نقد فیلم تابستان داغ – اختصاصی هنرلند از سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر

داغی تابستان در سرمای زمستان

نقد فیلم تابستان داغ

خلاصه داستان:

زنی پزشک برای نگهداری فرزندش در شبهایی که شیفت است دچار سر درگمی است و مجبور میشود او را به خانه مربی مهد کودک بفرستد.و ادامه ماجرا…….

شناسنامه فیلم:

کارگردان:ابراهیم ایرج زاد/فیلمنامه :پیام کرمی/مشاور فیلمنانه:الهام فلاح/بازیگران:پریناز ایزد یار،علی مصفا،مینا ساداتی،یسنا میر طهماسب،صابر ابر،لیلی فرهاد پور،رویا بختیاری/بازیگران خردسال:مانیا علی جانی،پرهام محمدی

نقد فیلم:

ابراهیم ایرج زاد یکی از فیلم اولی های جشنواره امسال است.البته این کارگردان متولد سال شصت،فیلمهای کوتاه زیادی ساخته که رویکرد وی به ادبیات داستانی را نشان می دهد.همکاری این کارگردان با الهام فلاح نویسنده ای که با یکی از متفاوت ترین روایتها از جنگ یعنی رمان خون مردگی شناخته می شود نشانه علاقه این کارگردان به داستان گویی در سینماست. الهام فلاح در نقش مشاور فیلمنامه نویس قطعا نقش پر رنگی داشته زیرا فیلم بسیار قصه گو و داستانی است.البته قصه گویی به زبان سینمایی و دراماتیک. یکی از نمادهایی که در این فیلم نشان داده می شود  لباسی است با نقش یونیسف که پریناز ایزد یار(سارا)در چند نما با ین لباس که روی بند رخت آویزان است دیده می شود.این نماد پیمان نامه حقوق کودک را از منظر یک کنوانسیون بین المللی یاد آوری می کند.

در قصه این فیلم در واقع حقوق کودک در دو خانواده که زندگی شان به طور موازی به نمایش در می آید نادیده گرفته می شود.پترن اصلی قصه انسان ضعیف است.این ضعف در شخصیت زن تحصیل کرده و پزشک داستان نمود بیشتری پیدا می کند.زنی که نمی داند برای آینده زندگی و شغل خود تصمیم بگیرد و برای نگهداری از کودک خود منفعل است!

در مقابل این زن منفعل و سر در گم،پریناز ایزد یار نقش زنی را بازی می کند که می خواهد روی پای خودش بایستد ولی اینبار اطرافیان و جامعه هستند که موجب انفعال او می شوند.

                              

و اما کودکان قصه تابستان داغ هم  حکایت دیگری دارند. دختر کوچک   تابستان داغ در شش سالگی از اولین حقوق کودکانه محروم است و چون حباب های تفنگ اسباب بازی اش بین کودکی و بزرگسالی درمانده و زندگی ای چون همان حبابها دارد.

…و پسر کوچک قصه که فرزند پدر و مادری پزشک است به خاطر عدم تعادل در زندگی پدر و مادرش از حق زندگی محروم می شود.

شخصیت پردازی در طول روایت داستانی خوب صورت گرفته است.بازی ها خوب و جا افتاده اند.پریناز ایزد یار بسیار متفاوت تر از سریال شهرزاد و ابد و یک روز بازی میکند.بهتر یا بدتر نه ،بلکه متفاوت تر و همینطور علی مصفا.در بخش اولیه فیلم تا ایجاد عدم تعادل، داستان کمی کند جلو می رود .اما پس از ایجاد عدم تعادل ،تعلیق، جاذبه لازم را  برای تماشای ادامه فیلم ایجاد می کند.

آنچه تا پایان فیلم جای سوال در ذهن بیننده باقی می گذارد قرار دادن یک دختر شش ساله در موقعیت یک زن بزرگسال است که تمام کارهای خانه را بلد است و…..تا آنجا که نگرانی او برای کثیف شدن رو فرشی و شستن آن _که از عهده یک زن  کامل هم خارج است_ باعث میشود که کودک دیگر قصه به کام مرگ برود .آن هم با  رفتن روی پشت بامی که هیچوقت قفلی بر آن نیست!!!!!!!

پایان فیلم هم پایانی غیر قابل پیش بینی داشت و یکی از نقاط قوت فیلم محسوب می شد.

در جشنواره سال گذشته فیلم اولی ها خوش درخشیدند

به نظر می رسد که این فیلم در جشنواره امسال به چشم بیاید. و موفقییتهایی را کسب کند .

ممکن است شما دوست داشته باشید
1 نظر
  1. ناشناس می گوید

    نقد بسیار زیبایی بود سپاس ویژه دارم اما متاسفانه هنوز در خانواده ها از کودکانشان مثل یک خدمتکار استفاده می شود واز آنها خواسته می شود که بار سنگین خانواده را بردوش بگیرند این فیلم هم گوشه ای از زندگی بچه در خانواده را بیان میکند که شاید کمرنگ تر دیده شوند وبه نظر من نقطه ی قوت فیلم همین جاست با آرزوی موفقیت برای کارگردان وبازیگران فیلم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 + 7 =