نقد فیلم زرد | پیچیدگی غیر ضرور داستانکهای پی در پی

علیرضا دباغ

شناسنامه فیلم زرد

نویسنده و کارگردان:مصطفی تقی‌زاده، تهیه‌کننده: کامران مجیدی،بازیگران:بهرام رادان،ساره بیات،مهرداد صدیقیان،بهاره کیان‌افشار،شهرام حقیقت‌ دوست موسیقی: مسعود سخاوت‌دوست،فیلم‌بردار:مسعود سلامی،تدوین:سجاد پهلوان‌زاده،توزیع‌کننده:فیلمیران،تاریخ‌ انتشار:۱۲ مهر ۱۳۹۶،مدت زمان:۹۰ دقیقه،فروش گیشه ۴٬۸۴۴٬۶۶۳٬۰۰۰ تومان

داستان فیلم زرد:

نهال و همسرش حامد عضو یک گروه علمی‌جوان هستند که برای اختراعشان به ایتالیا دعوت شده اند.در آخرین روزهای قبل از سفر بر اثر یک حادثه بیماری حامد اوج می‌گیرد و حادثه پشت حادثه سفر این گروه را با بحران مواجه می‌کند…

نقد فیلم زرد:

فیلم «زرد» درونمایه ی پیچیده ای دارد. اگر فداکاری را درونمایه ی اصلی داستان فرض نماییم درونمایه‌های فرعی پررنگی پیرامون آن را گرفته اند که با درونمایه ی اصلی تنه به تنه می‌زند. این موضوع علاوه بر آنکه به پیچیدگی داستان می‌افزاید، به ذهن مخاطب تلنگرهای پی در پی ای می‌زند که تعدد آنها بر عصبی شدن مخاطب می‌انجامد.

گره اول داستان از تصادف شبانه ی اتومبیل حامد (شهرام حقیقت دوست) شروع می‌شود که با برخورد به کودک و فرار راننده همراه می‌شود و حامد می‌ماند و کودکی زخمی‌که بر روی دست خود دوان دوان به سمت بیمارستان می‌برد. اما این گره در سکانس بعدی به گره دوم پیوند می‌خورد، تشدید بیماری کبدی حامد که به رفتن وی به کما می‌انجامد. گره بعدی توصیه پزشک به پیوند کبد برای حامد است که به گره بزرگ فیلم پیوند می‌خورد یعنی تلاش همسر و دوستان او برای تأمین هزینه ی خریداری کبد یک بیمار مرگ مغزی برای پیوند به حامد. گره‌های بعدی یکی یکی به پیوند می‌خورد.

پوستر فیلم زرد
پوستر فیلم زرد

درک گذشته ی ابهام آمیز حامد و رابطه اش با زنی دیگر ، دلبستگی شهاب دوست حامد(با بازی بهرام رادان) به نهال (با بازی ساره بیات) قبل از ازدواج نهال و حامد، ماجرای نامزدی نیکی(با بازی بهاره کیان افشار) و نارضایتی اش از سفر وی به خارج از کشور،تلاش فرامرز برای ارائه پروژه علمی‌اش به مجامع علمی‌ایتالیا به عنوان فرار نخبگان(با بازی مهرداد صدیقیان) و…..

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

بهرام رادان در فیلم زرد
بهرام رادان در فیلم زرد

نویسنده همه این داستانکها را به عنوان گره‌هایی در سر راه نهال و دوستان حامد قرار می‌دهد که به صورتی گذرا مطرح می‌شود، گویی می‌خواهد هرچه را در جامعه دیده یا شنیده را باید به نحوی در فیلم وارد کند و تنها خاصیتی که دارد، پیچیده کردن داستانی است که ظرفیت این پیچیدگی را ندارد. مخاطب با بمباران این داستانکها هر لحظه از شاخه ای به شاخه ی دیگر می‌پرد بی آنکه این شاخه‌ها به زیبایی درخت داستان فیلم بیانجامد. داستانی که می‌توانست خوب از کار دربیاید اگر می‌توانست بر درونمایه ی اصلی متمرکز شود.

سالها پیش بهرام بیضایی در «سگ کشی» فداکاری یک زن را به عنوان درونمایه ی اصلی فیلم چنان به طرحهای فرعی پیوند می‌زند که نه تنها خللی به داستان وارد نمی‌کند بلکه زمینه ی توجیه منطقی برای پایان اجتناب ناپذیر فیلم با قتل هماهنگ شده ی همسر متقلب و خیانتکار را فراهم می‌سازد.

شاید آوردن نام این اثر در این نقد این شبهه را ایجاد کند که قصد شبیه سازی این دو فیلم وجود داشته باشد در حالی که اینگونه نیست ساختار به هم ریخته ی زرد نمی‌تواند شباهتی به ساختار منسجم و کلاسیک سگ کشی داشته باشد اما برخی شباهتها در داستان پردازی فیلمنامه احساس ناخوشایندی از کپی برداری را نشان می‌دهد آنجا مردی در زندان تمام زحمت خود را به دوش زن فداکارش می‌اندازد؛ اینجا نیز مردی روی تخت بیمارستان ناخواسته همسرش را درگیر ماجراهایی می‌کند که او را از لحاظ جسمی، روحی و روانی به هم می‌ریزد .

همان مرد هیز، همان نگاههای تحقیر آمیز و همان سختی‌های پیش روی زن در فیلم سگ کشی اینجا هم پیش روی زن در فیلم زرد قرار می‌گیرد.در هر دو فیلم زن برای مردی فداکاری می‌کند که هنوز از اوشناخت کافی ندارد، وهرچه بیشتر فداکاری می‌کند بیشتر از او فاصله می‌گیرد و در پایان نیز هر دو مرد می‌میرند اما با تفاوتی در سرانجام در سگ کشی مرد با دامنی آلوده به گناهان اثبات شده و در زرد مرد با پاره ای از ابهامات حل نشده…

ساره بیات در نقش نهال - فیلم سینمایی زرد
ساره بیات در نقش نهال – فیلم سینمایی زرد

بازی خوب ساره بیات یک بار دیگر قابلیتهای این بازیگر جوان سینما را نشان می‌دهد که در کنار گریم مناسب، حس درماندگی، غربت، وفاداری، استیصال و تمام احساسات قابل انتظار را نشان می‌دهد.

فیلم زرد را می‌توان کلکسیونی از انواع مشکلات امروز جامعه ی کشوری دانست که کرامت انسان را به عنوان شعار محوری خویش قرار داده است اما این کرامت گاه در سطح شعار باقی می‌ماند.در جامعه ای که جوان نخبه تنها راه پیشرفت خود را در خارج از مرزهای کشورش جستجو می‌کند، فقر و فساد هر روز فاصله میان قشر متوسط و ضعیف جامعه را به هم نزدیکتر و فاصله این دو قشر با قشر مرفه جدید را بیشتر و بیشتر می‌کند و این همان زردی است که چهره ی گلگون جامعه را مخدوش کرده است.

ممکن است شما دوست داشته باشید
۴ نظرات
  1. مصطفی می گوید

    خیلی عالی بود با اجازه شما کپی با نام نویسنده و منبع

    1. هنرلند می گوید

      ممنون از توجهتان به مطلب. بازنشر آثار با ذکر منبع نشانه صداقت و احترام شما به حقوق نویسندگان است.موفق باشید

  2. مریا می گوید

    سلام خوب بود ولی غلط املایی داره؛ هیز

    1. هنرلند می گوید

      با سلام وتشکر از دقت شما کاربر ارجمند و مخاطب فهیم. در متن اصلاح شد.
      موفق باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.