فردوسی و رستم و شاهنامه و مبارزه، نامیرا هستند!

تمام اهالی فرهنگ و هنر، فردوسی و مردم، رستم هستند و هنوز هم فردوسی ها و رستم ها و نگارش شاهنامه ها ادامه دارد و زنده اند!

فردوسی و رستم و شاهنامه و مبارزه، نامیرا هستند!|سرزمین هنر| جبارآذین|ادبیات

بزرگانی مانند فردوسی جاودان و دیگر مشایخ و چهره های نامدار ادب و هنر ایران زمین که عمر و هستی خود را برای پاسداری و اشاعه و ارتقای فرهنگ و هنرکشور هزینه کرده و خود در نهایت فقر و انزوا در دوران حاکمیت های زر وزور و تزویر،،درست مانند هزاران دلاوری که با خون خود ایران رامانا نمودند و بسیاری حتی نام و مدفن شناخته شده ندارند، دیگر در میان ما نیستند که ثمره همت ها و فداکاری ها وخدمات ارزشمند خود را ببینند.

ازهمین رو،برای حاکمان سیاست و اقتصاد و اجتماع ،خطر ندارند و می شود با سانسور نظرات وعقاید و آثار آنها، چنانچه اهل مبارزه با شر و بدی وظلم بوده اند و ربط دادن آنها به تاریخ و گذشته، برای شان به صورت صوری، بزرگداشت گرفت و مراقب بود که نه سیخ بسوزد و نه کباب.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

به عنوان نمونه با تبلیغ و ترویج اینکه، آرای فردوسی کبیر،تخیلی و جنگ های رستم و دیگر دلاوران شاهنامه، افسانه و موهوم و غیر واقعی بوده و ارتباطی با واقعیت های جوامع و حاکمان ثروتمند بدون دانش و فرهنگ و فردوسی ستیزهای دیروز و امروز ندارد، برایش آئین بزرگداشت گرفته می شود و با تحقیراهالی فرهنگ و هنر و ماندگاران این عرصه و فردوسی و زبان فارسی، تا آنجاکه دامنه مبارزات رستم ها با دیوها و ددها و…به روزگار ما کشیده نشود، شعار بدون محتوا و حمایت از ادبیات و هنر و فرهنگ و فردوسی های امروزکشور، زنده باد فردوسی سرمی دهند و چون همیشه کار خود را می کنند، کیسه های شان را پر می نمایند و با ساطورهای  سیاست، قدرت، ریا و سانسور، در واقعیت، فردوسی های امروز ایران را تحقیر و منزوی و خانه نشین می کنند و در واقع به طور دقیق و سنتی، کاراجداد خود، یعنی مقابله با اهالی خردمند فرهنگ و رستم باوران را اجرایی می نمایند.

به عبارتی فردوسی ستیزی، پیوسته در طول تاریخ ادامه داشته و اکنون و امروز هم ادامه دارد. نگاه کنید به سیل بی هنران درباری و اشرافی و هنرفروش و خیل عظیم هنرمندان راستین که مانند  فردوسی، در تنگنای فقر و آزار و سانسور و بی عدالتی و تحقیر روزگار می گذرانند.

آری،فردوسی های مرده برای دشمنان خرد و فرهنگ و هنر و هنرمندان و مردم، خطر ندارند، فردوسی های زنده که همچنان پرچم ادب و هنر و فرهنگ و ظلم ستیزی را برافراشته نگهداشته و از سلحشوری های رستم ها و نبردهای آنها می گویند و می نویسند، خطرناک هستند.

مخالفان رستم ها و فردوسی ها و هنر و فرهنگ، مردم،هنرمندان و دوستداران فرهنگ، از این نکته مهم غافل اند که رستم و فردوسی، تنها و فرد نبودند، تمام اهالی فرهنگ و هنر، فردوسی و مردم، رستم هستند و هنوز هم فردوسی ها و رستم ها و نگارش شاهنامه ها ادامه دارد و زنده اند!

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

− 2 = 2