قدم زدن زیر باران با ندا بشر دوست

نامها گاهی با آدم حرف می زنند.نام ندا بشردوست برای خیلی ها آشناست.نامی که هم آوازه نویسندگی اش پیچیده و هم بشر دوستی را در خود مستتر دارد.اما ندا بشردوست فراتر از یک نام است.او نماد و نشانه یک مرام است.بسیار مهربان،متواضع،آگاه و با سواد است.انرژی مثبث وجودش از راه نوشته ها ،یادداشتها و نیز از طریق رفتارهای سرشار از کمالش تا عمق جان نفوذ می کند.بسیار کم حرف می زند و اصلا راضی نمی شود که از او گفته شود وبه پرسشها بسیار کوتاه ،پاسخ می دهد.مادرانگی از چهره اش می بارد و به زندگی خانوادگی اش عشق می ورزد.از ندا بشردوست کتابهای (باز باران)،(پریا)،(درنا)،(برفها از دلها سپید ترند) و (چتری برای پروانه ها)به چاپ رسیده است.آنچه که در پی می آید حاصل گفت و گوی من با مهربانوی صمیمی ندا بشر دوست است.به همراه یکی از داستانهایش.روزگارش در دنیای ادبیات پر بار تر باد.آناهیتا برزوئی

 لطفا خودتان را معرفی کنید

ندا بشردوست _ متولد تیرماه ۱۳۵۲_ ۴۳ ساله ومتاهل.

 اولین کارتان را از چه زمانی آغار کردید؟

سال ۱۳۷۹ اولین کارم با عنوان  «درنا» با همکاری انتشارات پیکان روانه بازار شد.

 چه کسانی شما را در امر نویسندگی تشویق کردند؟

مشوق اصلی من پدرم بودند و صد البته مادرم. پس از آنها “دکتر یوسفی لویه ” استاد درس روانشناسی در دوران دانشجوییم.ناگفته نماندحمایت و همراهی صبورانه همسرم در این راه، پشتوانه قوی و محکمی برایم بوده وهست.

 آیا نویسندگی را در دانشگاه فراگرفتید؟

متاسفانه سعادت این را نداشتم که نوشتن را به شکل آکادمیک و تحت آموزش اساتید ادبیات و داستان نویسی بیاموزم. شروع داستان نویسی من (اگر داستانکهای دوران نوجوانی را که با تاثیر از عزیز نسین ، با درون مایه طنز مینوشم را فاکتور بگیریم) از سن ۲۵ سالگی و به شکلی خودجوش و با تکیه بر استعداد خدا داد و خیالپردازیهایی که بخش جدایی ناپذیر ذهن من هستند، بوده است. در حقیقت دیده هایم را مینگارم، شاید به همین دلیل است که مخاطبینم حس هم ذات پنداری عجیبی با قهرمانان رمانهایم پیدا کرده و جذب کارهایم میشوند.

 پس رشته تحصیلی شما ارتباطی با کار نویسندگیتان ندارد؟ 

رشته تحصیلی من روانشناسی است. و بدون تردید تاثیر مستقیم و محسوسی روی داستانها و شخصیتهای قصه هایم دارد.

 اولین رمانی که حواندید کدام رمان بود؟

اولین کتابی که خواندم رمان زیبای “ربه کا” با قلم جادویی ” دافنه دوموریه ” بود. موضوعش برای سن و سالم قدری نامفهوم و مبهم بود. بعدها در سنین جوانی دوباره خوانی کردم.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

 نویسنده مورد علاقه ندا بشردوست کدام نویسنده است؟

نویسندگان مورد علاقه من بیش از چند نفر هستند.
از میان نویسندگان خودمان ، سرکار خانم فریبا وفی _ زویا پیرزاد _ فتانه حاج سید جوادی_سیمین شیردلبانو سیمین دانشور _ جناب محمود دولت آبادی و ….خیلی زیاد هستند!ونویسندگان برون مرزی: رومن گاری_ اوریانا فالاچی _ هاروکی موراکامی_ ازووا کاساتی مودینیانی _ آنا گاواندا_سیدنی شلدون_ کن فالت_ دافنه دوموریه _ مری هیگینز کلارک_ دن براون _ الیف شافاک_ جوجو مویز و…
خیلی زیادندحقیقتا نمی توانم همه را نام ببرم. بنظرم تعداد نویسنده های خوب بسیار زیاد است.

از ندا بشردوست کتابهای (باز باران)،(پریا)،(درنا)،(برفها از دلها سپید ترند) و (چتری برای پروانه ها)به چاپ رسیده است.

 وقتی مشغول نوشتن داستان هستید چه حسی دارید؟

وقتی کتابی را مینویسم انگار جان دارد. با شخصیتها زندگی میکنم و به مکانها سر میزنم. زمانیکه در جایی میخوانم یا میشنوم کسی از یکی از کتابهایم صحبت میکند ، حس خوبی دارم. انگار دارند از بخشی از وجود من تعریف میکنند.

 شخصیتهای  داستانهای شما سیاه و سفیدند یا رنگی؟

موضوعات کتابهایم آمیخته ای از عشق و نفرت و امید و انسانیت با ته مایه های روانشناختی است. نه سیاه سیاه هستند نه سفید سفید.

رابطه شما با خوانندگانتان چطور است؟از نظراتشان اطلاع دارید؟

یکی از کارهایم که بازخورد بسیار جالبی از خوانندگان داشت رمان “پریا برای سادگی ات بود” بانوان بسیاری از هر سن و سال و از هر گوشه دنیا برایم پیامهایی مشابه میدادند: پریا را با همه وجود درک میکردند.این برای من بسیار ارزشمند است. وقتی ببینم شخصی از کتابم چیزی دریافت کرده و یا پس از خواندنش احساس خوبی داشته ، حالم خوب است.اینطور که خواننده هایم میگویند، سوژه های داستانی ام هیچ شباهتی بهم ندارند.اما هر کدام به نوعی مخاطب خود را پیدا کرده اند

 

 برای انتشار کتاب مهمترین مرحله از نظر شما چیست؟

پیدا کردن یک ناشر خوب و فرهنگی اولین گام برای این کار است.برخی ناشرین به نویسنده پیشنهاد سرمایه گذاری شخصی میدهند. من به این نوع انتشار کار اعتقادی ندارم. زیرا وقتی شما کاری را به یک ناشر ارایه میدهید اولین کار ، (اگر ناشر ، ناشر باشد و قصدش اشاعه فرهنگ و ادب باشد) این است که کتاب شما را در هیات تحریریه مورد بررسی قرار میدهند. به این ترتیب که گروهی اهل فن آنرا بازخوانی کرده و تایید یا رد میکنند. پس از عبور از این مرحله که نوعی گزینش میباشد، ناشر به شما اعلام میکند که آیا حاضر به چاپ کتاب شما هست یا خیر. اگر پاسخ خیر باشد، افراد هیات تحریریه دلایل را در انتهای نوشته هایتان ذکر کرده و با دقت و حوصله نقاط ضعف کار را برایتان باز کرده و به نقاط قوت کار و قلمتان هم اشاره ای دارند وراهنمایی هایی را نیز برای بهتر شدن نوشته هایتان ارایه داده اند.که از دیدگاه من این اتفاق بسیار خوبی است ، نویسنده هم خود را به چالش میکشد و هم پی به نقاط ضعف و حتی قوت کارش میبرد و صد البته می آموزد.اگر هم جواب مثبت باشد ، نویسنده میداند پس از عبور از یک امتحان تخصصی به مرحله چاپ رسیده. و این هم خیلی خوب است. پس از آن ناشر از نویسنده برای بستن قرارداد دعوت میکند و باقی کارها بر عهده ناشر است. و کاررا به دست کاردان سپردن.

 

و اینک داستانی کوتاه از « ندا بشردوست» – برای خواند داستان همین جا کلیک کنید 

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
2 نظرات
  1. حمید می گوید

    خوشبختانه افتخار آشنایی با سرکار بانو بشر دوست رو توی فضای مجازی داشتم و شخصیت ایشونو دوست دارم. بهترین آرزوها برای ایشون

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج − یک =