نقدی بر فیلم “دلبری”

فیلم بد “دلبری” را دیدم

چیزهایی هست، که نمیشه دوستشون نداشت.
کسانی هستند، که نمیشه دوستشون نداشت.
بعضی فیلم‌ها هم از این دسته اند.
چیزی مثل فیلم بدِ دوست داشتنی “دلبری”

مگه میتونی مادرت رو دوست نداشته باشی، هرچند بد لباس و زشت باشه.
مگه میتونی وطنت رو دوست نداشته باشی، هرچند در ظلم و فساد باشه.
مگه میتونی فیلمی‌رو دوست نداشته باشی، که موضوعش . . .

بگذارید از خلاصه داستان بگم:
فیلم روایتی است از رابطه عاشقانه یک خانواده ۵ نفره به محوریت مادر خانواده و پدری جانباز قطع نخایی که هرگز دیده نمی‌شود. تمامی‌فیلم در یک فضای بسته و محدود و در یک بازه زمانی چند ساعته رخ می‌دهد. همین . فقط همین!
از ابتدای فیلم ذهنم درگیر آموخته‌هایم بود و تجربیات شخصی خودم و مقایسه این فیلم با سایر آثار موفق از همین سبک. نتیجه فزونی دلخوری من بود و حوصله سر رفته ام. ولی از یک جایی خود را درگیر فیلم دیدم و متوجه شدم که کم و بیش هستند بینندگان دیگری هم که با چشمانی بارانی به پرده سینما خیره بودند.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

جزء جزء فیلم را نپسندیدم. بازیهایی بد. دیالوگهایی ساده و سطحی. عکس روی دیوار. میزانسن ضعیف. دکوپاژی بعضا غلط و ریتمی‌که نه تندش بجاست و نه کندش مفهوم. در تایمی‌کمتر از ۸۰ دقیقه.
و اما مخاطبین، جماعتی که تک تک و گروهی سالن را ترک می‌کنند و عده ای که با چشمان خیس میخکوب پرده اند.
ولی چرا؟
جواب ساده است. احساسات شرقی.
فیلمساز احساساتی برای مخاطب احساساتی، فیلمی‌با محتوای احساسی می‌سازد و آنکه همذات پنداری کند درگیرش می‌شود و آنکه نکند، خب، نکرده (لابد به درک) از این دست بسیار داشته ایم.
فیلم بدِ دوست داشتنی “شیار ۱۴۳” هم از این دست بود.
نمیدانم چرا تا فیلمساز ما انگشتش را تا آرنج توی احساس و اعصاب مخاطب فرو نکند خیالش راحت نمی‌شود.
چرا قادر به جذب مخاطب نیستیم؟
چرا فقط برای مخاطب محدود با تجربیات خاص فیلم میسازیم؟
چرا نمیتوانیم سایرین را هم جذب کنیم و پای حرفمان بنشانیم؟
چرا همیشه (در اکثر موارد) فرم، بسیار از محتوا عقب تر است؟
چرا انقدر فیلم بد، با موضوعات دوست داشتنی می‌سازیم؟

عزیزان باور کنید (لااقل در دنیای هنر) فرم و تکنیک از محتوا سر است.
تصور کنید که استاد فرشچیان تبلویی با موضوع “آشغال” بکشد و من اثری با عنوان “عشق” خلق کنم.
قطعا عشق من سر از آشغال دانی در میاورد و آشغال استاد، عاشقانه بر موزه‌ها جا خوش میکند.

سخن آخر
اگر دغدغه ای از جنس جنگ دارید، اگر عزیزانی از آن سال‌ها به یادگار دارید. اگر زخم سال‌های جنگ بر جسم و روح شما هم نقشی به یادگار گذاشته، فیلم بدِ دوست داشتنی “دلبری” را ببینید و لذت ببرید. ولی انتظار یک فیلم خوب را نداشته باشید.

ارادتمند همه عاشقان وطن نظام الدین عربزاده جمالی

ممکن است شما دوست داشته باشید
1 نظر
  1. arash می گوید

    سلام آقای عرب زاده
    امکانش هست آدرس ایمیلتون رو بذارید
    ممنون

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.