شهلا زرلکی و ژانرهای متفاوت نوشتاری_قسمت دوم

در قسمت قبل با خانم شهلا زرلکی در خصوص چگونه نوشتن و بازخورد اولین کتابشان سوال کردیم . گفتگوی خود را در مورد کتابهای ایشان و کار پژوهش خانم شهلا زرلکی ادامه میدهیم.

هنرلند تا کنون چه آثاری از شما به چاپ رسیده است؟ در مورد ژانر کتابهایتان کمی توضیح بدهید.

بخش اول این سوال که باز برمی گردد به همان سوال اول که مربوط به رزومه کاری ست. من پنج تا کتاب در حوزه نقد ادبی نوشته ام. یک کتاب داستان که مجموعه داستان است با نام ما دایناسور بودیم. و دو کتاب که در ردیف مطالعات زنان قرار می گیرد. در خدمت و خیانت زنان و زنان، دشتان و جنون ماهانه. من هربار به جانبی می روم. همین چند وقت پیش اتفاقا در یک مصاحبه سوال کردند که بالاخره منتقدم یا پژوهشگر یا داستان نویس. جوابی که دادم را همین جا کپی می کنم چون جواب سوال شما هم هست که درباره موضوع کتابها می پرسید.

من به این نتیجه رسیده‏ ام که مهم نیست ما خودمان را چه می‏ دانیم و می‏ نامیم، مهم این است که مخاطب ما چه عنوانی به ما می‏دهد. و جالب اینکه سوای آنچه دوست داریم باشیم یا نباشیم، به مرور تحت تاثیر القای مخاطب قرار می‏گیریم. مخاطب هم من را منتقد ادبی و پژوهشگر می‏ داند ظاهرا. من اما تفکیک و مرزبندی پررنگی بین گرایش‏های خود در حوزه نوشتن، قایل نیستم. یعنی چندان اصرار ندارم که حتما منتقد ادبی باشم یا پژوهشگر مسایل زنان و یا داستان‏‏ نویس و شاعر. همه اینها برای من جذابیت خودشان را دارند. به همین دلیل طی این هجده سال به تناوب از این عرصه به آن عرصه در حال آمد و شدم! هر وقت ضرورت ذهنی ایجاب کرده شعر نوشته‏ ام. هر وقت جای خالی پژوهشی -مثل دشتان- را حس کرده‏ام رفته‏ ام سراغ تحقیق و پژوهش و وقت‏ هایی هم جز نقد ادبی کار دیگری به ذهنم نمی رسیده! داستان هم که یک تفنن شیرین است و اتفاقا باز وسوسه‏ اش آمده سراغم در شکلی تازه. پس من همه اینها با هم هستم و البته می‏دانم که اصلا به مذاق خیلی‏ ها خوش نمی‏آید این پریدن‏ های از این شاخه به آن شاخه. نگاه جزمیت خواه از تو فقط یک عنوان، یک تخصص می‏خواهد… شاید حق با آنهاست!

هنرلند عموما شما را به عنوان محقق و پژوهشگر میشناسند. در مورد کارهای پژوهشی خودتان و روند نگارش کتابهای پژوهشی بگویید.

کارهای پژوهشی البته نیست. یک کار پژوهشی دارم که تجربه جالب و لذت بخشی برایم بود این تحقیق و پژوهش. منظورم کتاب دشتان است که قاعدگی را در تاریخ و اسطوره می کاود. اولین عاملی که سبب شد بروم سراغ این موضوع جای خالی آن بود. یعنی خیلی ساده نگاه کردم و دیدم چنین موضوعی تا به حال در تاریخ و دین و اسطوره به شکل منسجم در قالب یک کتاب منتشر نشده است. خب برای کار پژوهشی، بکر بودن و تکراری نبودن نکته خیلی مهمی ست. می دانستم که مخاطب هم استقبال می کند. زنان هر ماه با این پدیده زیستی درگیرند و برایشان کنجکاوی برانگیز است چنین موضوعی. روند تحقیق کمی دشوار بود چون منابع فارسی موجود نبود و باید می رفتم سراغ منابع خارجی پراکنده در دنیای هزارتوی نت و البته ورق زدن کتاب های دینی و تاریخی در کتابخانه. خلاصه جدای از موضوع که دغدغه ام بود، نفس این گشتن و زیر و رو کردن هر متنی که نشانی از این موضوع داشت برای خودم لذت بخش بود. نتیجه رضایتبخش و اشتیاق مخاطب هم لذتم را مضاعف کرد.

هنرلند گفتگو با خانم شهلا زرلکی ادامه دارد…

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × دو =