا مانده فرهنگ خودمان را زنده نگاه داریم و کوشش کنیم که اهمیت باران و آب، که مقدس بوده است را زنده نگاه داریم .

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

11 + 1 =