ویکتور اریسه:دنیا بدون کیارستمی‌فقیر است

ویکتور اریسه :وقتی که افرادی مانند عباس کیارستمی‌ناپدید می‌شوند دنیا فقیر می‌شود. ولی کارهای اورا داریم. آثاری که اکنون جز میراث بشری هستند. زیرا در این آثار یک تواضع عظیم انسانی و یک نفس ابدی وجود دارد که باعث ماندگاری آنها می‌شود

به گزارش خبرنگار هنرلند در روز دوم اردیبهشت بزرگداشتی برای عباس کیارستمی‌در کاخ جشنواره جهانی فیلم فجر برگزار شد. در این برنامه ” ویکتور اریسه ” کارگردان اسپانیای که مانند عباس کیارستمی‌فیلمساز متفاوتی در کشور خودش است  به یادآوری خاطراتش از وی پرداخت. در آغاز درباره سرزمینی که زایش عباس کیارستمی‌در اتفاق افتاده و عباس بسیار آن را دوست می‌داشت، احساس خوشحالی و هیجان کرد.

” ویکتور اریسه ” درباره آشنایش با سینمای کیارستمی‌گفت: ما فیلمسازها اول از طریق فیلم یکدیگر را می‌شناسیم. من هیچ وقت فراموش نمی‌کنم وقتی برای اولین بار فیلم کلوزآپ را در مادرید دیدم هنگام خروج از سالن به شدت تحت تاثیر فیلم قرار گرفته بودم. آنجا این احساس را کردم که یک نگاه تازه در سینمای دنیا متولد شده است. سینمای کیارستمی‌درجایی که سینمای اروپا خسته و مرده بود، فوران کرد. بعد‌ها اولین‌بار در سیسیل عباس را دیدم و فیلمم “آفتاب درخت بِه” مرا به عباس پیوند داد.

کارگردان اسپانیایی درباره جهانی بودن نگاه کیارستمی‌توضیح داد: در زمانی که فیلمسازها فیلم را برای فیلمسازهای دیگر می‌سازند مانند زمانی که نویسندگان فقط برای نویسندگان دیگر می‌نویسند یا اینکه نقاشان برای نقاشان دیگرنقاشی می‌کنند ولی هیچ یک از این نشانه‌ها در عباس کیارستمی‌وجود نداشت .در عباس کیارستمی‌احساس و مفهوم جمع وجود داشت. در این زمینه باید گفت عباس کیارستمی‌کاری کرد که ما دوباره نگاه و تربیت جدیدی به جهان داشته باشیم. ما در دنیا تنها با آلودگی هوا مواجه نیستیم بلکه آلودگی تصویر هم وجود دارد. چگونه می‌توان در این فضا تصویری حقیقی ساخت؟عباس جواب این پاسخ را داد. وقتی که معصومیت گره میخورد با حکمت و آنجاست که تصویر حقیقی متولد می‌شود.

                           ویکتور اریسه در جشنواره جهانی فجر

” ویکتور اریسه ” درباره نکته عجیبی درباره  خودش و کیارستمی‌گفت: در اولین دیدار متوجه شدیم که ما هر دو در یک سال و در یک ماه متولد و تنها هشت روز با هم تفاوت داریم. در دو کشور متفاوت و با فاصله زیاد جغرافیایی به دنیا آمدیم. ما احساس کردیم که نه تنها بعنوان فیلمساز بلکه از جنبه‌های دیگر با هم نکات مشترکی داریم. بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ ده کارت ویدیوئی با هم مبادله کردیم که این نامه نگاری‌ها در پاریس، مادرید و ملبورن به نمایش درآمدند.

او در پایان با یاد دوباره از کیارستمی‌خاطره ای از یک سفر مشترک با او را نقل کرد: یادم می‌آید که در موزه پرادو ازمهمترین موزه‌های نقاشی دنیا که در مادرید قرار دارد، با هم و کنار هم قدم می‌زدیم. وقتی که گفت “تمام دنیا کارگاه من است” آنجا بود که احساس کردم عباس علاقه‌ش بیشتر به آن چیزیست که در خارج از دیواره‌های موزه دارد اتفاق می‌افتد.

وقتی که افرادی مانند عباس کیارستمی‌ناپدید می‌شوند دنیا فقیر می‌شود. ولی ما کارهای او را داریم. آثاری که اکنون جزئی از میراث بشری هستند. زیرا در این آثار یک تواضع عظیم انسانی و یک نفس ابدی وجود دارد که باعث ماندگاری آنها می‌شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.