وقتی جلسه شعر سرو چمان جف شیش می‌آورد

گزارش آغاز دور جدید جلسات شعر سروچمان در فرهنگسرای سرو

هم زمان با جشنهای عید سعید غدیر خم اولین جلسه از دوره جدید جلسه شعر سرو چمان با موضوع طنز روز دوشنبه 28 مرداد ساعت 18 در فرهنگسرای سرو برگزار شد.این جلسه که طبق رسم قدیم با اجرای دو شاعر و طنزپرداز سعید بیابانکی و علیرضا لبش برگزار شد، میزبان شاعران طنزپرداز بود.
سعید بیابانکی ابتدا با خواندن شعری از حافظ جلسه را آغاز کرد و ضمن تبریک عید سعید غدیر، برگزاری دوباره جلسه شعر سرو چمان را به فال نیک گرفت. علیرضا لبش هم برگزاری سرو چمان در فرهنگسرای سرو را بعد از چهار سال یک اتفاق ویژه در شب عید سعید غدیر دانست.
اولین شعرخوان جلسه مصطفی مشایخی بود که ابتدا با نقل از خاطره ای طنزآمیز یاد و خاطره ابوالفضل زرویی را گرامی‌داشت و شعری با عنوان کاشف خواند:
مخم از فسفری کمیاب سرشار است
و مدت‌هاست کارم کشف اسرار است

نحستین بار من بودم که فهمیدم
بشر هروقت سالم نیست، بیمار است

خبر دارید انسان تا زمانی که
تماشا می‌کند در حال دیدار ست

پس از یک رشته تحقیقات دانستم
که آدم تا نخوابیده ست، بیدار است

سگی با شوق خاصی استخوان می‌خورد
همان جا کشف کردم استخوان خوار است

توانستم بفهمم هر زمینی که
سطوحی از نمک دارد، نمکزار است

جلسه شعر سرو چمان فرهنگسرای سرو
جلسه شعر سرو چمان فرهنگسرای سرو

شاعر بعدی که روی سن دعوت شد، شروین سلیمانی بود. سلیمانی علاوه بر رباعی‌های خیامی‌و رباعی‌های بهشتی شعر بلندطنزی به نام الایران خواند که مورد توجه حضار قرار گرفت:
نَحنُ روزی فی سفر تا مَقصدِ لُبنانُنا
همسفر بودیم در طیّاره با اِخْوانُنا

یک رَجُلْ مِنْ مِصرْ کانَ فی جَواری اَجْلَسَ
فی تمامِ راه، ایشان کانَ آویزاننا!

چون ذَهَبْ طیّارهٌ کم کم اِلَی الاوجِ السَّماء
نُطْقُهُ شد باز و کانَ چانه اش جُنباننا!

قالَ از مِصر و اَبُوالهول و طَویل النّهرِ نیل
قالَ اهرامُ الثّلاثه کانَ مِن اَرکانُنا!

در این جلسه از دور جدید جلسه شعر سرو چمان علاوه بر خواندن شعر، کتاب «جف شیش» نوشته محمد صاحبی به دوستداران طنز معرفی شد و چند کلیپ طنزآمیز برای حضار پخش شد که مورد توجه و تشویق مخاطبان قرار گرفت.شاعر بعدی خانم نسیم عرب امیری بود که شعری به نام ازدواج‌های دیروزی و امروزی خواند:

سالها پیش بین نسل جوان
وصلت و ازدواج بود آسان

آن زمان عرف بود تا که پسر
تَه صدایش شد اندکی بم تَر،

قوم و خویشش شبانه با ترفند
دختری را به ریش او بَندَند

آن زمان عیب داشت یک دختر
برود راه پیش چشم پسر

بین شان یک حریم محکم بود
فلذا ارتباط‌ها کم بود

گاه می‌شد که مرد با زن خود
تازه در حجله آشنا می‌شد

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

منتها با دلایلی مبهم
پس از آن می‌شدند عاشق هم

از همان روز عقد تا به ابد
مرد قلبش برای زن می‌زد

چون که طفلک ندیده بود اصلا
توی عمرش زنی به جز آن زن

گرچه می‌شد میان شان دعوا
گاه می‌رفت دادشان به هوا،

روز و شب عینهو دو تا کفتر
می‌نشستند تنگ همدیگر

حال با عشق و اشتیاق شدید
می‌کنند ازدواج نسل جدید

طی شود روزگارشان هر دَم
با «عجیجم»، «بمیلم ای عجقم»

جلسه شعر سرو چمان فرهنگسرای سرو تابستان 98
جلسه شعر سرو چمان فرهنگسرای سرو تابستان 98

بعد از شعرخوانی عرب امیری، مهدی فرج الهی، موسیقی طنزی برای حضار اجرا کرد که شعر آن سروده سعید بیابانکی بود.موسیقی طنز فرج الهی که با گیتار نواخته می‌شد، حضار را به وجد آورد.بعد از فرج الهی نوبت به صابر قدیمی‌رسید، که چند شعر درباره موسسه گاج با نقد فضای کتابهای کنکوری خواند.
در پایان نوبت به شعرخوانی روح الله احمدی رسید که نقیضه شعر معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا سروده مولوی را خواند:

معشوقه فراوان شد، تا باد چنین بادا
اوضاع دل عشاق آباد چنین بادا

از شدت ارزانی، از فرطِ فراوانی
دل می‌کَنَد از شیرین، فرهاد چنین بادا

از دخترک مهمان وقتی که خوشش آمد
ول کرد عروسی را داماد چنین بادا

با وانتِ بوگاتی، رفتیم به الواطی
در ساحلِ چمخاله دلشاد چنین بادا

یک خودروی گشت آمد، از جادۀ رشت آمد
یک ربع به هشت آمد، امداد چنین بادا

گفتند تو بیماری! شلوار به پا داری!؟
با زور درآوردند، ارشاد چنین بادا

در تلویزیون دیشب گیتار نشان دادند
گفتند که موسیقی آزاد چنین بادا

گیتار که چیزی نیست، عکسِ زنِ مردم هم
گفتند که موجود است، اسناد چنین بادا

عید آمد و عید آمد آن یارِ سفید آمد
بسیار شدید آمد اعیاد چنین بادا

در پایان جلسه شعر سرو چمان برای ذوق آزمایی و مشارکت حاضران موضوع برداشتن چهار صفر از پول ملی مطرح شد که مخاطبان شعرهای کوتاهی در همین موضوع سرودند که مورد توجه و استقبال قرار گرفت.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.