عجب اوضاع قشم در کیشی است

نگاهی به ماجرای جکی چان و مدیر کل صداوسیمای کیش

اوضاع قشم در کیش که می‌گویند همین است. ماجرایی که از شدت عجیب بودن به مضحکه شبیه شده است؛ شاید اگر«جکی چان» بشنود با همان طنازی که دارد از این کمدی تراژیک تعجب کند.

ماجرا از آنجا آغاز شد که صحنه ای از فیلم حادثه ی شینجوکو محصول سال 2009 از دید تیزبین ناظر پخش یک شبکه ی تلویزیونی محلی در جزیره ای تفریحی سیاحتی در ایران در می‌رود و در پی آن مدیرکل آن مرکز، مدیر پخش و عوامل دست اندرکار این ماجرا را توبیخ و از کار برکنار می‌کند تا درس عبرتی شود برای تمام خاطیان که بدانند مدیریت رسانه با کسی شوخی ندارد.

اما فردای آن روز رییس رسانه ی ملی کشور که ماجرا را بررسی کرده است در یک اقدام شجاعانه مدیرکل مرکز را توبیخ و از سمتش عزل می‌کند تا همگان بدانند مدیریت عالی رسانه نمی‌گذارد مدیر بالا دستی قصور خویش را بر گردن مقصران دون پایه بیاندازد و با دید تیزبینانه ی خود حکم عزل مدیرکل را صادر می‌کند تا ماجرا خاتمه پیدا کند؛ اما ماجرا تازه آغاز می‌شود.

کمدی این ماجرا از جایی آغاز می‌شود که معاون رییس رسانه ی ملی که از مدیران بازنشسته ای است که با لطف و احسان دوستان دوباره دعوت به کار شده است، فردای روز عزل مدیرکل مرکز کوچک و جمع و جور جزیره ی تفریحی، همان مدیری را که رییس رسانه ی ملی به دلیل سهل انگاری عزل کرده است، به عنوان مشاور خویش منصوب می‌نماید.

برای تکمیل این پازل طنزآمیز، جناب معاون در متن حکمی‌که برای مشاور جدیدش صادر می‌کند می‌نویسد:

” نظر به حسن سوابق و تعهدی که دارید شما را به سمت مشاور معاون امور استانها منصوب می‌نمایم” !

اوضاع قشم در کیش
اوضاع قشم در کیش

 

راستش را بخواهید با تمام نا امیدی که از چرخه ی مدیریتی سازمان صداوسیما داشتم فکر می‌کردم رییس رسانه ی ملی در این باره واکنشی نشان دهد اما با گذشت قریب یک هفته از این انتصابِ بعد از عزل متوجه شدم که اتفاق خاصی نیفتاد و نخواهد افتاد و در برابر چشمان بیدار اهالی رسانه مدیر کل معزول در پست جدید قرار گرفته است.

از آنجاییکه سوژه عزل شده و نصب شده هر دو یکی هستند و عزل و نصب دو قطب مخالف هم هستندمنطقاً باید نتیجه گرفت یا رییس محترم سازمان صداو سیما  و یا معاون محترم ایشان درباره مدیرکل جزیره اشتباه می‌کنند. اما می‌دانیم که کمدی و تراژدی با تمام تفاوتهایشان دو روی یک سکه اند.

 

برای فهم بهتر این موقعیت دراماتیک، نامه ی یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه صداوسیما را بخوانید که در فضای مجازی دست به دست می‌شود:

ریاست محترم سازمان صداوسیما ج.ا.ا

جناب آقای علی عسگری
باسلام

احتراما و با عنایت به مهربانی و مهرورزی که در انتصاب مجدد مدیرکل معزول صداوسیما ی کیش در کمتر از بیست وچهار ساعت
شاهد بودیم
به استحضار می‌رساند که اینجانب به همراه بیشتر دانشحویان فارغ التحصیل بورسیه ای دانشگاه صداوسیما که با گذر سالها پس از فارغ التحصیلی،
بنابر تدبیر مدیریتی حضرتعالی و سلف‌های پیشین، نه تنها موفق به استخدام نشده ،بلکه مدرک آنها هم در گرو بوده و حتی از حق استخدام و امرار معاش در سازمان‌های دیگر نیز هم محروم مانده اند،
آمادگی خود را جهت پذیرفتن مسئولیت پخش تمامی‌فیلم‌های
#جکی_جان و باقی همکارانش ، اعلام می‌نمایم.
امید است که بنابر رویه‌های پیش آمده،پس از این امر، به سمت مشاور معاونین سازمان ارتقا یافته و از بیکاری و ظلم روا شده رهایی یابم.

با احترام

محمد حامد پورجعفری | کارشناس ارشد روزنامه نگاری “

اوضاع قشم در کیش
اوضاع قشم در کیش

 

طنز تلخ نهفته در این نامه ی دردمندانه ی این فارغ التحصیل نخبه ی دانشگاه صداوسیما ، حدیث نفس بسیاری از دانشجویانی است که با هزار امید و آرزو پای به دانشگاه رسمی‌رسانه ملی گذاشتند تا معبری به سوی مشاغل این سازمان باز نمایند غافل از اینکه پس از سالها درس خواندن باید نظاره گر اداره ی سازمان به دست فارغ التحصیلان سایر دانشگاهها و ساخت برنامه به دست تهیه کنندگانی باشند که اغلبشان بدون درس خواندن در این دانشگاه و یا حتی رشته‌های مرتبط زمام امور برنامه سازی را به دست می‌گیرند.

حکایت ماجرای صداوسیمای کیش ، من را به یاد شاعر زنده یاد کرمانشاهی ؛ احمد عزیزی انداخت که در شطحیاتش نوشته بود:

عجب اوضاع قشم در کیشی است

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.