ماجرای نیمروز | نقد وارده | نوشته ای از مهدی نامجو

ماجرای نیمروز که عنوان بهترین فیلم سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرد با ورود به سیستم ویدیوی خانگی دوباره در معرض توجه قرار گرفته است. آنچه در پی خواهد آمد نقدی است که جناب آقای مهدی نامجو برای انتشار در هنرلند ارسال کرده اند که ضمن تشکر از ایشان منتشر می شود و از سایر علاقمندان و منتقدان عزیز برای ارسال نوشته هایشان در بخشهای مختلف سایت دعوت به عمل می آید.

ماجرای نیمروز

مهدی نامجو

 خلاصه ی فیلم:

فیلم، روایت درگیری نیروهای اطلاعات و مجاهدین خلق است. مجاهدین، موفق می شوند دکتر بهشتی، رییس جمهور رجایی و مردم عادی را ترور کنند. و همچنین رجوی و رییس جمهور بنی صدر را از کشور فراری دهند. در این درگیری ها، نیروهای اطلاعات هم موفق می شوند در پایان، “موسی” را که در آن مقطع، شخص اول مجاهدین است را بکشند!

نقد فیلم:

درگیری در سطح اندیشه، دیدگاه یا ایدئولوژی وجود ندارد.فیلم به درگیری این دو گروه در سطح فیزیکی میپردازد. هیچ گاه درگیری در سطح ایدئولوژی این دو گروه را نمی بینیم. ازین رو فیلم، مانیفستی (مفهوم) نمی تواند ارائه بدهد.

– فیلم “چ” ساخته ی “ابراهیم حاتمی کیا” در گفتگوی دکتر عنایت و شهید چمران توی قبرستان، دیدگاه رهبران هر دو گروه درگیر را در سطح دیدگاه و ایدئولوژی را می توانیم ببینیم.(هر چند فیلم مذکور نمی تواند به سرانجامی قابل قبول برساندش)

– فیلم “مخمصه” ساخته ی “مایکل مان” صحنه ای که رابرت دنیرو و آلپاچینو در رستوران با هم صحبت می کنند، درگیری سرگروه های آن دو گروه را در سطح دیدگاه می توانیم ببینیم.

# فیلم، شخصیت نمی سازد.

در ماجرای نیمروز به همه ی کاراکترها تقریبا به یک اندازه پرداخته میشود. فیلم در پایان نمی تواند کاراکتری را از دل آن جمع بیرون بکشد و به واسطه ی انتخابش از بین دو راه، او را به شخصیت تبدیل کند و مانیفستی برای فیلم بسازد.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

– در فیلم “روزی روزگاری در آناتولی” ساخته ی “جیلان”، گروهی متشکل از دکترِ پزشکی قانونی، مامور قضایی و پلیس ها، میروند تا جسدی را که قاتل در زیر خاک پنهان کرده را پیدا کنند و برگردانندش.

فیلم با جمع و تعدادی کاراکتر شروع می شود. اما در اواخر فیلم، کاراکترِ دکترِ پزشکی قانونی را از جمع جدا می کند. سپس بواسطه ی طراحی موقعیتی، او بر سر دو راهی اینکه بگوید مقتول را زنده به گور کرده اند یا نه، قرار می گیرد. دکتر، انتخاب میکند تا نگذارد اوضاع کثیف تر از چیزی که هست، بشود.

فیلم ماجرای نیمروز
فیلم ماجرای نیمروز

– در اواخر فیلم “درباره الی” ساخته ی “اصغر فرهادی”، کاراکتر سپیده را از جمع جدا می کند، او بر سر دو راهی بردن آبروی “الی” یا همراهی با جمع، قرار میگیرد. سپیده با انتخاب اینکه آبروی الی را ببرد، تبدیل می شود به شخصیت.

– در فیلم “مخمصه” ساخته ی “مایکل مان”، رابرت دنیرو را بر سر دو راهی انتخاب عشق یا فرار، قرار می دهد. دنیرو فرار را انتخاب میکند و تبدیل شدنش به شخصیت

#فیلم مانیفست نمی سازد

برای ساختن مانیفست، باید کاراکترها در سطح دیدگاه و اندیشه نیز با هم درگیر شوند. سپس در اواخر فیلم بر اساس همان دیدگاه ها، موقعیتی طراحی شود که کاراکتر اصلی بین انتخاب دو راه قرار بگیرد.

انتخاب کاراکتر، او را تبدیل به شخصیت میکند و نوع و جنس انتخاب شخصیت، مانیفست فیلم را می سازد.

در “ماجرای نیمروز” در اواخر فیلم، مهرداد صدیقیان بعد ازینکه معشوقه اش را در خانه ی موسی پیدا می کند، باید موقعیتی طراحی میشد که به دور از چشم هر دو گروه، بدنبال معشوقه اش می رفت.

در گوشه ای با او گفتگو می کرد.

در این صحنه ی گفتگو علاوه بر تعلیق نفس گیر، هم درگیری در سطح دیدگاه و ایدئولوژی این دو گروه را می دیدیم و هم اینکه صدیقیان بعد ازین دیدار، بر سر دو راهی ای قرار می گرفت که باید بین معشوقه اش و یا انجام وظیفه (اعتقادش) یکی را انتخاب می کرد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شانزده + 5 =