هوشنگ مرادی کرمانی چرا از نویسندگی خداحافظی کرد؟

گزارش اختصاصی از جشن امضای آخرین کتاب هوشنگ مرادی کرمانی | قسمت دوم

در قسمت اول گزارش خواندید که هوشنگ مرادی کرمانی با تجلیل از صادق چوبک، از کم مایگی ادبیات داستانی معاصر در سالهای اخیر انتقاد کرد و با اشاره به محدودیت جغرافیایی زبان فارسی در جهان به ذکر دلایلش برای اعلام بازنشستگی پرداخت.ادامه گزارش را تقدیم می‌کنیم.

” مساله دیگری که داریم این است که چراغ ما در جایی دارد می‌سوزد که زبان بسیار محدود  و با مخاطب‌های محدود سر و کار  دارد  . ما اگر عربی می‌نوشتیم 100 هزار تیراژ کتاب‌هایمان بود اما  زبان فارسی تنها در سه کشور ایران ، تاجیکستان و افغانستان مخاطب دارد . تصور ما این است که برای بیشتر بودن بیشتر تولید بکنیم و این بدتر کار را خراب می‌کند.

به اعتقاد من هر هنرمندی مثل گلی می‌ماند که از آن گلاب می‌گیرند و اولین گلاب بسیار خوشبو و با کیفیت است و هنگامی‌که مرتبا آب اضافه و گلابگیری شود کیفیت بشدت کاهش می‌یابد.

نویسندگان ما که من هم جز آنان هستم یک چیزی حدود 10 الی 15 سال حدود 8 تا  10 اثر نشر می‌دهیم و بعد در تمام عمرمان مرتبا آن‌ها را تکرار می‌کنیم و آب می‌بندیم . اگر در یک کتاب موفق شدیم جرات نمی‌کنیم موقعیتمان را تغییر دهیم تا بتوانیم تازه شویم و برای نسل تازه حرفی برای گفتن داشته باشیم و در همان نسل خودمان می‌مانیم و فقط مرتب تولید می‌کنیم و مانند  کسی که در باتلاقی  گرفتار شده فقط دست و پا می‌زنیم و  فرو می‌رویم

آیا آثار مرا خوانده اید؟

استاد هوشنگ مرادی  کرمانی با اشاره به مصاحبه   آقای لیما صالح رامسری  مدیر نشر معین با  خبرگزاری مهر  و اعلام عدم تمایل شخصی ایشان  در خصوص نشر اثر جدید ، به نمونه برخورد‌هایی  که بعد از این موضوع برایشان پیش آمد ، اینگونه اشاره کردند:

“یک خانمی‌با چشمانی پر از اشک به من گفت آقای کرمانی یعنی شما نمی‌خواهید واقعا بنویسید؟ و من گفتم انشاله اگر خدا بخواهد نمی‌نویسم  خانم گفتند  تو رو خدا بنویسید پرسیدم از من چه خوندی ؟ می‌گوید من هنوز چیزی نخواندم قصه‌های مجید را از تلویزیون دیدم .

عبور از نسل‌ها

مجله خوشه یکی از مجلات و هفته نامه‌های محبوب دهه چهل می‌باشد که در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه خوشه را به عهده می‌گیرد.

نشریه خوشه  در سال  ۱۳۴۸  به دستور ساواک تعطیل می‌شود . اولین داستان هوشنگ مرادی  کرمانی در سن  24 سالگی به نام «کوچه ما خوشبخت‌ها» در مجله خوشه با حال و هوای  طنز آلود منتشر شد.

در یک مقطعی رسیدم که درست از سال 47 که من با مجله خوشه کارم را شروع کردم و داستان‌های اولیه من آنجا چاپ می‌شد تا 97 که سال پیش باشد  50 سال فعالیت و نشر است و 75 سال سنم است.

هوشنگ مرادی کرمانی
هوشنگ مرادی کرمانی

“استاد کرمانی آرزوی رضایت قلبی خود را  از زندگی با اشاره به آثارشان اینگونه بیان کردند”در این چیزهایی که جلوی من هست اگر چیزی باشد که جان داشته باشد و بتواند از نسل‌ها عبور کند و بتواند به زبان‌های مختلف ترجمه و خوانده شود از این زندگی رضایت دارم.

“فروش شگفت انگیز  دوهزار  نسخه ای آخرین اثر آقای مرادی کرمانی با عنوان یک قاشق چایخوری در نمایشگاه بین المللی کتاب امسال با فروش 2000 نسخه ای شگفتی ساز شد و ازدحام مشتاقان  به خرید  این اثر و امضا نویسنده حتی مشکلاتی را هم در نمایشگاه بوجود آورد.

منتظر شکوفه‌ها و تک میوه‌های درخت سیب پیر باشید

” در مصاحبه همشهری که خانم عباسیان پرسیدند که واقعا دیگه هیچ چیز جدیدی ازت نخواهیم خواند؟ و من گفتم شما فقط در نظر بگیرید که فقط یک درخت سیب پیری در خانه تان بوده و حالا فرصتی که درخت را ببرید نداشته اید یا دلتان نیامده است اما یک روز صبح بلند می‌شوید می‌بینید چند تا شکوفه زده است و سه چهار تا میوه دارد ولی در همین حد شما حساب کنید.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

“هیچ چیزی را بدون صداقت ننوشتم برخی از منتقدان صادق چوبک را در زمره نویسندگان ناتورالیست دانسته اند . سیاهی‌ها و زشتی‌های جامعه در آثار او با زبانی ساده و به روشنی ترسیم شده است.

پرسش بداغی

اما آقای هوشنگ مرادی کرمانی که چوبک را قهرمان نویسندگی خود می‌داند چگونه به این منظر و  سبک و سیاق در نوشتن دست یافت. سوالی بود آقای بداغی از استاد مطرح نمودند.

“ما برای اولین بار یکی از نویسندگان خوبمان را با مرگ از دست ندادیم و این اتفاق خوبی است که بالاخره یک نویسنده فارسی به جایی رسید که خداحافظی شد . آقای مرادی کرمانی ارزش نوشته‌های شما هیچ چیزی از کسانی که به عنوان غول ادبیات مطرح هستند کم ندارد.

این یک منظر بدیع است یعنی نه آن شکل کودکانه است که صمد در آن کار کرده نه سیاسی است به آن شکلی که دیگران کار کردند نه رئالیستی یک منظر عجیبی است جایی است که برای همه آدم‌ها در یک سنی اتفاق می‌افتد و در همان مقطع مهمترین اتفاقات انسانی اتفاق می‌افتد. چگونه به این منظر رسیدید؟

هوشنگ مرادی کرمانی
هوشنگ مرادی کرمانی

چگونه کشف کردید که در این نقطه می‌شود واقعا در ساده ترین شکل ممکن بعضا مهمترین مسایل انسان رامورد توجه قرار داد. مثلا میگو خوردن مجید و فسفر مغزش از ذهن خیلی از ما نمی‌رود “سوال بسیار جالب و جذابی برای حضار و علاقه مندان به نوشتن مطرح شده بود و همه منتظر پاسخ هوشنگ مرادی کرمانی بودند.

تابع موقعیت سیاسی نبودم

“من هیچ وقت برای روز ننوشتم مثلا امروز یک همچنین موضوعی باب است و چه خوب است که بنویسم تا بگیرد . تابع موقعیت‌های سیاسی و اجتماعی نبودم .

نکته ی بعد اینکه سرمایه اصلی من زندگی بوده زندگی بسیار سخت که در این کتاب آخر با قاشق چایی خوری مقایسه کردم که می‌گوییم که یک عمر آبرو و حیثیت و دوست داشتن را با قاشق چایی خوری جمع کردی و لطفا با ملاقه بیرون نریز و حواست جمع باشد.

بعضی از این قاشق‌های چایی خوری خیلی زهر داشت

برای من تنهایی ،بی کسی و حساسیت و کابوس‌ها ، سختی‌ها و رنج‌ها ، گرسنگی ، بی جایی داشت.من چیزی در زندگی نداشتم و فقط شب‌ها با  ستاره گان و  روز‌ها با آسمان آبی و پرندگان سپری کردم .گوش‌ها و چشم‌های خوب و حافظه نسبتا خوب داشتم . همه این نوشته‌ها تقریبا داستان‌های زندگی خود من است  و با هرکدام  در زندگی یک مدتی درگیر بودم . هر سه یا چهار سال یک بار کتاب می‌نویسم سرمایه من و  به قول ماکسیم گورگی دانشکده‌های نویسندگی  من زندگی بود.

من آدم ِ بد ننوشتم

در نوشته‌های من هیچ وقت آدم بد نمی‌بینید آدم خوب و  بد مطلق ندارم هیچ چیزی رو بدون صداقت ننوشتم و هیچ چیز دیگری مرا مجبور نوشتن نکرد و نخواستم این کار را بکنم چون تصورم این بود که آن چیزها می‌گذرد اما اثر می‌ماند بنابراین با همین قاشق چایخوری که ذره ذره جمع کردم.

این ماحصل کار من است . همان طور که یک درخت سیب نمی‌تواند بگوید من چی هستم و چگونه این سیب را بوجود آوردم نوشتن هم در ذات و ذهن کابوس‌ها و شیطنت‌هااست البته  ترازوی طنز و جد را سعی کردم کفه‌هایش روبروی هم باشد.”

این آخرین جمله‌های هوشنگ مرادی کرمانی بود که دیروز در جمع علاقمندانش مطرح شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.