نقد سریال رهایم نکن | بی اعتمادی به آدمهای معتبر

برومند شکری

داستان سریال رهایم نکن

حاج رسول تولایی مالک یک گاراژ قدیمی‌است که عمری را با خوشنامی‌زندگی کرده است. او که از همسر اولش یک پسر دارد در آستانه ی پیری با عشق جوانیش روبرو وازدواج می‌کند اما همزمان در دام دختری می‌افتد که با آگاهی از اسرار دوران جوانی او با همدستی پسر حاج رسول سعی در اخاذی و سهم خواهی از فروش گاراژ وی می‌کند.بامرگ این دختر در یک سانحه رانندگی و مظنون شدن پلیس به حاج رسول، پرده از راز دیرین وی و خیانتی که به پدر و خواهران و برادرش کرده است می‌افتد و….

شناسنامه سریال

نویسنده و کارگردان محمدمهدی عسگرپور | بازیگران امین تارخ،فریبا متخصص،محمدرضا هدایتی، مارال فرجاد،مریم بوبانی،نیما شعبان نژاد، مانی رحمانی،شیرین آقارضاکاشی،دنیا مدنی،بابک بهشاد،علیرضا استادی | موسیقی متن: علیرضا کهن‌دیری

نقد سریال رهایم نکن

این روزها به مناسبت ماه رمضان، سریال دیگری تحت عنوان «رهایم نکن» از شبکه 3 سیما پخش می‌شود که موضوع آن بر می‌گردد به زندگی چند خانواده ایرانی که درگیربرخی مشکلات روزمره هستند. مرد معتمدی که این خانواده‌ها او را امین خود می‌دانند و در حل مشکلات ریز و درشت به او اقتدا می‌کنند حالا با بازخوانی زندگی گذشته وی،وجهه و جایگاهش تحت شعاع قرار گرفته است و  همین کنش و واکنش‌ها بهانه ای برای نویسنده شده که قصه را پیش ببرد.

استفاده از تارخ در نقشی تکراری باز هم در ماه رمضان

جدا از محبوبیت «امین تارخ» باید اعتراف نمود که نقش او در فیلمهای مناسبتی و ماه رمضان به شدت کهنه و تکراری شده است و همین امر در نظر مخاطب با وجود موضوعمتفاوت، یک نگاه کلیشه ای ایجاد می‌کند. بازیگر توانائی چون او که قالبش در هر شخصیتی پر و پیمانه جا می‌افتد نباید به نقش‌های مناسبتی و فصلی اکتفا کند و البته اینطور که معلوم است کسادی بازار تلویزیون و سینما دامن او را نیز گرفته است!

امین تارخ در سریال رهایم نکن
امین تارخ در سریال رهایم نکن

فکر می‌کنم قبل از آنکه به کیفیت و بازتاب اخلاقی چنین قصه ای بپردازیم بهتر است شباهت چنین داستانی را در یک معیار واقعی بسنجیم تا بدین ترتیب با یک نمودار ذهنیو فرضی بیشتر به درک واقعیت‌ها و عیوب اجتماعی واقف شویم.

شخصیت پردازی نامطمئن

اول آنکه به طور معمول شخصی که مورد اعتماد فرد یا افرادی قرار می‌گیرد که به طور کلی درستی و سالم بودن خود را به اثبات رسانیده است و دوم اینکه اگر خطاهائی درزندگی داشته ولی به خاطر نقاط مثبتی که در شخصیت او وجود دارد چنین خطاهائی به چشم نمی‌آید. به همین خاطر شخصیت پردازی این قصه منبعث از یک جریان معنا دارنیست.

در گذشته افرادی که دآش یک محله یا عیار یک منطقه می‌شدند دو خصلت بیش از همه چیز در وجودشان محرز می‌شد. یکی چشم و دل پاکی و دیگری امانت داری. تا جائیکه خاطرات خودم را مرور می‌کنم در هیچ یک از مردان بزرگی که تصویرشان بر سر درب یک زورخانه قرار می‌گرفت نقطه سیاهی در زندگیشان پیش نمی‌آمد.

این را گفتم تا در ترازوی سنجش فکری خودم و شما موضوع را سبک و سنگین نمایم و گرنه جای تردید نیست که هیچ کس نمی‌تواند مصون از خطا باشد…

به هر حال این سریال سوژه ای تمام عیار را دست مایه قرار داده است. چرا که اینجا صحبت از باوری است که عده ای به یک شخصیت مورد اعتماد پیدا کرده اند و به ناگاه اینباور با خطای گذشته او در هم می‌شکند. باید گفت این سوژه حتی در کشورهائی لیبرال هم دارای اهمیت فراوانی است چه برسد به کشوری چون ایران که هنوز بین سنت ومدرنیته درگیر است.

محمدرضا هدایتی و نیما شعبانی نژاد
محمدرضا هدایتی و نیما شعبانی نژاد

این قصه از یک طرف موضوع را به حیثیت یک انسان معتمد ربط می‌دهد و از طرفی جدا از حاصل آن، باعث می‌شود اعتماد به سنت‌های گذشته که در هر خاندانی، بزرگ یاریش سفیدی را برای حل مناقشات انتخاب می‌کردند در قضاوت اجتماع قرار بگیرد!

سوژه ای در ابهام

به نظر من انتخاب سوژه رهایم نکن به شدت پیچیده و مبهم است و اگر به درستی پیش نرود سوء برداشت ناخوشایندی در پی خواهد داشت که به هیچ وجه قابل جبراننیست و کمترین آن این است که سنت‌های گذشته بیش از پیش به حاشیه رانده شوند. به همین دلیل توصیه می‌شود دایره شخصیت‌ها را بازتر نمایند و حقایق را گنگ جلوهندهند.

اما اگر بخواهیم از صافی و مجرای دیگری این قصه را عبور دهیم نخستین سوالی که ایجاد می‌کند این است که آیا تلویزیون قادر به ساخت چنین سوژه و محتوایی هست یانه؟

ورود تلویزیون که تقریبا با پرداختن به هر مبحث مهمی‌یا افراط و یا تفریط نموده است دایره این بحث را بیشتر به چالش می‌کشاند و تجربه نشان داده که نتیجه درستی را بهسرانجام نرسانیده است. چون ساختن چنین موضوعاتی خارج از توان عوامل آن است و اگر چه در ابتدا، خوب پرداخته می‌شود ولی رفته رفته قضیه را به یک حاشیه و جریانتبدیل می‌کند!

و نکته دیگر اینکه چنین عواملی شخصیت و موقعیت را به درستی پیش نمی‌برند و همین امر باعث می‌شود که خواه و ناخواه تعبیرات وارونه ای را جلوه دهد.در کل سریالرهایم نکن در انتخاب بازیگران بیشترین خطا را داشته است و از همه مهمتر به موضوع سخت و پیچیده ای می‌پردازد که آن را ساده و کم مایه جلوه می‌دهد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
۴ نظرات
  1. عارف می گوید

    با سلام و خداقوت به سازندگان مجموعه
    در نگارش یک درام اصطلاحی وجود دارد که به ان شرط عمل میگویند .شرط عمل پیش پرداخت هایی است که نویسنده به ان اشاره کرده و وقتی اتفاق و یا حادثه ای بوجود میاید ببینده منطق ان را میپذیرد.
    نکته :با این تعریف علت سوئ رفتار (بخوانید سو استفاده )حاج رسول با پدر بیمار خود چه بوده؟؟
    حاج رسول در ان لحظه در ذهن خود چه میپرورانده که دست به این عمل زده؟؟
    و…

  2. سوسن می گوید

    همه #محمد_مهدی_عسگرپور را می شناسیم از برادران بسیجی و سپاهی قدیم که عشق به سینما داشت و وارد عرصه سینما شد اما خب مثل باقی حزب بادها تا دید که باد از سمت دیگری میوزد تغییر جهت داد . سوابق ارزشی او همچنان باعث پیوند او با رسانه ملی بود و انجام پروژه های ثروت ساز سریال سازی و تله فیلم سازی در همه مقاطع زندگی سیاسی و سینمایی او نتیجه سابقه ارزشی این فعال سیاسی سینمایی بوده و هست . اما از سوی دیگرفعالیتهای پنهانی و آشکار او در جبهه اصلاح صلبان هم برای او منافع خوبی برایش داشت که حاصل آن مدیریت خانه سینما بود و به همراه شمقدری برای حمایت و مطرح شدن یک فیلمساز خاص چه هیاهویی که به پا نکرد و تا نتیجه مورد نظر مافیای سینما حاصل نشد از پای ننشست و دین خود را به منتصبین او بر کرسی مدیریت خانه سینما ادا کرد . اما اکنون سریال #رهایم _نکن را برای رسانه ملی ساخته است و البته معلوم نیست سیاست رسانه ملی تغییر کرده یا اینکه #محمد_مهدی_عسگرپور و همکار نویسنده اش!!! #جمیله_دارالشفایی توانسته اند رسانه ملی را اغفال کنند !!… قضیه مختصر از این قرار است که حاج رسول تولایی بزرگ فامیل و نان رسان چند خانواده است و گاراژ و شرکت و دفتر دستکی دارد و برو بیایی و مردی مومن و متعهد و با خدا و با کمال است و همه به او اعتماد که نه اعتقاد ! دارند . تا اینکه مجبور میشود اعتراف کند که همه این اموال در واقع با جعل و سند سازی به او رسیده و بقیه نیز از همه اموال و املاک سهم داشته اند و توجیه او برای اینکار این بود که مطمئن بوده بقیه خواهران و برادران او عقل و آگاهی و درایت کافی برای حفظ اموال پدر را نداشته اند …. در واقع حاج رسول تولایی نماد حکومت جمهوری اسلامی است که پس از انقلاب ۵۷ همه چیز را مال خود کرد و با تکیه بر اعتقادات امت اسلامی خود را وکیل و وصی و مرجع هر نوع تصمیم امت قرار داد و امت را مجبور به فرمانبرداری از خود کرد و در قبال ثروت عظیمی که به دست گرفته بود از امت هم حمایت میکرد که نشان دهد حکومتی خوب و مردم دار است و امت را آویزان خود کرده بود همان کاری که حاج رسول تولایی میکرد …. اما وقتی حاجی مجبور به اعتراف میشود خواهر او در دیالوگی میگوید : #ما به شما #اعتماد که نه #اعتقاد داشتیم .پول به جهنم که رفت . اعتقادمونو بهمون پس بده لطفن … این همان حرفی است که امت مدتهاست در کوی برزن به هم میگویند که قبل از انقلاب حجب و حیا و اعتقاد و شرف مردم سرجایش بود و حالا آن هم از دست رفته است . روز بعد برادرش از اینکه صدقه از مال خودشان به آنها داده شکایت میکند و میگوید آیا جوانی ما بر میگردد؟ آیا اگر صاحب سهم خودمان بودیم اینگونه آرزوهایمان و درخواست هایمان سرکوب میشد و بر باد میرفت ؟! این حرف جوان های دهه ۵۰ و ۶۰ است که حتا فیلم نمیتوانستند ببیند و موسیقی برایشان حرام بود و …. حال باید دید نفوذی سیاسی اصلاح طلب اصولگرا توانسته رسانه ملی را با پول خودشان محکوم کند یا سیاست های کلی نظام تغییر کرده !!!

  3. فرزانه می گوید

    سلام ، به نظر من جدا از همه انتقادهای کارشناسی که شد ، ولی من به عنوان یک بیننده عادی میگم ، این فیلم خیلی زیبا و روان روابط خواهر و برادری را مطرح می کنه ، اینکه هنوز بزرگتر و کوچکتری و رابطه خونی همچنان حرف اول را می زنه از دیالوگهایی که بین جهان و دو خواهرش رد و بدل میشه خیلی خوشم میاد اینکه خواهر چقدر می توانه تو زندگی موثر باشه و ادم نباید مثل جهان گربه کور باشه و با یک بدی اینقدر همه چیز را فراموش کنه ، چه بسا من به جهان حق میدم ولی عاطفه خواهر و برادری همیشه من را پاگیر می کنه ، به همین دلیل از کارگردان و نویسنده فیلم به خاطر اینکه این روابط در بین خانواده های ایرانی داره کمرنگ میشه و اون را مجددا یاداوری کرده بسیار ممنونم

  4. شیرین صفوی می گوید

    از استاد تارخ بعیده که در نقشها کلیشه بشه اون چیزی که بسیار تو ذوق میزد بازی بسیار بد و اعصاب خورد کن نیما شعبان نژاد بود همون بهتر که تو خندوانه نقش یه لوده رو بازی کنه چرا اینقدر بازیگران زن بی حالت و ماست بودن، حرفی برای گفتن نداشت این سریال جز پراکنده گویی، دو بازیگر نقش خواهر و همسر جهان بسیار اعصاب خورد کن بودند و باز هم دایی محترم مانند همیشه باید و نباید ها را در زندگی خانواده تحمیل کرد مثل سفارش پسرش به خواهر زاده !!!! یعنی همان بکن نکنهای مثلا دلسوزانه ولی قیم مدارانه واقعا جای سریالهای مناسبتی چند سال پیش چه درام چه کمدی و چه ماورایی خالی بود .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.