نقدی بر داستان مرشد و مارگاریتا

در اولین شماره فصلنامه «سرزمین هنر»، دکتر محمد فخارزاده مروری دارد برشباهتهای زندگانی «میخائیل بولگاکوف» نویسنده روسی با شخصیت اصلی داستانش با نام «مرشد و مارگاریتا»

داستان زندگی میخائیل بولگاکوف مثل ماجراهای کتاب پر از شگفتی است. او که در سال۱۸۹۱ در عهد تزارها در کیف به دنیا آمد، به مدرسه طب رفت و مدتی در ارتش خدمت کرد. کتاب خاطرات طبیب روستا حاصل این ایام است. حدود سال ۱۹۱۹ بولگاکوف به این نتیجه رسید که طب و خدمت نظام با روحیات او سازگار نیست و آنها را برای همیشه کنار گذاشت تا به نویسندگی بپردازد. اوج درخشش هنری او مصادف با یکی از تاریکترین ادوار تاریخ روسیه یعنی دوران استالین بود.

بولگاکوف در این دوران مغضوب منتقدین حکومتی بود. بسیاری از کارهای او اجازه انتشار نیافت و از زیر تیغ سانسور جان سالم به در نبرد، اما از شگفتی روزگار این بس که  گفته اند استالین -دیکتاتور کمونیست- به کارهای او علاقه مند بوده و چند مورد مستقیما از بولگاکوف که منتقد حکومت او بوده حمایت کرده زیرا از نبوغ او باخبر بوده. به عنوان مثال، استالین  یکی از معدود نمایشنامه‌های بولگاکوف را که اجازه اجرا گرفته بوده ۱۵ بار به تماشا نشسته! دوم اینکه زمانی، بولگاکوف که می‌بیند تمام نوشته‌هایش توقیف می‌شود و اجازه اجرا و انتشار نمی‌گیرد به استالین نامه می‌نویسد و از او اجازه می‌خواهد که روسیه را ترک کند. استالین شخصا به او تلفن می‌زند و به او پیشنهاد کار در یکی از تئاتر‌های مسکو را می‌دهد.با این حال فضای فرهنگی آن دوران به گونه ای نبود که کارهای نویسنده بزرگ ومنتقدی چون بولگاکوف امکان عرضه پیدا کند.

متن کامل این نوشته را در  صفحات ۲۰ تا ۲۳ اولین شماره فصلنامه سرزمین هنر مطالعه فرمائید.

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.