مصایبی در باب “تنهائی لیلا”

tanhaei-leyla-2

مصائبی درباب تنهائی لیلا(نقد سریال تنهائی لیلا )

علیرضا دباغ-منتقدرسانه

با پایان ماه مبارک رمضان ودر ایام بعد از عید فطر پخش سریال تنهائی لیلا پس ارتبلیغات زیاد  آغاز شد.داستان ساده و روان فیلم تکلیف مخاطب باسریال را درهمان یکی دوقسمت اول روشن کرده است. لیلا دختر ثروتمندی که سالها در اروپا وآمریکا زندگی کرده است برای دستیابی به ارثیه ای که  طبق وصیت مادر بزرگش به اورسیداه ست به ایران بازمی‌گردد و براثر یک اتفاق با مردجوان تهیدستی آشنا میشود که خدمتگذار امامزاده روستایی است که زمین موروثی در آن حوالی قرارگرفته است.لیلا اسیرعشق محمد میشود چراکه اورا مردی متفاوت با مردانی که تاکنون دیده است می‌ یابد .به این دلیل او با ترک خانواده و بستگان ثروتمندش خود  را  به ازدواج با محمد  در آورده  و به زندگانی ساده در کنار بقعه امامزاده  اکتفا میکند. اما سرنوشت خیلی زود تلخیهایی رابه کام این زوج جوان میریزد.درست در روزی که فرزند لیلا متولد میشود او درتوطئه مشترک یکی از آشنایان و بنگاه دار محل برای تصاحب زمین توسط پلیس بازداشت  و به  زندان می‌افتد ؛ و محمد که دچاربیماری مزمن قلبی است بر اثرشوک وارده جان میسپارد  و از این جا مصائب لیلا آغاز می‌شود….

سریال تنهائی لیلا یک ملودرام  با سوژه ای تکراری  با چاشنی امروزی ا ست !عشق دختر پولدار و مرد فقیر. اینکه این فقرانتخاب مرد بیمار است یا سرنوشت لایتغیر او فرقی نمی‌کند.این دوقطبی فقر و ثروت در فیلمهای فارسی و هندی فراوان استفاده شده است آنچه این سریال را امروزی  جلوه   می‌دهد یک دستگاه لپ تاب و گوشیهای تلفن همراه هوشمنداست که دختر پولدار داستان وفامیل و دوستانش از آن  استفاده می‌کنند.به جز این‌ها یک عامل دیگر هم  وجه تفاوت این سریال بافیلمهای دیگر در  این ژانر به شمارمیرود، و آن خصلت زاهدانه محمد است که برای دختر تازه از فرنگ برگشته بسیار جذاب وجالب توجه است! توجه دختر پرورش یافته  درغرب ،به   خصلت زاهد وشبه عارفانه  محمد ،نسبتا نو به شمار می‌رود. چراکه مدتهاست مردان  در فیلمها وسریالهای ایرانی   وجهه ای هوسباز یافته اند که یا در  عشقهای ضربدری ،گرفتارند(  بیشتر در فیلمهای سینمائی )  و یا به فکر زنهای دیگر (  سریالهای تلویزیونی  )غیر از همسر اولشان!  این نکته مثبت در نوع نگاه  زاهد مآبانه نویسنده سریال  به مرد  در میان فیلمها وسریالهای  با مضمون عاشقانه قابل ستودن است هرچند باز پیرایه‌هائی از تکرار در پرداخت شخصیت داستان  خلاقیت نویسنده را خدشه دار می‌کند ، آنجا که او سوزاندن یک یک انگشتانش در آتش را برای رهائی از وسوسه شیطانی نزدیک شدن به زنی در خلوت شبانه اش برمی‌گزیند.

این دقیقا کاری است که  درکتب تاریخی  به جناب میرداماد نسبت داده شده است.دامنه این گونه تکرارها در ذهن مخاطب آشنا به متون اخلاقی و فیلمها  وسریالهائی از این دست ، تکرار مکررات را تداعی می‌کند.

سوای تم اصلی و بافت تراژیک کار ، موسیقی سوزناک سریال نیز  بیننده را به یاد  سریال زیر تیغ می‌ اندازد!

                                                   TanhayiELeyla

امروز پنجمین قسمت این سریال درحال پخش است   ونقد  اصلی را باید پس از دیدن قسمتهای پایانی ارائه کرد ،اما ذکر دونکته  جانبی در اینجا  لازم وضروری است:

نکته اول  ساخت برنامه در معاونت برون مرزی صداوسیماست!باتوجه به وجود گروه  فعال فیلم وسریال درشبکه سوم  سیما  وارائه کارنامه نسبتا موفق این گروه درساخت سریالهای  متعدد جای این سوال مطرح است که چرا  معاونت برون مرزی ساخت سریال  برای این شبکه را بهعهده گرفته است ؟  آیا  موقعیت  ریاست سازمان صداوسیما که پیش از این معااونت برون مرزی رابرعهده داشته است باعث این تغییر ماموریت شده است وآیا درتداوم این کار  وانتصابات پی درپی شبکه‌های سیما  ازمیان همکاران سابق سرافراز بایدمنتظر نقش بیشتر کارکنان و عوامل برون مرزی درسایر بخشهای تولیدی  شبکه‌های داخلی میشود؟

نکته  دوم  انتخاب زمان پخش این سریال غم انگیز  در ایام عیدسعید فطر وبعداز آن است! شبکه سوم سیما شبکه ای است که از بدو تشکیل بهعنوان شبکه جوانان معرفی شده و ساخت  سریالهای سرگرم کننده وشادی بخش در  اولویت آن  بوده است. پخش این سریال  غمگنانه  در  روزهائی که مردم انتظارشادی ونشاط بیشتری را دارند آن هم ازشبکه ۳ سیما جای تعجب فراوان دارد.پیش ازاین  ودر اولین  روزهای سال جدید نیز صداوسیما  دریک اقدام بدعت گونه تا دو روز بعد ازسالروز شهادت حضرت زهرا به تداوم عزادا ری پرداخت  واینک درست در ایامی‌که باید شادی افزایی کند  تلخترین صجنه‌ها را به خصوص در قسمت  دوم سریال  به نمایش میگذارد. آیا باید این را برمبنای اتفاق ارزیابی کرد یا تغییر استراتژی در رسانه ملی  رخ داده است؟   حضور اصغر پورمحمدی در معاونت سیما و همکار سابقش میرحسینی در مدیریت شبکه ۳سیما همراه با قائم مقامی‌سیدعلی حمیدی که ازمدیران خوش فکر حوزه سبما هستند با آنچه این روزها درشبکه ۳ درحال رخ دادن است سنخیت ندارد!  با ا

ین همه  این شبها  برای کسانی که میخواهند اوقات فراغتشان را پای برنامه‌های رسانه ملیشان بگذرانند،چاره ای جز دیدن این سریال در پربیننده ترین ساعات تلویزیون نیست  وخوشبختانه تنهائی لیلا سریالی باب سلیقه  ایرانی است که هم از عشق دم می‌زند و هم حس نوستالژی

رابرمی‌اانگیزاند،حتی اگر درمعاونت برون مرزی ساخته شده باشد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
۲ نظرات
  1. مصطفی می گوید

    نقد خیلی خوبی بود با توجه به مسایل روز این سریال اصلا محلی از اعراب برای جوانان امروزی ندارد
    با اجازه کپی کردم

    1. مدیر سایت می گوید

      هترمندارجمند ضمن تشکر،استفاده ازمطالب هنرلندباذکرمنبع آزاداست.موفق باشید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.