هفتمین روز جشنواره فیلم فجر با بوی جبهه و جنگ

علیرضا دباغ

امروز ۱۶ بهمن هفتمین روز جشنواره فیلم فجر در پردیس سینمایی ملت در حالی برگزار شد که به اعتقاد برخی از خبرنگاران فیلمهایش با روزهای دیگر تفاوتی اساسی داشت.

من بعد از چند روز غمبار که در سوگ پدر در شهرهای شیراز و بوشهر به سر می بردم سه روز پیش به تهران برگشتم. دو روز قبل آخرین مجلس ترحیم او را در مسجدی در انتهای خیابان آسمانها در سعادت آباد برگزار کردیم. دوست جوان صاحب ذوقی گفت چه خوش است مجلس یادبود انسان در انتهای  آسمانها برپا شود آن هم در سعادت آباد.

گرچه شور جشنواره همه ی دوستان هنری ما را فراگرفته بود اما بودند دوستان با محبتی که در آن روزشلوغ و برفی تهران خود را به مسجد رساندند تا التیام دل داغدار خانواده ی ما شوند. جلیل سامان، مهران رسام، اصغر آزادان، سعید توکل، جواد آتش افروز، مریم نشیبا، سعید توکلی و…..هنرمندان و دوستان دیرینی بودند که دیدنشان تسکینی بود و مایه ی سپاس.

۱۵ بهمن در اوج خستگی برای رفع مشکلات اجرایی تیم سرزمین هنر بالاجبار به پردیس سینمایی ملت آمدم. راستش را بخواهید توپم پر بود و آمده بودم که اعتراض جانانه ای به روابط عمومی جشنواره کنم که هم سهمیه ی ما را تقلیل داده بودند و هم کارت همکار خبرنگارمان را گرفته بودند اما همینکه با مسعود نجفی مواجه شدم، تسلیت گفت و برای شادی روح پدر دعا کرد و من را خلع سلاح….

تکاپوی رسانه ای ها و وقفه ی چند روزه ای که پیش آمد مصممم ساخت تا از امروز محکم در کنار همکارانم حاضر شوم و به انعکاس این رخداد مهم بپردازیم

دیدن این فیلم جرم است

اولین فیلمی که در هفتمین روز جشنواره فیلم فجر دشت کردم فیلمی با اسمی غیر معمول بود: دیدن این فیلم جرم است به کارگردانی «رضا زهتاب چیان» . فیلمی که بعداً درباره ی آن خواهم نوشت اما همین که از سالن بیرون آمدم چند خبرنگار برای مصاحبه پیش آمدند که حس گفتگو نداشتم و عذر خواهی کردم آنها هم به کار خود مشغول شدند و فرصتی بود تا با مدیر تولید تلویزیون اینترنتی هنرلند (TV HonarLand)گفتگویی داشته باشیم و برنامه ریزی برای پوشش بهتر مراسم.

دقایقی بعد خانم خبرنگاری که از شبکه ی سحر من را دعوت به مصاحبه کرده بود دوباره به سوی من آمد و گفت می خواهد نظر شخصیم را درباره «این فیلم جرم است» بگویم …. نظرم را گفتم اما وارد مسائل تکنیکی وهنری آن نشدم چرا که متوجه شدم ایشان نظر خاصی دارند و ترجیح دادم نظر ایشان را بشنوم. وی از من پرسید چند فیلم جشنواره ی امسال را دیده اید گفتم این اولین فیلمی بود که دیدم، گفت اگر این ۶ روز گذشته فیلمها را می دیدید این فیلم – «دیدن این فیلم جرم است» – را تحسین می کردید، چون هیچکدام از فیلمها تا امروز دغدغه های واقعی جامعه را مطرح نکرده بود.

وقتی در جلسه ی پرسش و پاسخ این فیلم هم تعبیر تقریباً مشابهی شنیدم متوجه شدم که فیلمهای روزهای قبل نتوانسته ذائقه ی این قشر از مخاطبان را برآورده سازد . نماینده ی باشگاه خبرنگاران جوان هم به طور کنایه آمیزی فیلمهای روزهای گذشته را مورد نقد قرارداد و از اینکه فیلم زهتابیان برعکس فیلمهای دیگر به موضوع مشکلات واقعی جامعه پرداخته است اظهار خوشوقتی کرد. 

 فیلم 23 نفر در هفتمین روز جشنواره فیلم فجر
هفتمین روز جشنواره فیلم فجر

۲۳ نفر

فیلم بعدی فیلم ۲۳ نفر به کارگردانی مهدی جعفری بود . فیلمی براساس داستانی واقعی از اسرای نوجوان ایرانی در دوران دفاع مقدس. -درباره این فیلم هم بعداً خواهم نوشت- جلسه ی نقد و بررسی فیلم که شروع شد در سالن جای سوزن انداختن نبود. وقتی شخصیت واقعی ملا صالح قاری و آزادگانی که کاراکتراهای فیلم برمبنای شخصیت آنها روایت شده بود  وارد سالن شدند به شدت مورد تشویق حاضران قرارگرفتند. 

برای من که شبهای قبل نبودم امکان قضاوت درباره ی فیلمهای قبلی فراهم نیست اما آنچه می توانم به عنوان دستاورد هفتمین روز جشنواره فیلم فجر در سی و هفتمین دور ه برگزاری آن بگویم این است که اکران دو فیلم با مضمون دفاع مقدسی در این روز ، حال و هوای جشنواره را کاملاً تحت الشعاع قرار داده بود.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 − یک =