نقد فیلم ساعت۵عصر | مهران مدیری وارد می شود

خلاصه داستان

ساعت ۵ عصر آخرین مهلت مهرداد پرهام برای پرداخت قسط وام خانه اش است. و عالم و آدم دست به دست هم داده اند تا او نتواند اینکار را انجام دهد.

شناسنامه فیلم

کارگردان، تهیه کننده، نویسنده: مهران مدیری/ مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری / بازیگران: سیامک انصاری ، آزاده صمدی ، مهران مدیری ، نگین معتضدی ، امیر جعفری ، رسول نجفیان / سال ساخت: ۱۳۹۵

نقد فیلم

اولین اثر سینمایی مهران مدیری که بدون شک ،مرد شماره یک کمدی ایران است، موفق به رکوردشکنی های مختلف در آمار و ارقام آشفته بازار سینمای ایران شده است. بازاری که هر از چند گاهی کمدی های مبتذل البته با ایده های جذاب و نو را به خود میبیند و رکوردهایش مداوما توسط آنها جا به جا میشود. از این حیث نمیتوان این امر را برای فیلم مدیری امتیاز قابل توجهی در کیفیت فیلم به شمار آورد. البته یادآوری این نکته ضروریست که اگر ساعت۵ عصر را یک کمدی سیاه بدانیم آنگاه این رکوردها قابل توجه است.
اصولا فیلم های متعلق به این ژانر در هیچ کجای جهان حتی با وجود اکشن ها و مسائل حاشیه ای فراوان ، آنقدر محبوب و عامه پسند نیستند. شاید مخاطب ایرانی از نمونه های نزدیک این ژانر فیلم هایی زیادی مثل Deadpool ، Dictator ، Hangover ، Adaptation ، American Hustle ، From Dusk till Dawn، و حتی فیلم هایی چون Fight Club ، Fargo ، Take the money and run، Friday ، Coming to America ،Cooley High ، Life و سری فیلم های در ایران بسیار مشهور Men in Black را به یاد داشته باشند که اکثرا متعلق به چندین ژانر هستند که یکی از آن تقسیم بندی ها کمدی تلخ یا سیاه است.

مهران مدیری در فیلم ساعت 5 عصر

در چنین فیلم هایی همواره دو رویکرد اصلی وجود دارد که هر دوی آنها بر سر مقوله وجوه واقعی و رئالیستی فیلم است. درواقع این فیلم ها یا خود را پایبند به واقعیت میدانند و سعی در ایجاد موقعیت های سیاه و تلخ اما جذاب و گاهی خنده آور هستند و یا مرزهای واقعیت و وجوه رئال اثر را به هم میریزند و توجه بیننده را به مضامین مطروحه در سکانس های متوالی در موقعیت های مختلف با محوریت داستان جلب می کنند.
مهمترین نکته که چه مخاطب عام و چه مخاطب خاص در ساعت ۵ عصر با آن مواجه است سردرگمی است. مخاطبان این فیلم هیچگاه در طیف بین بدی و خوبی قرار نمیگیرند. مخاطب در مواجهه این فیلم لاجرم دو واکنش دارد یا خوب یا بد اما خودش نیز نمیداند چرا !!!!! مخاطب عام در این فیلم نکات طنز حتی گاهی خنده دار می یابد و از طرفی متوجه کنایه های اجتماعی آن نیز می شود ولی در پی آنها یک حرف مشخص را درک نمیکند و شاید احساسی مثل احساس بحث های هزار بار مطرح در یک جمع فامیلی را تجربه کند که از هر دری مثال و نکته ای مشهور و در فضای مجازی پخش شده ذکر میشود و حسرتی خورده میشود و در انتها با جمله ی غامض “جامعه ی بدی شده” به پایان میرسد اما هیچگاه نتیجه ای در بر ندارد.
اما مخاطب خاص نگاه عمده اش به فیلم یک موضوع مهم است و آن متفاوت بودن این فیلم با دیگر کمدی های موجود در آشفته بازار سینمایی کشور است. کمدی ای که از قضا تمام فرهنگ های ناصحیح مردم را با تمسخر به باد انتقاد میگیرد (حتی در اقشار به ظاهر بافرهنگ تر و با سطح اجتماعی بالاتر). این انتقاد را به مرز هنر و اوضاع مضحک هنرمندان (به ویژه تقابل معنا دراراشان با عموم مردم )تسری میدهد و در اینجا نیز متوقف نمیشود و اوضاع اجتماعی و نهاد های خدماتی ( که عملا به منزله یک سد بزرگ به جای تسهیل کننده امور عمل میکنند) را به تمسخر میگیرد و حتی پا را فراتر از این میگذارد و اوضاع سیاسی کشور را نیز ( چه از جانب مسئولان و چه اپوزیسیون خارج از کشور ) درگیر مسائل مضحک نشان میدهد ( در حالیکه کشور به شدت نا بسامان است). اما مخاطب عام هم در این سردرگمی است که آیا این مقدار نه چندان چشمگیر از متریال داستانی و کنایه های اجتماعی سیاسی برای طرح مسئله ی یک بحران اجتماعی گسترده کافی است؟! و آیا این انسجام در این اثر برای انتقال این مفهوم وجود دارد؟! و هیچ پاسخی از فیلم به این پرسش ها داده نمیشود.

پوستر فیلم ساعت 5 عصر
شاید مهران مدیری تصور میکند داستان خود را در ایران ساخته است. یک انسان عاقل همه چیز فهم و سالم و گاهی ساده که زندگی آرام وشادی دارد و سعی دارد در بین مردم زامبی شده این روزگار با تمام فرهنگ ها و رفتارهای احمقانه شان (آپارتمان نشینی ، رانندگی و دعواها و درگیری های خیابانی ، نگهداری حیوانات عجیب ، هجومشان در هر مقوله اجتماعی از معامله و سوار شدن در مترو و سوئ استفاده از طرح های رفاهی مثل طرح سلامت و ارزان شدن ویزیت و هزینه های آن گرفته تا مرده پرستی و شلوغی عجیب مراسم ترحیم یک هنرمند ، سوئ استفاده دیگران از محبت و …) زندگی آرام و ابتدایی داشته باشد اما موفق نمی شود و در این راستا برای رفتارهای حتی انسان دوستان اش باید به نهادهای مختلف تا حد سوال های احمقانه جواب های ریاکارانه پس بدهد تا بتواند محل زندگی خود را حفظ کند. تو گویی او یک لعبت الهی گونه است که در بین یک سری نادان زندگی میکند و همیشه فرشته ای محافظ در هرجایی برای او و فقط او قرار داده شده است.


کارگردان اثر اما بدون شک در ساعت ۵ عصر نتوانسته است یک فیلم شسته و رفته و دلچسب از کار دربیاورد. داستان ظاهری او بسیار سرگشته است.روند مشخصی ندارد. نقطه عطف داستانی ندارد و بر پایه تعلیق سستی بنا نهاده شده که مخاطب را همراه نمیکند. گاهی با منطق است و گاهی آنقدر غیر منطقی میشود که هزاران سوال برای مخاطب ایجاد میکند. از طرف دیگر این موضوع و تم کلی داستانی یعنی قرار گرفتن یک عاقل در بین جاهلان از جانب کارگردان بارها و بارها تکرار شده و شاید دیگر تمام وجوه طنز این سوژه از جانب مهران مدیری استفاده شده باشد و حتی شاید وقت آن رسیده تا سیامک انصاری را از تکرار چندین و چند باره از یک سری حرکات همیشگی ملال آور در این مدل کاراکتر کنار گذاشت و او را از این گرداب نجات داد. نقطه ضعف عمده بعدی که گویی به کلی نفس نه چندان منظم فیلم را کاملا میگیرد سکانس های بی رمق پایانی به خصوص سکانس حضور امیر جعفری است که گویی همان داستان نیم بند فیلم را هم از بین میبرد و نقطه عطفی برای بروز خستگی مخاطب میشود.این روند در سکانس های بعدی نیز مشاهده میشود درحالیکه سکانس های بازجویی و اعتراضات خیابانی پتانسیل بسیار قویتر از این مقدار را در خود داشت.
اما در این بین ریتم تند و اتفاقات پینگ پونگی و همچنین جلوه های ویژه و صحنه های شلوغ ، موجب گیرایی و همراه کردن مخاطب شده است.همکاری محمود کلاری به عنوان فیلم بردار و مهران مدیری به عنوان کارگردان صحنه های درخشانی در فرم کار به مخاطب ارائه داده است که اوج آن را میتوان در توشات های بیمارستان از مهرداد پرهام با پیرمرد مریض و پرستار مهربان و همچنین در بهشت زهرا با پیرزن غم دیده و همچنین سکانس های لانگ شات بیرون مترو و کلوز آپ درون آن و نیز سکانس اعتراضات خیابانی اشاره کرد. درواقع مدیری هرچقدر در داستان و فیلم نامه کم رمق ظاهر شده اما از پس کارگردانی کار آنهم در سینمای بی جان کمدی کشور برآمده است.

مهران مدیری و محمودی کلاری در ساعت 5 عصر
در پایان باید گفت ساعت ۵ عصر برای یک کارگران اول باتجربه شروع چندان بدی به نظر نمیرسد چه اینکه این روزها برای مخاطب ایرانی فیلم های اینگونه مصداق لنگه کفش پاره در بیابان غنیمت است شده و حداقل میتواند سلیقه قشری دیگر از علاقه مندان سینما را پاسخگو باشد. اما همواره توقعات از مهران مدیری بسیار بالاتر از فیلمی با ضعف های فراوان است.

ممکن است شما دوست داشته باشید
1 نظر
  1. علی کاظمی می گوید

    بنظرم این فیلم اصلا در حد مهران مدیری نبود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 + شانزده =