فریده کثیری | از فیلمنامه نویسی تا کتاب “خانم بلندگو”|قسمت اول

فریده کثیری متولد شانزدهم مهر ماه سال ۱۳۴۱ است. لیسانس روانشناسی کودکان استثنایی دارد و دبیر مدارس استثنایی ست. از دوران نوجوانی می نوشت و بیش از آنکه بنویسد می خواند.نویسندگی را با عضویت در انجمن ادبی برگ سبز اصفهان که زیر پوشش حوزه هنری بود شروع کرد،سپس به طنز نویسی در هفته نامه ی مهر پرداخت ،اما همواره دغدغه ی اصلی اش سینما بود ،لذا فعالیت فیلمسازی را از سال ۱۳۶۸در انجمن سینمای جوانان اصفهان آغاز کرد. پس از گذراندن دوره های فیلمسازی در ساخت فیلمهای هشت میلیمتری به عنوان دستیار کارگردان و فیلمبردار با کارگردانان مختلف همکاری کرد که مهمترین آنها فیلم« عکس سوخته» بود که‌ با اصغر فرهادی همکاری داشت. در سال ۱۳۶۹فیلم هشت میلیمتری “تولدی دیگر” را به عنوان اولین تجربه ساخت که در دو جشنواره شرکت کرده و جوایزی هم بدست آورد. پس از آن به دلیل مشغله خانوادگی و معلمی دوباره به نویسندگی روی آورد. فیلمنامه «با تو می مانم»در مورد دفاع مقدس و جانبازان در سال ۱۳۸۲در جشنواره کشوری جانبازان مقام اول بهترین فیلمنامه کوتاه را بدست آورد.
یک مجموعه داستان کوتاه به نام «خانم بلندگو»در سال ۱۳۹۳به چاپ رساند که در جشنواره کتابهای برتر به عنوان کتاب برگزیده نوجوانان انتخاب شد و به عنوان یکی از کتاب های برگزیده در نمایشگاه فرانکفورت آلمان شرکت داده شده است. آنچه در زیر می خوانید، حاصل گفتگوی من با خانم فریده کثیری است:

هنرلند خانم فریده کثیری، چطور شد که توانستید از دنیای جذاب سینما جدا شوید و به سمت نوشتن بروید؟

همیشه برایم نوشتن و خواندن اولویت و دغدغه ای اصلی زندگیم بود ،حتی هنگامی که وارد کار سینما شدم ،کاری که ارتباطی تنگاتنگ با نوشتن داشت ،سینما با نوشتن شروع می شود .باید اول از همه بتوانی بنویسی و آنگاه نوشته هایت را به تصویر در آوری. من هرگز از نوشتن جدا نشدم که دوباره بخواهم به آن برگردم .سینما هم برایم در کنار نوشتن معنا پیدا می کرد برای ساختن فیلم، اول باید فیلمنامه ای نوشته می شد و برای نوشتن فیلمنامه اول باید قصه ای نوشته شود. ولی خب سینما هنر مستقلی نیست که با قصه شروع کنی و فیلمنامه و بعد فیلم و قس علیهذا…سینما هنری است وابسته به دهها هنر و نفر دیگر، تهیه کننده ،فیلمبردار ،صدا بردار ،بازیگر ،طراح صحنه و غیره ،در واقع هنری دسته جمعی است . در نویسندگی تو هستی و قلم و کاغذ و ذهن و ضمیر ناخودآگاه یکه تازی های خودت و خودت …بضاعت مالی چندانی نمی خواهد ،اما برای سینماگر شدن حرفه ای باید پول و پارتی و خیلی پ های دیگر داشته باشی وگرنه قصه ات حتی اگر تبدیل به فیلمنامه شود هرگز از روی کاغذ فراتر نخواهد رفت .
نویسندگی بر فیلمسازی هم از نظر ارتباط با مخاطب ارجحیت دارد ،خواننده کتاب با نویسنده در فعل و انفعال است و ذهنش در گیر است.خواننده بر اساس آنچه می خواند صحنه ها و فضا و شخصیت ها را تصور و تجسم می کند و منفعل نیست .اما در سینما همه چیز حاضر و آماده است ،فقط هلو ،برو تو گلو. در فیلم بر باد رفته اسکارلت اوهارا ویویان لی است. او را همین شکلی که کارگردان می گوید ببین. اما در رمان بر باد رفته به تعداد خوانندگان اسکارلت اوهارا وجود دارد .
پس قدرت کتاب و نوشتن قویتر از فیلم است .من هم به آنچه قوی تر است بیشتر علاقه دارم.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید
فریده کثیری

هنرلند داشتن قلم طنز ، کار هر کسی نیست. از داستانهای شما خوانده ام و طناز بودن قلمتان را دلنشین یافتم. این روحیه طنز نویسی را چطور در نوشته هایتان پیاده می کنید؟

اگر باور داشته باشیم که شخصیت و روحیات و دیدگاههای نویسنده در نوشته هایش منعکس می شود ،باید بگویم من ذاتا شوخ طبع و بذله گو هستم و این روحیه را از پدر عزیزم به ارث برده ام که همیشه شوخ و طناز بود و از کودکی با هر موضوع کوچکی ما را مدتها می خنداند ،به غم‌ها و نگرانی های زندگی هم همیشه با نگاه مثبت می نگریست . محافل و مجالس خانوادگی همواره به وجودش گرم بود و کاریزمای قوی و پر انرژی و مثبتش الگوی بزرگ من در زندگی بود ،نمی دانم اگر ژنی با نام طنز و شوخ طبعی وجود داشته باشد من صد در صد آن را از پدرم به ارث برده ام و اگر هم تربیتی و اکتسابی باشد باز هم پدرم نقش داشته و همه را مدیون او هستم .
در نوشتن هم همینطور است ،خودبه خود نوشته می شود ،ضمیر ناخودآگاه عنان اختیار را در دست می گیرد و یکه تازی می کند و چنان می شود که حتی یک نوشته ی جدی و یا اداری تبدیل به یک لطیفه یا جوک می شود که البته این وقتها باید جلویش را بگیرم.

گفتگو با فریده کثیری ادامه دارد…

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو + یازده =