نقدهائی برفیلم محمدرسول الله(ص)-۲

 

ازدید منتقد نه از دیدیک مسلمان

نظام الدین عربزاده جمالی

دیشب فیلم “محمد رسول الله” (ص)را دیدم

راستش نپسندیدم

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

این یک نقد و نظر شخصی است.
سعی کردم بعنوان یک بیننده ببینم. نه یک بچه مسلمان.
سعی کردم منتقد باشم، نه متعصب.

بزرگترین ضعف فیلم در سناریو بود. فقدان درام و از هم گسیختگی در روایت بیداد میکرد. وقایعی که  نتوانستم سندبرخی از آنها رابیابم وسکانس‌های متعددی که نه در چفت و بست محکمی‌با کلیت داستانند و نه حذفشان هیچ لطمه ای به کلیت قصه میزند (مثل سکانس زنده به گور کردن دخترک نوزاد)
کلام جایگزین در صدای کودکی “محمد(ص)” (طبق انتظارات غالب مخاطبان مسلمان) فاقد کشش، جذبه، متانت و استحکام بود. و از نظر فن بیان بسیار نا پخته و نچسب بود. با مخرج‌هایی به درستی ادا نشده و حروفی که خورده میشد. (یادمان باشد که به هر حال صدای این محمد کودک، قرار است صدای پیامبر یک امت ملیاردی باشد).
در فیلم از ابتدا جهت گیری و پیش داوری منفی نسبت به پیروان آیین موسی کلیم الله وجود داشت. همانطور که از ابتدا نسبت به رهروان آیین مسیح با دیده مهر و مدارا برخورد شده بود. این تفاوت در معرفی دو مذهب یادشده و پیروانشان از انتخاب لنز و زاویه گرفته تا نور و کادر و گریم، کاملا محسوس بود. تمامی‌کلیمیان بد بودند و مغرض و کینه توز، مگر آنکس که مورد عنایت خاص قرار میگیرد. (یادمان باشد که این فیلمی‌است با رویکردی تبلیغی و با هدف تاثیر گذاری حداکثری بر مخاطب جهانی، و این دوگانگی دیدگاه قطعا خوشایند و مقبول نیست)
محمد(ص)، از کودکی امین و راستگو بود. در سکانس زنده بگور کردن دخترک، برای تلطیف دل پدر سنگدل به تشابه چشم‌های نوزاد با “چشمان زیبای” پدر اشاره میکند. پدری که به وضوح چشمانی ریز و زشت و نا زیبا دارد. درست است که در فیلم مثلا نتیجه مطلوب حاصل می‌شود اما کلام محمد(ص) کلامی‌بر خلاف صدق گفتار است. (این شیوه و منطق سناریو مقبول مخاطب نیست و نتیجه شلیک خنده حضار در سالن بود. خنده و تمسخر مخاطب مسلمان، به کلام پیامبرشان)
با صحنه پردازی‌های خاص (مثل فصل برداشت محصول خرما و ریختن میوه در نهر‌های روان) سعی شده فضای فیلم به سینمای شاعرانه نزدیک شود. در مواردی موفق هم بوده. ولی هم در کلیت اثر این ریتم و یکدستی حفظ نشده، و کارگردان نتوانسته از این قابلیت برای تاثیر گذاری نهایی در مخاطب بهره ببرد. و این سکانس‌ها مثل رقص‌های هندی در سینمای بالیوود، صرفا به یک زنگ تفریح چشم نواز تبدیل شده.
سعی افراطی کارگردان در زیبایی نمایی شات‌ها (شاید هم ذوق زدگی از امکانات جلوه‌های ویژه) در نهایت بسیاری از نماها را گل درشت نچسب کرده.
اغراق نور در غار و یا رقص انبوه قاصدک‌ها نمونه‌هایی از این دست است.

عربزاده۳
برخی سکانس‌ها بقدری خوب درآمده که در کنار کلیت فیلم بسختی هماهنگ میشود. بشخصه به لحاظ قدرت ساختار و زیبایی بصری، سکانس حمله و شکست سپاه ابرهه و طوفان دریا و برداشت ماهی از ساحل را بسیار پسندیدم.
در کنار موارد یاد شده، از نور پردازی زیبا و قاب بندی‌های تابلو گونه کار نباید گذشت که نه فقط در سینمای ما بی سابقه بوده، بلکه در سینمای جهان هم کم نظیر است. همانطور که در طراحی لباس و صحنه هم دقت و وسواس خوبی بخرج داده شده بود.
در مجموع فیلمی‌نبود که به این خرج عظیم و تبلیغ وسیع و تخریب تبلیغ و اکران فیلم‌های رقیب بیارزد.

نمیتوانم در ذهن مقایسه نکنم این اثر فاخر و بسیار پرهزینه را با فیلم روان و بی ادعایی مثل “روز واقعه” که نه مثل این مورد حمایت قرار گرفت و نه خرج تراشی اینچنانی کرد، ولی، بسیار تاثیر گذار تر بود و ساختارش از انسجام و یکدستی بیشتری برخوردار بود.
با دیدن این فیلم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که جنجال قمه زنان دلواپس نما در اعتراض به “رستاخیز” نه ریشه در ایراد به ساختار آن داشت و نه در قالب مذهبی و دید متعصبانه، مشکل دار تر از این فیلم بود. هرچه که بود، بهانه ای بود برای حمله به ارشاد و غوغا سالاری و زیر سوال بردن معاونت سینمایی و تضعیف جایگاه “علی جنتی”.
به مصداق و نمونه مقایسه این دو فیلم اشاره نمیکنم که خود بحثی است مفصل و حرفیست جدا.

ممکن است شما دوست داشته باشید
۲ نظرات
  1. مقيمي می گوید

    سلام ، برای انجام یه پروژه خیلی وقته که دنبال شماره تماس از آقای عرب زاده میگردم ، میتونم از سما کمک بگیرم ؟

    1. هنرلند می گوید

      باسلام و احترام
      لطفا ایمیل شخصیالت را ملاحظه فرمائید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.