می نویسم پس هستم| گفتگو با سعید ناظمی | قسمت دوم

گفتگو با سعید ناظمی

گلپر فصاحت

در قسمت اول با سعید ناظمی در مورد تفاوت نویسندگی و روزنامه نگاری پرسیدیم و در مورد آخرین کتاب وی با نام ” رنگ ها با آدمها حرف میزنند” صحبت کردیم. اینک قسمت دوم گفتگو با سعید ناظمی را در اختیارتان می گذاریم:

 هنرلند نظر منتقدان نسبت به کتاب “رنگها با آدم ها حرف میزنند” چه بود؟

هنوز این اثر به طور کامل به دست مخاطب نرسیده است. تنها نشست نقد این مجموعه با حضور خانم علیزاده و آقای ایوبی در کتابخانه دکتر شریعتی انجام شد. در مهر ماه هم دو نشست نقد دیگر برگزار می شود یکی در فرهنگسرای رسانه و دیگری در باشگاه اندیشه. فکر کنم هر چه زمان بگذرد نقدهای بهتری نسبت به این اثر انجام شود و نقاط ضعف احتمالی آن مشخص شود.

هنرلند آیا قصد انتشار مجموعه داستان کوتاه دیگری هم دارید؟

 یک مجموعه داستان آماده دیگر هم برای چاپ دارم که شامل ده داستان کوتاه است با موضوعاتی بکر ولی در حال  نگارش و اتمام یک کتاب تحقیقی در خصوص تاریخچه طنز مکتوب نشریات کشور هستم. و دو جلد کتاب دیگر با عناوین وصال عاشقانه و ۴ مقاله در حال اخذ مجوزهای لازم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. نظر خودم این است که امسال کتاب داستان دیگری چاپ نکنم.

سعید ناظمی

هنرلند وصال عاشقانه چه مضمونی دارد؟

این کتاب از دو بخش تشکیل شده یک مفاله پژوهشی در خصوص مرثیه سرایی در ایران و قسمت دوم یک ترکیب بند بلند عاشورایی. سرودن این ترکیب بند در کربلای معلی آغاز شد و چند سالی هم نوشتن آن به طول کشید.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

هنرلند در مورد مضمون ۴ مقاله هم برایمان بگویید.

۴ مقاله تشکیل شده از چهار مقاله تحقیقی در حوزه ارتباطات است که به رغم این که چندسالی از نگارش آن ها می گذرد هنوز هم موضوعاتی نو دارند. این مقالات پیش تر در سمینارها و همایش های کشور در حوزه علوم ارتباطات پذیرفته و ارائه شده اند. بنا بر حساسیتی که خودم نسبت به موضوعات پژوهشی دارم موضوع این مقاله ها هم هنوز تازه است.

هنرلند این که شما در فرم های مختلف،‌ داستان،‌ غزل،‌کاریکلماتور، طنز،‌ و مقاله های پزوهشی می نویسید محتوای آثار شما را تحت تاثیر قرار نمی دهد؟

   به هر حال نوشتن نوشتن است. اگر برای هر صفحه نوشتن حداقل ده صفحه مطالعه داشته باشید آن زمان محتوای آثار شما می تواند ارزش قابل قبولی داشته باشد. مطالعه و خواندن موضوعات مختلف که بازه علاقه مندی من را تشکیل می دهد جزء قسمت اصلی فعالیت های روزانه من است و به صورت مرتب ادامه دارد. طنز، شعر،‌ داستان،‌کاریکلماتور،‌ خوشنویسی،‌گزارش، خبر، مصاحبه و مقاله همه نوعی نوشتن هستند. پس پراکندگی زیادی در کارهای من وجود ندارد. من می نویسم پس هستم.

هنرلند در آثارتان از تحصیلات آکادمیک هم بهره برده اید و در داستان هایتان به رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی خیلی اشاره می کنید. نظیر داستان “وای فای نامه”. علت نگرش شما به این مسائل چیست؟

  به طور کلی در داستان های من به موضوع ارتباطات،‌ مدیا،‌شبکه های اجتماعی، رسانه ها و … اشاره های زیادی شده است. به نظر من ما یک کشور سنت زده ایم که پارامترهای مدرنیته داریم. یکی از این پارامترهای ارتباطات از طریق اسمارت فونهاست. برای همین به سواد رسانه ای بالایی باید دست پیدا کنیم تا بتوانیم از محصولات رسانه ای بهره کاقی ببریم. من این موضوع را در داستان های کوتاهم و خاصه در وای فای نامه قید کرده ام. این داستان در سبکی میان مدرن و پست مدرن دسته بندی می شود. یعنی همین دوره گذاری که ما در آن قرار گرفته ایم. اطلاعات به سهولت در یک سطح و نه در یک عمق به مخاطب داده می شود. این اطلاعات همه پراکنده اند و به شما مفهوم عمیقی را انتقال نمی دهند. وای فای نامه همان گذار از سنت به مدرنیته یا گذار از مدرنیته به پست مدرن است. شما با انبوهی اطلاعات سطحی مواجه می شوید که هیچ کاربردی برای شما ندارد. شما برای هر برنامه ریزی باید به اطلاعات عمیقی دسترسی داشته باشید. مطالعه کنید و تصمیم بگیرید.

سعید ناظمی

هنرلند شما در حوزه ارتباطات هم دارای تجربه علمی هستید و هم عملی؟ تحلیل شما به عنوان یک صاحبنظر در حوزه مسائل ارتباطی چیست؟

استفاده از وسایل ارتباط جمعی یکی از موهبت هایی است که به نسل من داده شده ولی این موهبت هم می تواند فرصت باشد و هم تهدید. به طور مثال استفاده از اینستاگرام برای کسانی که در حوزه خوشنویسی فعال هستند فوق العاده کارایی دارد. تلگرام می تواند اطلاعات دسته بندی شده را به مخاطب ارائه کند. حتی مخاطب می تواند منفعل باشد یا اکتیو. این به خودش بستگی دارد ولی شبکه های اجتماعی کارکرد خودشان را دارند. برای رسیدن به اطلاعات عمیق تر و دقیق تر باید به منابع رجوع کرد. این منابع می تواند کتاب،‌روزنامه یا تاریخ شفاهی باشد. عنصر وقت هم در این مورد زیاد مورد ظلم قرار می گیرد. کاربران بیشتر وقت خود را بدون آن که خود متوجه باشند در شبکه های اجتماعی تلف می کنند. زمان امروز ارزشی به مراتب بیشتر از دیروز دارد و این حلقه مفقود شده برای بسیاری است که زمان با ارزش خود را در شبکه های اجتماعی هدر می دهند.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × دو =