چرا “چ”مثل چمران ؟

54(2)

هنرلند: شنبه گذشته۳۰ خرداد مصادف بود باسالگردشهادت دکتر مصطفی چمران ،اسطوره علم،شجاعت ، وطن پرستی ودیانت در تاریخ معاصر کشورمان.

تلاش برای شناساندن این چهره برجسته به نسل حاضر درقالب فیلم “چ” ناکافی به نظر میرسد اما برای شروع مناسب ارزیابی میشود. شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران  که مدت مدیدی است ازسینمای جنگ به ساخته های مسعودده نمکی اکتفا کرده بود، روز جمعه ۲۹ خرداد۱۳۹۴ دریک اقدام قابل تقدیر مبادرت به پخش  فیلم سینامائی “چ” به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا نمود. به همین مناسبت نقدی بر  این فیلم را تقدیم  خوانندگان علاقمند سینما مینمائیم.

چرا “چ” ؟

علیرضا دباغ

چندماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی گروههائی از احزاب چپ گرا  درسودای تجزیه کردستان بر حکومت نوپای مرکزی می شورند و دولت ، دکتر مصطفی چمران را به عنوان نماینده ای برای مذاکره با شورشیان به شهر درمحاصره پاوه می فرستد .مذاکرات به نتیجه نمی رسد و محاصره با پیام امام خمینی به ارتش وژاندارمری درجنگی خونین شکسته و شورشیان متواری می شوند.

فیلم “چ” بی تردید  فیلم بزرگی درژانر جنگی سنمای ایران به شمارمی رود و نقطه عطفی در استفاده از جلوه های صوتی و بصری در القای حس خطر و واقعی جلوه دادن صحنه های جنگی برای تماشاگران محسوب می شود . اینکه چه میزان از این موفقیت مرهون جلوه های ویژه و صدابرداری فوق العاده فیلم است را داوران سی ودومین جشنواره فیلم فجر مشخص خواهندکرد اما به اعتقادمن علاوه براین دو عامل توجه ویژه ومنحصربه فرد حاتمی کیا به جزئیات واقعه عامل موفقیت فیلم “چ” به شمار می رود .فیلم  از حیث روایتگری مستندگونه ،توانسته است وقایع ۴۸ ساعت آخرمقاومت پاوه دربرابر تجزیه طلبان را امانتداری کند و مقاومت مردم دلیرکرد پاوه وسنگربانان ازجان گذشته سپاه پاسداران را به تصویر درآورد.

 8

با آنکه من  درآن زمان کودکی ۹ ساله بودم اما به خوبی مصاحبه شهید چمران را با تلویزیون به خاطر می آورم که چگونه از سقوط هلی کوپتر حامل زخمیان پاوه به تلخی یاد می کرد. برای من بسیار جالب بود که جزئیاتی که بعداز سی وچهار سال از آن روز بر پرده سینما دیدم  با تخیل خود از روایت دکتر چمران از آن ماجرا کاملا همخوانی داشته است. به عبارتی وقتی پره های بالگرد هوانیروز با صخره ها برخورد می کرد انگار تصویر خیالی که خودم از بیان آن شهید بزرگوار شنیده بودم در پیش رویم عینیت یافت و صدای برخورد این قطعات فلزی با سنگهای سخت کوههای پاوه درگوشم پیچید.مسلما این صحنه با تحقیق از شاهدان عینی و مشاوره با کارشناسان نظامی باوسواس و دقت انجام گرفته است که ستودنی است.

اما هیچکدام از این جزئیات وصحنه گردانیها ومیزانسنهای دقیق نمی تواند خلأ اصلی موجود درفیلم “چ” را پرکند واین خلأ چیزی نیست جز “شهیدچمران”. یعنی همان شخصیتی که ظاهرا نام فیلم به یاد او انتخاب شده است!

 Chamran_Portrait_1

“مصطفی چمران ” ازچهره های مشهور انقلاب اسلامی است که در نخستین سالهای دفاع مقدس درجبهه دهلاویه به شهادت رسید و فیلم براساس خاطرات و اسناد موجود از مأموریت او درشهرستان پاوه ساخته شده است و ۴۸ ساعت از زندگی دکتر چمران را روایت می کند.

درحقیقت تماشاگران فیلم به عنوان مخاطب  در سر یک دو راهی قرار می گیرند . یک راه به شخصیت چمران می رود  وراه دیگر به قلب تارخ معاصر انقلاب اسلامی ایران بازمی گردد و به  غائله کردستان منتهی می شود. اینجاست که حاتمی کیا بر سر دوراهی خود خواسته ای قرارمی گیرد که  از یکسو پردازش شخصیت چمران را می طلبد و از سوی دیگر روایت سینمائی واقعه پاوه را. وهمین مسئله می تواند مشکل بزرگ فیلم “چ” به حساب بیاید.

   6280

بدون آنکه قصد آن راداشته باشیم که بگوئیم کدامیک از این دو یعنی ماجرای پاوه یا نقش چمران در این واقعه مهمترهستند باید اعتراف کنیم که شهرت واقعه کردستان از شهرت شخصیت چمران کمتر است .این موضوع همچون شمشیری دو دم عمل می کند. به این معنا که  هرچه فیلم با گرایش  مستند به ذکر جزئیات واقعه کردستان به عنوان یک مسئله تاریخ معاصر که چمران نیز درآن حضور داشته است نزدیک می شود الزاما به این معنا نیست که توانسته است به شخصیت چمران هم   نزدیکتر شود .و هرچند جزئیات شهر پاوه و وضعیت مدافعان آن را به خوبی بیان می کند نمی توان گفت جزئیات شخصیت چمران را رعایت کرده است؛هرچند برخی از نزدیکان آن شهید به نزدیک بودن چمران حاتمی کیا به چمران واقعی صحه می گذارند اما به نظرمی رسد تلاشهای حاتمی کیا برای نزدیک شدن بازیگر نقش چمران (فریبرزعرب نیا) به شخصیت واقعی آن شهید همه تماشاگران را راضی نمی کند ؛ این مسئله می تواند از چندجنبه موردبررسی قرارگیرد:

اول آنکه تصویر برساخته مطبوعات ورسانه ها ونشریات وحتی کتب منتشره از یا درباره شهید چمران ،چهره دیگری را در ذهن افکارعمومی از او ساخته است که حاتمی کیا درتحقیقات خود خلاف آن را درک کرده وبا دقت هنرپیشه این نقش را به سوی کاراکتری که خود از چمران یافته است هدایت کرده باشد.بی شک اظهارنظردرباره درستی یانادرستی دیدگاه هرکدام از طرفین کار دشواری است.

ch2

چمران سالهای قبل از “چ” فرمانده ای رشید ،چریکی بی باک است همانگونه که در “چ” دیده می شود ؛ اما چمران ویژگیهای دیگری نیز دارد بیانی روان وزبانی گویا منطقی استوار واحساسی سرشار ازلطافت .چمران”چ” هم گل را می بیند اما انگار آن را نمی فهمد  دربرابر کشتن حیوان زخمی درحال مرگ واکنش نشان می دهد اما دربرابر مرگ زنان وکودکان به گونه ای حرف می زند انگار متن از پیش نوشته ای را از رو می خواند،بی آنکه درچشمان او ویا صدایش احساسی دیده یا حس شود ! شاید اینها توقعاتی باشد که براثر عوامل پیش گفته درذهن مخاطب شکل گرفته است و حاتمی کیا درتحقیق خود چمران را به گونه ای دیده است که در”چ” روایت کرده است..

دوم آنکه چمران همانگونه است که قبل از “چ” تصور میشد وحاتمی کیا هم این را می داند، اما عرب نیا نتوانسته است به خوبی درنقش چمران ایفای نقش کند وحاتمی کیا هم صرفا به دلیل شباهتهای فیزیکی عرب نیا  حاضر به دادن نقش چمران به وی شده است.

درهردوی این صورت باید زمان زیادی بگذرد تا این دوگانگی در شناخت چمران واقعی نزد مخاطب حل شود وتماشاگر چمران “چ” را به عنوان چمران واقعی تر نسبت به کتابها ونوشته ها و آنچه از او به جامانده است بپذیرد؛ امری که بعید به نظر می رسد. محقق شود. به عبارت دیگر چمران به نمایش درآمده در”چ” برای کسانیکه پیش از این چمران را درقالب نوشته ها ،سخنرانیها و فیلمها و مصاحبه های او شناخته اند باورپذیر نیست. این مطلب  درباره شهید وصالی که مخاطب بی هیچ یش زمینه ای با او درفیلم آشنا می شود،کاملا ملموس است به نحوی که مخاطب او را می پذیرد،بدون آنکه بخواهد قضاوت کند که آیا اصغر وصالی همینگونه بوده است یا خیر.قیاس بازیهای فریبرز عرب نیا وبابک حمیدیان دراین فیلم نشان می دهد که عرب نیا بیش از آنکه چمران باشد عرب نیاست اما حمیدیان بیش از آنکه بابک باشد اصغر وصالی است .

شاید این ضعف درکنار عدم ترسیم چهره واقعی مخالفان وا نگیزه ها و عوامل پشت پرده وروی صحنه غائله کردستان پاشنه های آشیل “چ” به شمار برود شاید هم حاتمی کیا قصد آن دارد که بیننده را باکلیتی از غائله روبرو کرده تا انگیزه های بیشتری برای مطالعه در کنه ماجرا والبته شخصیت قهرمانان داستان پیداکند.

البته نباید نادیده گرفت که پیچیدگیهای خلق شخصیت دشواری همچون چمران از خلق موقعیتهای بازسازی شده از یک واقعه نه چندان دور تاریخی همچون واقعه پاوه به مراتب دشوارتر وناممکن تر است ووسواس در به کارگیری کادرفنی از قبیل صدابردار و فیلمیردار وجلوه پرداز ویژه آسانتراز انتخاب و بازی گرفتن از بازیگران برای ایفای نقش شهیدان والامقام  نام آشناست.

ch1

درکنار نقش آفرینی درخور تقدیر بابک حمیدیان نمی توان از بازی خیره کننده مریلا زارعی وسعید راد درنقش شهید فلاحی گذشت که  از نقاط مثبت بازی گرفتن حاتمی کیا از بازیگران وقابلیتهای این بازیگران محسوب می شود.

نکته آخر نام زیبائی است که برای فیلم انتخاب شده است. “چ” کوتاهترین نام فیلم درسینمای ایران است.  از امروز دیگر “چ” فقط یک واژه ازحروف الفبای فارسی نیست .”چ” نامی است که حاتمی کیا آن را برفیلمی نهاده است که قرار است یادآور قهرمان ملی کشورش باشد.

اینکه واقعاچرا نام« چ »برای این فیلم انتخاب شده است را فقط حاتمی کیا می داند و بس اما بدنیست بدانیم زمانی تلفظ حرف “چ” یادآور نام آشنای چریک مبارز آمریکای لاتین “چه گوارا” دراین سوی جهان و نزد نسل جوان انقلاب ۵۷  هم بوده است .آن روزها جوانان پرشور انقلابی اگر قدری زمینه های روشنفکری داشتند یا به جریانات سوسیالیستی ومارکسیستی وانقلابهای چپ گرایانه جهان علاقمندبودند از “چه” سخن می گفتند یا روی دیوار اطاقشان عکس “چه” خودنمائی می کرد .حتی می شد درهمین تهران وبقیه شهرهای بزرگ کشور تی شرتهائی با عکس “چه” خرید.

حاتمی کیا به هردلیلی که نام “چ” رابرای فیلمش برگزیده باشد از امروز جایگزین  مناسبی برای “چه” درفرهنگ انقلاب اسلامی و مبارزات چریکی با مبانی اسلامی آفریده است. “چ” دیگر معادل”چه” نیست .”چ” یک ایرانی وطندوست وچریکی درقامت یک انقلابی مسلمان با دیدگاههای عرفانی وملی است که ازدل تاریخ معاصر کشورمان به جوانان نسل سوم انقلاب معرفی می شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هجده − چهارده =