قصه‌هائی برای غصه،غصه‌هائی برای تفکر

نقدی بر فیلم سینمائی ” قصه‌ها”

علیرضا دباغ

جامعه شناسی سینما یک شاخه از مطالعات میان رشته ای درحوزه ارتباطات به شمار می‌رود که باوجود اهمیت فرهنگی واجتماعیش وتلاش فیلمسازان برای خلق آثاری درخورتوجه درحوزه مسائل اجتماعی جامعه امروز، کمتر مورد توجه پژوهشگران هنر هفتم درکشورمان قرارگرفته است.

تالکوت پارسونز جامعه شناس مشهور(۱۹۰۲-۱۹۷۹) با ارائه نظریه جامعه سیستمی‌،تقسیم بندی ۴گانه ای از جامعه ارائه کرده است .اوجامعه را به ۴ سیستم اصلی تقسیم میکند :

اقتصاد،سیاست ،فرهنگ وهمبستگی اجتماعی .او معتقدبود این ۴سیسیتم  دارای روابط متقابلی با یکدیگر هستند.رخشان بنی اعتماد  به عنوان یک فیلمساز اجتماعی باعلاقمندی ذاتی به سینمای مستند، درآخرین ساخته خود ،قصه‌ها به هر ۴ سیستم توجه کرده  وروابط متقابل آن را در قصه‌های زندگی شخصیتهای فیلمش به نمایش درآورده است.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

کارگر اخراجی کارخانه عضوی از سیستم اقتصادی ،دانشجوی ستاره دار نمادی از زخمهای سیستم سیاسی ، مشکلات زن صیغه ای نمونه ای از ایرادات  سیستم فرهنگی   و دخترداوطلب مددکاری  الگوئی  از سیستم همبستگی  اجتماعی به شمار می‌روند که هرکدام در قصه‌های رخشان بنی اعتماد  قصه جداگانه ای داشته اند اما با هنرمندی فیلمساز به زیبائی  به هم گره خورده اند.

نمونه‌های دیگری برای نشان دادن این ۴ سیستم درفیلم وجوددارد که اگر هم وجود نداشتند باز ادله لازم برای ارتباط متقابل ۴ سیستم پارسونز در این فیلم به حدکافی موجود بود.

مثلا آنکه چگونه فشار اقتصادی بر مرد کارگر وفشار روانی حاصل از فقر ،اورا به بدخلقی وسؤظن به همسرزحمتکش خود میکشاند که اونیز در زمانی قبل از ازدواج اخیرش ، زن صیغه ای مرد متمول سالخورده ای  بوده است. دراینجا دوعامل اقتصادی وفرهنگی  روابط  متقابلی را نشان می‌دهند .از یکسو رکود حاکم براقتصاد ایران و از سوی دیگر تابوی فرهنگی زن صیغه ای بودن در دوسیستم اقتصاد وفرهنگ  تقابل وتعاملی تأمل برانگیز را یادآوری می‌کند. همانگونه که ماجراجوئی مرد وزن جوان در صحنه سازی از یک آدم ربائی ساختگی برای رفع مشکل اقتصادومعیشتشان، یادآور داستان دخترپولدار ومعشوق تهیدست در فرهنگ داستانی ماست که پیش ازاین ، در بسیاری از آثار سینمائی موردتوجه واستفاده واقع شده است.

gheseha-10-470x275

یا محرومیت دانشجواز تحصیل به دلیل فعالیتی سیاسی چگونه او را از کرسی علم ودانش به جایگاه شغلی آبرومند اما نه درخورشأن او یعنی رانندگی دریک مؤسسه مددکاری میکشاند وداستان ساده عشقی  پاک وبی ریا ،باعلم بر بیماری لاعلاج دخترمدکار!

اما نکته  اینجاست که فیلمساز این بار نه به عنوان جامعه شناس بلکه به عنوان یک هنرمند توانسته است  روابط متقابل س%

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.