چون دوست دشمن است‌! / کرمانشاه

ون دوست دشمن است‌! / کرمانشاه | محمدحامد پورجعفری | تاریخ و ادبیات | سرزمین هنر 

کرمانشاه بنابر بافت جمعیتی  و حضور مستدام زایران عتبات عالیات هماره چند فرق مهم و اساسی با دیگر استان مرزی غربی ایران داشته است.

بازار، گویش و هویت متمایزگر از استان های همجوار که هوشمندانه بزرگان و والیان پیشین اش با همآمیزی هنر معماری و شهرسازی با فرهنگ ایرانی و علوی نه تنها درپی استحکام و نشانی از هویت متمایز کرمانشاه بوده اند بلکه برای بازتولید هویتی آن نیز چاره ای اندیشیده اند تا کرمانشاه نه تنها گویش خاص خود را داشته باشد بلکه نماینده قدرتمندی از فرهنگ و هویت و اقتدار نظامی مرکز گرایانه ای از ایران علوی در مرز با فرهنگ کشور همجوار و متخاصم عثمانی باشد.

حضور ابنیه های  مخروبه پادگان های پیشین نشان از توجه ویژه نطامی به کرمانشاه به عنوان حافظ نظامی ایران در غرب کشور است.

اما برای هویت سازی علوی و بازتولید فرهنگی این هویت در میان نسل های کرمانشاهیان هوشمندانه و دوراندیشانه چهار عنصر با کارکرد های هماهنگ اما متمایز را در شهرسازی کرمانشاه کنار هم قرار گرفته است.

کرمانشاه گهواره تمدن

تکیه ها که کارکرد پاسداشت قیام عاشورا و وجه ی حماسی علوی را بر عهده داشته اند. خانقاها که عرفان و ادبیات و شعر علوی را ترویج میکردند.

زورخانه ها که در کنار تربیت رزمی مردان شهر هویت اساطیری ایران را با آمیختگی هویت علوی بازتولید میکردند و سقا خانه ها که در زندگی روزمره و عاطفی مردم کرمانشاه ودر  خلوت و جلوت مردم پناهی برای دل گویه ها و آرزوها بودند.

رد پای این همامیزی هوشمندانه ی فرهنگ و هویت معماری را حتی هم اکنون با تمام تخریب های هویت زدایی که بنام بازسازی بافت فرسوده و تبدیل به احسن! از جانب زعمای شهر انجام شده است را بازهم می توان در محلاتی چون بازار. دروازه. گذر صاحب جم. چنانی. سرتپه.فیض آباد. تیمچه. درطویله. حوری آباد. جستجو کرد که ورای نشانی از سابقه و ریشه ی تفکر و هویت علوی در میان کرمانشاهیان و هوشمندی والیان سده های اخیر کرمانشاه .

نمادی از سیطره ی اخیر افرادی ست که نه تنها در پی احیا و گستره این رویکرد هویت ساز نبوده و نیستند بلکه با طمع تبدیل این ابنیه های هویتی به پاساژهای تجاری و مجتمع های پزشکی جیفه ها دوخته و جیب ها اندوخته اند.

گویش و هویت اصیل

هم اکنون تغییر بافت جمعیتی کرمانشاه تا حدود زیادی هویت پیشین فرهنگی و آیینی شهر را که حاصل سده ها برنامه ریزی والیان پیشین بوده است را به شدت مورد دگرگونی قرار داده و مدیران اخیر استان نیز نه تنها برای رخداد پیش رو برنامه ی نتیجه بخشی نداشته اند بلکه گاهی نیز با تدوین و تایید برنامه های چون بازسازی بافت فرسوده تیشه به ریشه ی رویکردهای هویت سازپیشین زده اند.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

هم اکنون نیز در این برهه نه تنها گویش و هویت اصیل کرمانشاهی با شیبی تند وحتی آیین شهری کرمانشاه در ورطه ی تحریف و ناپیدایی ایست روشن است با همین رویکرد مدیریتی کنونی در سالیانی نه چندان دور تنها سندی که میتواند  ویت علوی کرمانشاه را اثبات کند.

همین ابنیه های تکایا و زورخانه ها و سقاخانه ها و خانقاهای باز مانده از سده های اخیر است که هم اکنون این یادگاران روزهای خوب کرمانشاه نیز با تبانی  باد و باران و بولدوزور و منافع اقتصادی در فرجام نابودی افتاده است.

افسانه ی آه

بهرحال کنون آگاهانه و یا نا آگاهانه بسیاری از ارکان شهر اعم از رسانه مندان و بولدوزورها و پاسبانان و والیان  دست به دست هم داده اند که نشان های هویت علوی شهر به بیل مکانیکی ها سپرده شود و برای نسل  های بعد هیچ سندی برای اثبات هویت علوی و میراث تمدنی پیشین نماند.

دور نیست که به نامبارکی این همدستی ها فرزندان دردمند کرمانشاهی در سالیان بعد در آرزوی شنیدن نوایی عاشورایی در کوچه های شهر نامیدانه آه بکشند.

پیوست : در زیر فیلمی از داخل فضای #خانقاه_اخوت پیش از تخریب توسط اوقاف کرمانشاه.

رییس اوقاف کرمانشاه پس از تخریب : “ما از ترس ریزش و تهدید جان شهروندان مجبور شدیم چند آجر باقی‌مانده آن را فرو بریزیم”

این عمارت کجا و چند آجر کجا؟

چطور حضرات چنین در چشم مردم خیره میشوند و یک عمارت قابل بازسازی و تاثیر گذار در تاریخ مشروطه خواهی شهر را “چند آجر” می نامند؟

چرا مدیران مسافر به هر بهانه ای در پی تخریب بناهای هویت ساز ابن شهر کهن اند؟

#محمدحامدپورجعفری

 

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یک × 3 =