هایپر تکست چیست ؟ عرصه‌های ادبیات غیر خطی

هایپرتکست [۱] چیست ؟

عرصه‌های ادبیات غیر خطی

گاهی یادمان می‌رود که ما فقط مصرف کننده ی تکنولوژی‌های وارداتی هستیم . الان هم آن قدر غرق استفاده از اینترنت شده ایم که یادمان رفته مصرف کننده ی منفعل این عرصه ایم . اگر دقیق تر نگاه کنید هنر دیجیتال و هنری خلاقه که مبنای وب محور داشته باشد ، تقریبا نداریم . هر چند که من معتقدم تحقیقا نداریم . از آن سو هیچ گام مهم و مفیدی هم در عرصه ی ادبیات دیجیتال برنداشته ایم . همچنین غیر از مباحث فنی ، درباره ی وب و اینترنت چیز دیگری نوشته نشده ، یعنی مقاله‌هایی که زیباشناسی وب ، ارتباط بر مبنای اینترنت و ابعاد گوناگون آن را مورد توجه قرار دهند ، تقریبا انگشت شمارند . اما در اول راه بودن نمی‌تواند دلیل موجهی برای نرفتن این راه باشد . این مقاله هسته ای بسیار بنیادی در عرصه ی وب و اینترنت را مورد توجه قرار می‌دهد و بر آن است تا نشان دهد نگاه خلاقه به این مفهوم تا چه اندازه سبب بوجود آمدن شکل‌های جدیدی از ادبیات دیجیتال شده است . این مقاله می‌خواهد‌هایپرتکست را توضیح بدهد و از این طریق به درکی تازه از عرصه‌های بروز ادبیات غیر خطی دست پیدا کند .

یک

بنیاد اصلی ارتباط اینترنتی چیست ؟ آیا تا کنون به این نکته توجه کرده اید که ما با متونی بزرگ مواجه هستیم که از طریق آن می‌توانیم به وب گاه‌های دیگر ، بخش‌های دیگری از همان وب گاه و … دست پیدا کنیم ؟ به آنچه که هنگام حضور در سایتی مانند یاهو

(yahoo )انجام می‌دهید بیشتر توجه کنید . شما از طریق خطوطی که زیر آن‌ها خط کشیده شده مانند این : پست الکترونیکی (mail)به ای میل‌هایتان سرک می‌کشید . اصلا بر روی این درگاه [۲] می‌توانید روی هر چیزی کلیک کنید و به جایی دیگر بروید . این همان اساس و پایه ای است که اینترنت را در وضعیت کنون قرار داده است . استفاده از ابر متن یا هـمان هـایپرتکست .

این وضعیت که اصولا چیزی به نام اینترنت را معنا می‌بخشد ، حاصل راه حلی است برنامه ریزی شده برای به اشتراک گذاردن ابرمتن میان کامپیوترهای مختلف . حل این معما سبب شد که وب گردی آن طور که ما امروزه انجام می‌دهیم ، معنا پیدا کند .

“سر تیموتی جان برنرزلی [۳] زاده ۸ ژوئن ۱۹۵۵ در لندن دانشمند بریتانیایی علوم رایانه، استاد دانشگاه‌ام‌آی‌تی، استاد و پژوهشگر دانشگاه ساوثهمپتون و ریاست کنسرسیوم وب جهان‌شمول است و تکامل وب را تحت نظر دارد. او فارغ‌التحصیل دانشگاه آکسفورد و مخترع وب جهان‌گستر است،که در واقع با یک ابتکار فرارسانه‌ای تحت اینترنت برای به اشتراک‌گذاری جهانی اطلاعات در شبکه سرن (CERN)، لابراتوار فیزیک هسته‌ای اروپا، در ۱۹۸۹زاده شد.

در ۲۵ دسامبر ۱۹۹۰ جان برنرزلی اولین ارتباط موفقیت‌آمیز بین یک میزبان و کاربر پروتکل انتقال ابرمتن از طریق اینترنت را برقرار کرد. مشخصاتی که او از URI، HTTP و HTML استخراج کرده بود به عنوان فناوری وب منتشر شد.

برای کار با ابرمتن‌ها یک زبان برنامه نویسی هم نوشته شده است . زبانی ساده که بیشتر نوجوانان علاقه مند به اینترنت این روزها آن را بلد هستند ، مخصوصا کسانی که خودشان وب سایتی را در اینترنت اداره می‌کنند . این زبان HTML  نام دارد . که مختصر شده ی این عبارت است : HYPER TEXT MARkET UP LINGUAGE به عبارت ساده تر این زبان اختراع شده تا کاربر بتواند به راحتی لینک بسازد یعنی امکان رفتن از ابر متن به ابر متن‌های دیگر را فـراهم کند .

“ابر متن راهی است آسان برای استفاده از سیستم و توسط آن ، مردم می‌توانند از یک کامپیوتر رومیزی به اطلاعات در سراسر جهان دسترسی دسترسی پیدا کنند. ابرمتن رسانه ای است برای انتقال اطلاعات در حالت غیر خطی از طریق کامپیوتر . و این اتفاق از راه کلیک کردن بر روی “لینک” با استفاده از ماوس به وقوع می‌پیوندد .

لینک ابرمتن می‌تواند دسترسی به انواع متعددی از مواد باشد ، به عنوان مثال ارتباط به مواد آموزشی مانند سرفصل دروس و منابع، یادداشت‌های توضیحی برای یک سند مبتنی بر وب، منابع برای مراجع، یادداشت‌های توضیحی، تفسیر توسط نویسندگان دیگر، پیوندهایی به سایر منابع و یا نشریات مربوطه ، گرافیک، صداو ویدئو را مقدور سازد .”[۴]

“هایپر تکست نوع خاصی از پایگاه انتقال داده‌ها است که در آن اشیاء (متن، عکس، موسیقی، برنامه‌ها، و غیره) می‌توانند به صورت خلاقانه به یکدیگر مرتبط شوند . هنگامی‌که شما یک شی را انتخاب کنید، می‌توانید تمام اشیاء دیگری که به آن مربوط است را ببینید و می‌توانید از یک شی به دیگری حرکت کنید ، حتی اگر با هم تفاوت زیادی داشته باشند .

به عنوان مثال، در حال خواندن یک سند در باره ی  موتسارت[۵]، ممکن است با عبارت کنسرتو ویولن مواجه شوید  و با کلیک کردن بر روی این واژه اطلاعاتی در باره آن به دست می‌آورید ، همچنین با کلیک کردن  بر روی نام موتسارت ممکن است تصاویر مختلفی از موتسارت به نمایش در آید .

هایپر تکست راه غیر خطی ارائه اطلاعات است یعنی به جای خواندن و یادگیری چیزها در نظم از پیش تعریف شده توسط نویسنده ، این خواننده ی ابرمتن است که مسیر خود را در میان انواع اطلاعاتی که پیش رویش قرار گرفته است انتخاب می‌کند .  “[۶]

دو

جیانی واتیمو ، پیش کسوت ایتالیایی پست مدرنیسم در مجموعه مقالاتش از این فرضیه دفاع می‌کند که ” تشدید پدیده‌های ارتباطی و انتشار روبه رشد اطلاعات و اخباری که با سرعت برق در سراسر جهان منتشر می‌شوند ، صرفا جنبه‌هایی از مدرن شدن در میان سایر جنبه‌ها نیستند . بلکه می‌توان گفت این ویژگی‌ها حتی معنای اصلی این روند به حساب می‌آیند .

ژاک دریدا با در نظر گرفتن پیشرفت‌های اخیر در روش‌های عملی بازیابی اطلاعات ، طرح تحلیل فلسفی – زمانی رسانه‌های جمعی مدرن را آغاز کرد . تز اصلی دریدا درباره نوشتارشناسی این است که شیوه نوشتن آوایی (یعنی نوشتن که متمایل به اگوی زبان گفتاری است) که تا کنون مشخصه غرب بوده ، معطوف به فهم خاصی از زمان است . یعنی خطی ترین تصور از زمان که حول بعد گذرای حضور متمرکز است .

در عین حال با گذار از سیطره گونه آوایی نوشتار ، که با تصور حضور در صدای آنچه بدان اشاره می‌شود همراه است ، به نوشتار غیر آوایی ، چیزی به دست می‌آید که دریدا آن را واسازی حضور و بنابراین گذار به یک زمانمندی غیر خطی می‌نامد.

به نظر رورتی آنچه که بیش از یک نظریه عمیق درباره ی رسانه که بر مبنای فلسفه ی زمان شکل گرفته اهمیت دارد ، میزان سودمندی عملی حاصل از رسانه‌های روایی نظیر رمان ، فیلم و یا برخی برنامه‌های تلویزیونی است . در اینجا نگرانی اصلی رورتی مساله محتوا یعنی روایات عینی ارائه شده توسط رسانه‌هاست . این محتواها باید به ما کمک کنند تا هر چه بیشتر به مرحله ای نزدیک شویم که بتوانیم سایر انسانها را به جای “آن‌ها” به عنوان یـکی از “مـا” ببینیم .

در سال ۱۹۹۵ شری ترکل آمریکایی ، جامعه شناس کامپیوتر ، کتابی به نام ” زندگی بر روی پرده : هویت در عصر اینترنت ” منتشر کرد که می‌توان آن را متنی کلاسیک در حوزه پژوهش علوم انسانی پیرامون اینترنت دانست . نویسنده در این کتاب به طرفداری از این تز جالب می‌پردازد که معتقد است شرایط عینی تجربه در اینترنت ، دستیابی به حجم کثیری از همان روابطی را امکان پذیر ساخته که دریدا و دیگر فلاسفه پست مدرن دهه‌های ۶۰ و ۷۰ آن‌ها را به عنوان قضایایی پیچیده و به زبانی رمز آلود بیان می‌کردند. بر این اساس ترکل ارتباطات کامپیوتری در دنیای اینترنت را تجربه ای می‌داند که از طریق آن اندیشه دریدا بر زمین آورده می‌شود .

نوشتار در حکم واسطه ارتباط همزمان مستقیم بین دو یا تعداد بیشتری از افراد است که به لحاظ فیزیکی از هم دور هستند و احتمالا هرگز همدیگر را ندیده اند . جنبه سنتی زبان گفتار به عنوان واسطه حضور در حال کمرنگ شدن است . این امر نشانگر شکلی از حضور از راه دور ، یعنی حضور مجازی است . فهم ما نسبت به آنچه منظورمان از زبان (گفتار و نوشتار) است دستخوش نوعی تمرکز زدایی است که نشان می‌دهد چگونه شرایط محتمل رسانه ای ، تصورات قبلی ما از این دو را شکل می‌داده اند .

در سرویس‌های ارتباطی اینترنت به جای حضور معینی که به واسطه تلویزیون به مخاطب منفعل منتقل می‌شود ، زمان‌های بطور اجتماعی تولید شده ای از حضور داریم که در آن‌ها کاربران هویت خود را برپایه ی تعامل نوشتار محور و در بستری از برنامه ی مشترک برای آینده شکل می‌دهند . اینجا نوعی تاتری کردن فضا و زمان رخ می‌دهد . شرکت کنندگانی که از حق برنامه نویسی برخوردارند و آن را به کار می‌برند ، معماران و نمایش پردازان این تئاتر مجازی می‌شوند . تئاتری که در طراحی الکترونیک آن ، ساختار مبنایی مکان – زمان ادراک ما نیز طـراحی مـی شود . دریافت ما از علائم ، در قالب تجربه ای است که دیگر ربطی به بازنمود یک حقیقت فرا نماد شناختی ندارد بلکه به کنشی سازنده در درون و از طریق نشانه مربوط است . در اینترنت واقعیت اثر متقابل دال‌هاست . در این جا شرکت کنندگان ، فضا و زمان را می‌سازند و در آن به حرکت می‌پردازند .

 

سه

یکی از نویسندگان معاصر ، به نام لیلا صادقی درباره ی داستان ابرمتن چنین توضیح می‌دهد :

“خیلی کوتاه این توضیح را بدهم که «اَبَر» یا به نوعی «هایپر» به چه معنا است. من فکر می‌کنم این موضوع برای مخاطبانی که من احتمال می‌دهم داشته باشم مساله ناشناخته‌ای نیست، اما به قول شما با این پیش‌فرض که ممکن است کسی از این مساله آگاهی نداشته باشد به صورت کوتاه به «ابرداستان» یا به نوعی «هایپرتکست» می‌پردازم. در حقیقت «ابر» یا «هایپر» به معنای تکثیر یا بزرگ شدن است و به صورت کلی«هایپرتکست» – که لزوما هم مخصوص فضای اینترنت نیست و از فضای مجازی و اینترنت متولد شده است- به این معنا است که یک متن به واسطه لینک خوردن با متن‌های دیگر بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و این مساله هرگز انتهایی ندارد و متن دائما در حال تکثیر شدن است، درست مثل تکثیرهای سلولی و هر لینکی به لینک‌های دیگر می‌رسد. در غرب نمونه‌هایی از «هایپرتکست» وجود دارد که تولید‌کنندگان آن کارهای خود را در فضاهای مجازی هم ارائه داده‌اند. نکته‌ای که شاید مطرح‌کردنش جالب باشد و دوست دارم آن را مطرح کنم، این است که ساختار ابرمتن ناگزیر به صورت دایره‌های تو‌درتو و متقاطع است. من دیده‌ام که بسیاری از دوستان کارهایی انجام داده‌اند و در قسمتی از آن کار را به صفحه‌ای نامربوط در فضای اینترنتی که هیچ ارتباطی به داستان خودشان ندارد، لینک داده‌اند که آن صفحه ممکن است دایره‌المعارف یا هر چیز دیگری باشد و به هر صورت از ساختار دایره‌ای داستان آن اثر را خارج می‌کند. به گمان من این موضوع باعث می‌شود داستان بودن آن اثر یا به هر روی متن ادبی بودن آن اثر زیر سوال برود. می‌خواهم بگویم مساله «هایپرتکست» فقط لینک خوردن متن با متن دیگر یا غیره نیست.. “[۷] اما ورود شعر به دنیای مجازی هم از چشم اهالی ادب پنهان نمانده است . چنانچه مقاله‌هایی این سو و آن سو درباره ی شعر بر روی وب به چاپ می‌رسد ، مقاله ی شعر دیجیتال و خواندن / نوشتن اشتراکی متن‌های ادبی از کتاب فناوری و اندوه شعر نوشته ی روی تورس و ترجمه ی علی ابدالی است که بر روی اینترنت قرار گرفته است و در بخشی از مقاله چنین آمده است :

“رسانه دیجیتالی امکانات هیجان‌انگیزی را برای انجام تجربه و نوآوری در شعر پیشنهاد می‌کند چرا که ایهام، ابهام، عدم قطعیت و تجربیات بین رسانه‌ای را به روشهای غیرخطی به بازی می‌‌ گیرد. ابرمتن و ابررسانه، امکانات جدیدی را برای دسترسی تصادفی به اطلاعات باز می‌کنند، اما خواننده می‌تواند بررسی کند و داستان خطی را به صورت غیرخطی تفسیر کند و شعر غیرخطی را به شکل خطی بخواند. ”

چهار

هایپرتکست به عنوان یک پدیده مورد توجه هنرمندان قرار می‌گیرد . این که چگونه می‌توانند از آن به عنوان راهی برای خلق آثاری جدید استفاده کنند . اینجاست که داستان ابر متن [۸]و شعر ابر متن[۹] پدید می‌آید . ادبیات از زمانی که پا به  جهان دیجیتال گذاشت ، شکل‌های یکسره متفاوت و متنوعی پیدا کرد و تعدد و گوناگونی گونه‌های مختـلف آن جـالب توجه اســـت [۱۰]

داستان ابر متن و شعر ابر متن هر دو از کیفیت ذاتی‌هایپرتکست استفاده می‌کنند . یعنی حرکت موازی هم زمان و اختیاری از جایی به جای دیگر . بنابراین خواننده ی یک ابرمتن داستان در حین خواندن مدام در معرض انتخاب قرار می‌گیرد و از این رهگذر چه بسا در روند خلق داستان اثر گذار باشد و به عبارتی بتواند داستان خود را بنویسد .

“داستان ابرمتن‌ها اغلب از مسیرهای پیچیده با موضوع‌های مختلف از داستان و گرافیک ساخته و پرداخته می‌شود. گاهی فقط با کلیک کردن بر روی یک کلمه،  تجربه ای تازه برای خواننده ایجاد می‌شود. “[۱۱]

یکی از داستان معروف در عرصه ی ابرمتن داستان ، که به عبارتی اولین آن هم هست داستانی است به نام بعد از ظهر [۱۲] که آن را مایکل جویس نوشته است و در وب گاه   eastgate.com   قابل خریداری است .

بعد از ظهر اثری کلاسیک در زمینه ی رمان الکترونیک [۱۳]  محسوب می‌شود و داستانی بسیار غنی و پیچیده دارد . داستانی سیال درباره ی نویسنده ای که بعد از ظهرش را سوء ظنی وحشتناک آغاز می‌کند . او با ماشین داغون شده ی همسر سابقش مواجه می‌شود و این مواجهه او را در دریایی از خاطرات و رویاها و کابوس‌ها فرو می‌برد .

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

بعد از ظهر عرصه ای است که از طریق آن زندگی شخصیت‌های پست مدرن و ارتباط‌ها و تعامل‌های آن‌ها به نمایش در می‌آید . ” [۱۴]

Victory garden را استوارت مالتروپ [۱۵]نوشته است . “این اثر یکی از نوشته‌های کلاسیک در عرصه ی ابرمتن داستان محسوب می‌شود . در سراسر جهان و در تمام کلاس‌های مربوط به ابر متن داستان ، درباره ی این اثر بحث و گفتگو می‌شود . مضمون‌های متعددی در این نوشته ی طولانی به چشم می‌خورد . جنگ ، صلح ، سیاست‌های رسانه ای دیوانه وار ، اغوا ، رهبری‌های ویران گر و … بستر اصلی وقوع ماجراها جنگ خلیج فارس است که بر محور ماجرایی عاشقانه توسعه یافته است . بسیاری از منتقدان بر این عقیده اند که Victory garden غنی ترین و خواندنی ترین اثری است که تا کنون در زمینه ی ابرمتن داستان منتشر شده است .” [۱۶]

ابرمتن شعر هم بر پایه ی‌هایپر تکست شکل گرفته است .” ابرمتن شعر با لینک‌های متعدد ، مانند شاخه‌هایی است از یک شعر که همگی به یک بدنه اصلی متصل هستند . اما برخی از ابرمتن شعر‌ها  متن اولیه  و به عبارتی ساقه ی اصلی هم ندارند و با انتخاب مسیرهای تصادفی  خواننده  داستان و یا شعر خود را می‌سازد . هر چند که مسیر کلی حرکت پیشاپیش توسط نویسنده طراحی شده است ، اما بر تمام انتخاب‌های مخاطب تسلط ندارد و در واقع نویسنده فقط توانسته یک نقشه کلی را ارائه کند .”[۱۷]

از آنجایی که اینترنت محیط اصلی زندگی  ارائه ی ابرمتن داستان‌ها و ابرمتن شعرهاست ، بیانبراین کنترل و مراقبت شدیدی می‌شود تا دسترسی به متن‌های اصلی بدون خریداری اثر مقدور نباشد . بنابراین دیدن یک ابرمتن داستان و ابرمتن شعر به همین راحتی هم نیست ، اما برخی از این آثار مجانی هستند .

یکی از سایت‌هایی که مشخصا یک ابر متن شعر بی انتها را در اختیار مخاطب می‌گذارد www.ebbflux.com نام دارد. در این وب سایت شما دو خط شعر را می‌بینید و تنها بر روی یک کلمه از این دو خط لینک وجود دارد که با کلیک کردن بر روی آن ، وارد شعر دیگری می‌شوید و این کار را می‌توانید تا ساعت‌ها ادامه دهید . تصور کنید که این اتفاق برای دیوان یکی از شعرای ما افتاده باشد ، مانند حافظ یا مولانا یا …

الا یا ایهاالساقی ادر کاسا ولا ولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

کلمه ی عشق در این جا‌هایپرلینک [۱۸] شده است و شما با کلیک کردن بر روی ان به شعر دیگری می‌رسید :

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

و این بار با کلیک کردن بر وری واژه ی ازل به بیت دیگری خواهیم رسید و این حالت می‌تواند مدت‌ها ادامه پیدا کند . متنی که در یکی از دفعه‌های متعدد گشودن این وب سایت بر روی صفحه آمد این بود :

Are you eliminating or simply redefining the path? Is it a quiet ease or a violent tug? And in such we come full circle. The words from the mind. Like an accomplished tight rope walker both skillful and articulate, he must remain and yet the same

که می‌بینید کلمه ی skillful‌هایپرلینک شده است .

پنج

به هر ترتیب ، جهان غیر خطی ادبیات پیش از اینترنت بر روی کاغذ متولد شده است . آثار مارسل پروست ، ویرجینیا ولف و خورخه لوییس بورخس پیش از جولان اینترنت ، تجسمی‌از ادبیات غیر خطی را به نمایش گذاشته اند . اما امکان‌هایپر تکست‌ها یعنی حضور خلاق و موثر مخاطب در میان اثر . او در وضعیتی تعاملی و غیر خطی قرار می‌گیرد و می‌تواند بر اساس قواعدی که برایش تعریف شده و مرزهای جهان اثر ، در میان بخش‌های گوناگون آن کندوکاو کند و هر طور که می‌داند و می‌شود ، اجزا را با یکدیگر ترکیب کند . این ترکیب نهایی به هر حال شکلی از درک و دریافت مخاطب و نشانگر احساسات اوست .‌هایپر تکست به نحوی بارز وعملی ، امکان بروز هنر و ادبیات غیر خطی را پدید می‌آورد و آن قدر آن را عینی و آشکار پیش چشممان می‌گیرد که کاملا طبیعی می‌نماید و این همه بر بستر اینترنت امکان پذیر است . استفاده ی خلاقه از امکانی کاملا دم دست . حالا ما چقدر می‌توانیم خلاق باشیم ؟

 

[۱] -hyper text

[۲] -portal

[۳] – Sir Timothy John Berners-Lee

[۴] -WWW- mason.gmu.edu/WHAT IS HYPERTEXT

[۵] – ولفگانگ آمادئوس موتسارت (۲۷ ژانویه ۱۷۵۶ – ۵ دسامبر ۱۷۹۱

[۶] -WWW.ANSWER.COM

[۷]http://www.leilasadeghi.com

[۸] Hyper text story

[۹] Hyper text poem

[۱۰]

-و البته توضیج تک تک متن‌ها در حوصله ی این مقاله نیست ، شعر دیجیتال ، وب داستان، وب سریال ، داستان تعاملی ، ویژوال نوول و …

[۱۱] – WWW.ANSWER.COM

[۱۲]– after noon – the story

[۱۳] – electronic fiction

[۱۴] -www.eastgate.com

[۱۵] – Stuart Moulthrop

[۱۶] – www.eastgate.com

[۱۷] –WWW- mason.gmu.edu/WHAT IS HYPERTEXT

[۱۸] – Hyperlink

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.