مدیریت ضعیف و مدیران کارنابلد، ویروس مهلک سینما و تلویزیون

سیدرضا اورنگ

مدیریت، امری است ذاتی که با آموزش و تجربه به تکامل می رسد.در طول تاریخ همواره مردان و زنانی بوده اند که با مدیریت صحیح، در جامعه خویش کارهای مفید انجام داده و تاثیر گذار بوده اند.

اداره هر کاری احتیاج به مدیری کارآمد و دلسوز دارد تا اداره امور بر مداری که باید قرار بگیرد.همان گونه که اداره یک وزارتخانه احتیاج به مدیری کار بلد دارد، چرخاندن چرخ سینما و تلویزیون نیز محتاج مدیرانی کاردان است.

مدیریت صحیح باعث پیشرفت چشمگیر سینما و تلویزیون در کشورهای پیشرفته شده است.برای اداره سازمان های دولتی سینما ، دفاتر تولید فیلم ، ریاست تلویزیون و مدیران شبکه ها ،باید مدیرانی کار بلد به کار گمارد، زیرا مدیران کارنابلد، نه تنها کاری از پیش نمی برند، بلکه آسیب رسان نیز هستند.

وضعیت سینما

مدت مدیدی است که برای اداره امور سینما و تلویزیون مدیران کاردان و مبتکری به کار گرفته نمی شود، به همین دلیل است که سینما و تلویزیون ایران، هر لحظه به قهقرا نزدیک و نزدیک تر می شوند.

سینما استاندارد

وقتی مدیر ضعیفی بر مصدر امور در سینما و تلویزیون تکیه می زند، برای اداره امپراطوری کوچک خود، مدیرانی پایین تر از حد توانایی خودش را به کار می گیرد تا ناتوانی اش به دید نیامده و در مواقعی که کار خراب می شود، خرابکاری را به آنان نسبت دهد.همچنین مشاوران را از وابستگان سببی و نسبی بر می گزیند تا مشاوره خوب ندهند و هیچ مخالفی علم مخالفت بر ندارد. این گونه مدیران ، ویروسی مهلک هستند که هر اداره و سازمانی را به نابودی می کشند که کشیده اند.

هنگامی که یک استاد دانشگاه با تهیه کنندگی افرادی که از سینما فقط لمپن بودن را آموخته اند، فیلم سخیف می سازد، نشان از ضعف مدیریت در سینمای ایران دارد. ترکتازی آقا زاده های بی سواد در عرصه تهیه کنندگی نیز ناشی از همین مشکل است.

وضعیت تلویزیون

تلویزیون ایران هم وضعیتی مشابه سینما و شاید بدتر از آن دارد.جولان اسپانسرهای گردن کلفت در میدان وسیع تلویزیون،هجوم آقازاده های بی تجربه، خرابکاری نورچشمی های سفارش شده و بستگان و وابستگان کارنابلد در قامت تهیه کننده و کارگردان در صدا و سیما نیز، تأکید مؤکدی است بر مصدر نشینی مدیران ضعیف.

مدیرانی که به هر سفارش از مابهتران لبیک می گویند و جز مداهنه سواد دیگری ندارند، نابودگرانی هستند که نمی توان بر آنان نام مدیر نهاد. دوری لحظه به لحظه مردم از رسانه ملی و تمایل آنان به سوی رسانه های غیر ملی را همین نامدیران رقم زده اند.

وظیفه صدا و سیما جذب مخاطب است یا دفع آن؟!

متأسفانه هیچ مدیری نیز نگران این مهم نیست، نگرانی که هیچ، بلکه از جدایی مخاطبان از تلویزیون بسیار هم خوشحال هستند، زیرا بیش از پیش می توانند برنامه ها و سریال های ضعیف و سخیف را ساخته و روی آنتن بی گیرنده بفرستند تا فقط کنداکتور را پر کرده و جیب خود را نیز قلمبه تر از همیشه کنند!

مدیران ضعیف هرگز نمی توانند با هنرمندان قوی و تهیه کنندگان سالم،با اخلاق و کاربلد همکاری کنند،چون در برابر سواد و توانایی آنان خود را حقیر می بینند، به همین دلیل است که افراد بی سواد و کار خراب کن را به کار می گیرند.

در ضعف مدیریت، سینما و تلویزیون گوی سبقت را از یکدیگر ربوده اند! ای کاش این قضیه بر عکس بود و آنها مانند دهه شصت رقابتی سالم و تنگاتنگ برای اعتلای سینما و تلویزیون ایران داشتند!
هرچند که به آینده این دو رسانه امید نداشته و نداریم، اما چشم به معجزه ای داریم تا رؤیای همیشگی مان به حقیقت بپیوندد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شانزده + 19 =