نقد سریال بچه مهندس |مهربان چون بابالنگ دراز، بی نشان همچون سرلک

شناسنامه سریال بچه مهندس

کارگردان: علی غفاری | نویسنده: سجاد ابوالحسنی | بازیگران:پرویز پور حسینی، ساناز سعیدی، بهناز جعفری، محمد کاسبی،برزو ارجمند،افشین نخعی، بهاره رهنما | بازیگران خردسال:یونا تدین(جواد)، نیوشا علیپور(مژگان)، آریا نرج آبادی(رسول) |تهیه کننده: سعید سعدی | فیلمبردار:رضا شیخی | تدوین: ناصر فخری،علی غفاری

 

خلاصه داستان سریال

جواد کودکی که مادرش او را به یک پرورشگاه امانت سپرده است، سالهای کودکی را تحت حمایتهای مادرانه مربی پرورشگاه(صدیقه) به امید یافتن پدر و مادر واقعیش سپری می‌کند. او که از استعداد زیادی در ساخت وتعمیر وسایل مختلف برخوردار است مورد بی مهری مدیر پرورشگاه (جاهد)که زنی خشک و بد اخلاق است واقع می‌شود اما تلاش می‌کند با وجود مشکلات و تنبیه‌های سخت خانم مدیر تجربه‌های جدیدی در زندگی به دست آورد.

نقد سریال بچه مهندس

 

فیلم سازانی که قهرمان اصلی داستانشان کودکان هستند همیشه با این پرسش مواجهند که «برای کودک فیلم می‌سازید یا درباره ی کودک؟!» این پرسش تکراری اما مهم از هم اکنون فراروی کارگردان بچه مهندس نیز هست اما پاسخ او هرچه که باشد تفاوتی در موفقیت این سریال نزد مخاطبان سیما ندارد.

«بچه مهندس» سریال جدیدی است که همزمان با ماه مبارک رمضان پخش آن از شبکه ی دو آغاز شده است و با گذشت 23 قسمت از آن می‌توان گفت پربیننده ترین سریال رمضان 1397 شناخته می‌شود. این سریال که بدون هیاهو و تبلیغات در شبکه 5 سیما ساخته شد به طور عجیبی سر از شبکه ی 2 در آورد و در آخرین لحظات جایگزین سریال«پدر»شد که پیش از این قرار بود در رمضان امسال از این شبکه پخش شود.

برزو ارجمند و ساناز سعیدی در بچه مهندس
برزو ارجمند و ساناز سعیدی در بچه مهندس

اگر بخواهیم عوامل موفقیت سریال «بچه مهندس» را نام ببریم علاوه بر سوژه ناب سریال، باید بازی جذاب و حرفه ای بازیگران خردسال سریال را مهمترین عامل بدانیم. باور پذیری نقشهای جواد با بازی «یونا تدین» ، مژگان با بازی «نیوشا علیپور»  و «آریا برج آبادی» در نقش رسول نشان می‌دهد در بین کودکان ایرانی استعدادهای نوشکفته ای در امر بازیگری در حال خودنمایی اند که می‌توانند یک داستان متوسط را با بازیشان به یک اثر خوب تبدیل کنند.

اینکه می‌گویم داستان متوسط به معنای ارزش غیر قابل انکار سوژه ی مناسب و پردازش نویسنده ی خوش سابقه ی این سریال نیست، بلکه معطوف به شکافهای عمیقی است که در منطق داستان به چشم می‌خورد. «سجاد ابوالحسنی» که در کارنامه ی خود سریالهای رمضانی دیگری مانند «روز حسرت» و «پنج کیلومتر تا بهشت» را دارد در این سریال با همان چالشهایی مواجه است که در «خداحافظ بچه» هم از او سراغ داریم یعنی قربانی کردن منطق در مقابل جذابیت داستان. مصداق بارز این موضوع عدم پردازش شخصیت مربی مرد پرورشگاه به عنوان یک معلم تحصیلکرده و متخصص در حوزه ی کودکان و پررنگ کردن نقش کریم- نظافتچی پرورشگاه- در آموزش کودکان است که اگرچه صحنه‌های بامزه ای را به وجود می‌آورد اما ایراد جدی در منطق جایگاه این دو شخصیت دارد.

بهناز جعفری و عباس جمشیدی فر در«بچه مهندس»
بهناز جعفری و عباس جمشیدی فر در«بچه مهندس»

جواد، مژگان و رسول به جای استفاده از راهنمایی مربیان به دستور عمو کریم ارتش کوچکی تشکیل می‌دهند تا مانع از خواسته خانواده عباسی برای قبول فرزندخواندگی مومو(مژگان) شوند و دست به کارهای خطرناکی می‌زنند که کشمکشهای لازم برای داستان پردازی را به وجود می‌آورد، بدون آنکه به این ضعف منطقی پاسخ دهد که پس حضور معلم و مربی و مشاور در این میان چیست؟

این عدم تطابق منطقی رویدادها در سکانس آتش سوزی در خوابگاه دختران هم خودنمایی می‌کند،آنجا که هیچکدام از بزرگترها رفتار منطقی از خود نشان نمی‌دهند. بابا اسماعیل-با نقش آفرینی خوب پرویز پورحسینی-در حالی که قاعدتاً باید شش دانگ حواسش به مجموعه باشد، اصلاً در این سکانس دیده نمی‌شود و مردان به خصوص محمد پسر بابا اسماعیل در آخرین لحظه وارد کار می‌شوند در حالی که از لحاظ منطقی باید خیلی زودتر و با صدای جیغ بچه‌ها به کمک می‌شتافتند اما مشخص است نویسنده برای ایجاد هیجان بیشتر از این مورد به عمد صرفنظر کرده است. کارگردان هم در این زمینه کوتاهی کرده است و در حالی که می‌توانست این سکانس را بیشتر تصویری کند به چند پلان بسنده می‌کند و حتی تصویری از آتش نشانان را هم نشان نمی‌دهد که شاید قصدشان این بوده که با صرفه جویی در امکانات ، هزینه‌های ساخت را پایین بیاورد.

کارگردان ترجیح داده است داستان سریال را بنا به روایت صدیقه با بازی ساناز سعیدی به پیش ببرد که زیبایی خود را دارد اما مشکلی که پدید می‌آید درباره صحنه‌هایی است که صدیقه در آن حضور نداشته و همین عدم حضور وی در صحنه به اصل روایت خدشه وارد می‌کند. مثلاً او که بر اثر حمله قلبی در آی سی یو بستری است چطور می‌تواند روایتگر ماجرای جواد در ماشین و کارخانه عباسی باشد؟

پرویز پورحسینی و یونا در بچه مهندس
پرویز پورحسینی و یوناتدین در «بچه مهندس»

روایتهای جانبی داستان و شخصیتهای مختلف در گیر درماجرا خستگی یک لوکیشن ثابت (پرورشگاه) را از بیننده می‌گیرد و این نقطه قوت دیگر سریال است که در کنار نورپردازی صدابرداری و تصویر برداری خوب و موسیقی بهتر آن به کار جلوه ی بیشتری داده است.

بی مهری در پخش

تیتراژ پایانی کار نشان می‌دهد صفر تا صد این سریال در شبکه 5 سیما انجام پذیرفته اما در شبکه ی دو پخش می‌شود.این نابه سامانی در تصمیم گیری نوع و محل پخش سریال اگرچه برای مخاطب عام اهمیتی ندارد اما بی شک بی مهری‌های زمان دقیق پخش آن از دیده ی هیچ بیننده ای پوشیده نیست.

معمولاً در ماه رمضان چینش سریالها به نحوی است که پایان پخش سریال یک شبکه همزمان با آغاز سریال شبکه ی بعدی است اما از ابتدای ماه رمضان تاکنون، پخش سریال بچه مهندس با دقایق انتهایی سریال «رهایم نکن» شبکه 3 همپوشانی دارد،و کمتر می‌توانیم تیتراژ آغازین سریال را ببینیم.شاید در ابتدای سریال بد نبود عنوان برداشتی آزاد از داستان «بابا لنگ دراز» هم آورده می‌شد یا اینکه اگر داستان منبع دیگری داشته مشخص بیان می‌شد. با این حال سریال بچه مهندس هم با طیف کودک و نوجوان و هم با مخاطب بزرگسال رابطه ی خوبی را ایجاد کرده است که تلخی سریالهای دیگر شبکه‌ها را در این ماه رمضان گرفته است و فضایی امیدوارانه پیش روی مخاطب خسته می‌گشاید. خلاصه اینکه «بچه مهندس» اگر چه یک سریال غیر مناسبتی است اما برگ برنده ای است که تلویزیون در آخرین لحظه بر زمین زده است.

ممکن است شما دوست داشته باشید
۱۱ نظرات
  1. مهسا می گوید

    صدا و سیما پر شده از سریال های ایرانی که حتی ۱۰ دیقه هم توان سرگرم کردن مخاطبو ندارن اینقدر که فیلم نامه ها ضعیفه واقعا نمی دونم این همه فیلم نامه نویس بی استعدادواز کجا جم کردن

  2. تیام می گوید

    عالیه من هرشب با هر اشک جواد گریه میکنم چقد این پسر بازیگره

  3. زهرا می گوید

    من اگه شبی نتونم ببینم نصفه شب تکرارشو میبینم .دم کارگردان و دستیاران این فیلم گرم ک میدونسته کی رو جای کی بزاره .جواد واقعا عالی بازی میکنه با اینکه بچه اس .مامان صدیقه .و و و .کلا همشون خوب بازی کردن دمشون گرم

  4. زهرا می گوید

    ممنون از نقد درستی که نویسنده برای این سریال نوشته و تشکر از سازندگان این سریال….. این مجموعه داستان بسیتار زیبا ؛ جذاب و جدیدی دارد …

  5. No one می گوید

    خوب بود خوب بود تا امشب آخه چرا نویسنده مامان صدیقه رو کشت ؟ بابا مردیم انقد گریه کردیم! اه …خود بازی جواد فوق العاده تاثیرگذار بود نیازی به این بکش بکشا نبود …قلبم درد گرفت

  6. محمد می گوید

    صدیقه(ساناز سعیدی) دیگه چرا مرد اخرش…
    هم فیلم رو خراب کردند هم مردمو عصبانی میکنند…
    حالا حساب کنید من باید تا اخر ماه اینده بابت جواد وصدیقه گریه کنم..
    این فیلم برا کسانی که احساساتی هستند وقلبشون ضعیف هست دیدنش ممنوعه…اشکال داره…
    من که خوب دیگه فیلم ایرانی نگاه نخواهم کرد.

  7. محمد می گوید

    واقعا مسخره است
    چرا خانم سعیدی مرد
    هم فیلم خراب شد هم من باید تا اخر ماه اینده گریه کنم.
    کسانی که احساساتی هستن و قلبشون ضعیف هست نباید چنین فیلم هایی رو ببینند..

  8. محمد منفرد شیراز می گوید

    درود بر شرف سازنده وکارگردان این فلم ماتواین ماه رمضون تحت تاثیر شدید ای فیلم بودیم چون خانوم خودمم از این دسته بچهاست والان دوتا بچه داریم

  9. رحمت می گوید

    سلام خسته نباشید سریالتون اصلا بدرد نمی خورد من نمی دونم چرا هرچه نویسنده بد به پست سریال های ایرانی میخورد اصلا فیلمتون بدرد نمی خورد

  10. میرزایی می گوید

    فیلم بسیار عالی و تاثیر گذار بازیگر نقش جواد فوق العاده است با هر اشکش ما هم اشک ریختیم واقعا این سریال بسیار بسیار عالی تر دو سریال دیگه است

  11. یاشار می گوید

    فقط رسول
    عشق است رسول خان تپولی

    خداییش تو فکر برداشتن یه رسول از پرورشگاه افتادم (با اینکه تا یه ماه دیگه دخترم بدنیا میاد) حیف که درآمد آنچنانی ندارم!!!!!!!!!!! خدا برسونه اینکار رو آدم انجام بده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.